یک ماه با سه حماسه ماندگار
۱۴۰۴/۱۰/۲۴
تاریخ انقلاب اسلامی ایران را نمیتوان صرفاً در قالب توالی سالها، تغییر دولتها و جابهجایی مدیران آن خلاصه کرد. این تاریخ، پیش و بیش از هر چیز، تاریخ میدانداری ارادههاست؛ صحنههایی که در آن، حقیقت از دل غبار فتنه و تهدید سر برمیآورد و ملتی با تشخیص و حضور به موقع، معادلات طراحیشده دشمن را بر هم میزند. در این منظومه تاریخی، برخی روزها فقط «مناسبت» نیستند، بلکه «معیار»ند؛ معیار سنجش ایمان حقیقی، بصیرت اجتماعی و نسبت واقعی مردم با نظام و مرزبندی با دشمن. حکمت بصیرت مردم در همین روزها است که امام روشن ضمیر انقلاب اسلامی خمینی کبیر (قدس الله نفس الزکیه) و رهبر حکیم و سکاندار انقلاب اسلامی چه زیبا و با تعبیری دقیق و الهامگرفته از آیات قرآن کریم، از این روزها با این مناسبتهایی که در آن رخ داده به عنوان «ایامالله» یاد میکنند. روزهایی که نیت و همت مردم، به مجرای تجلی نصرت الهی تبدیل میشود و حوادث، معنا و جهت تازهای پیدا میکنند.
1-در میان ماههای تقویم انقلاب اسلامی، دیماه جایگاهی ویژه و متمایز پیدا کرده است. دی، ماه تضادهای معنادار است؛ ماهی که هم داغ دارد و هم افتخار، هم اندوه دارد و هم شکوه، هم یادآور فقدانهای سنگین است و هم ثبتکننده پیروزیهای سرنوشتساز. دیماه، ماه آزمونهای بزرگ و پاسخهای بزرگتر ملت ایران است. از سیزدهم دی و شهادت حاجقاسم سلیمانی، فرماندهای که نامش با میدان، اخلاص، عقلانیت انقلابی و شکست پروژههای امنیتی آمریکا در منطقه گره خورده است، تا نهم دی ۱۳۸۸؛ روزی که ملت ایران با حضوری قاطع، خودجوش و معنادار، بساط فتنهای پیچیده و چندلایه را برچیدند تا آن حماسه ماندگار چند ده میلیونی تشییع پیکر آن فرمانده اسطورهای جمهوری اسلامی در 16 دی و حماسهای به یاد ماندنیتر دیگر در 22 دی آنهم در شرایطی که عوامل داعشی دشمن در خیابانهای کشور، مردم را سلاخی میکردند و سردمداران کاخ سفید و تلآویو تهدید میکردند که در صورت برخورد حکومت با عوامل میدانی آنها به حمایت از اغتشاشگران وارد فاز نظامی خواهند شد. اما مردم فوج فوج در صفهای فشرده دهها کیلومتری بدون توجه به این تهدیدها و ترسی به میدان آمدند تا در سومین دهه دی ماه نیز همچون دو دهه دیگر افتخار دیگری بر تارک زرین انقلاب بنشانند. در سه دهه از یک ماه، سه حماسه آفریده شد. دهه اول باحماسه 9 دی بساط فتنه 88 برچیده شد و در 15 تا 17 دی مردم قدرشناس ایران عزیزترین فرمانده شهید خود را بر روی دستان خود با حضور دهها میلیون نفری تشییع و بدرقه بهشت کردند و در سومین دهه این ماه با حضور میلیونی خود در همه شهرهای کشور، خط بطلان بر همه فتنههای آمریکایی– اسرائیلی کشیدند. حالا میتوان گفت که دی ماه به عنوان سمبل مقاومت و بصیرت ملت ایران، ماهی است که در آن، نقابها کنار رفته و صفوف حق و باطل، آشکار گردید.
2- 22دی، مردم به خیابانها آمدند تا بگویند دعوا بر سر «اعتراض به سختی معیشت و گرانیهای افسار گسیخته» نیست و اگر جماعتی داعشگونه از مرزهای اعتراض عبور کنند و اعتراضهای به حق مردم تبدیل شود به «تخریب اموال عمومی و سرمایههای مردم»، «زنده زنده آتش زدن مامور تامین امنیت و بانوی پرستار حافظ سلامت»، «سلاخی کردن پلیس و مردم با فجیعترین حالت»، «کشتن مظلومانه کودک سه ساله»، «آتش زدن مساجد و سوزاندن قرآن کریم این کتاب آسمانی که موجب احترام همه ادیان آسمانی است»،«بیحرمتی به مقدسات»، «آتشزدن پرچم جمهوری اسلامی که برای برافرازی آن صدها هزار نفر از پاکترین جوانان این مرز و بوم فدا شدهاند»، «خوشحالی رسانههای دشمن از اینترنشنال گرفته تا بیبیسی و صدای آمریکا و کفزدنهای نتانیاهو و ترامپ» و... دیگر اسم آن اعتراض نیست؛ بلکه فتنه است و وظیفه مؤمن در فتنه، سکوت و تماشا نیست. 22 دی به تعبیری روز دیگری از «جوشش بصیرت» ملت ایران بود که در امتداد 9 دی و حضور
چند ده میلیونی در مراسم تشییع حاج قاسم سلیمانی شکل گرفت. روزی که مردم بدون آنکه کسی برایشان اتوبوس بفرستد، بدون آنکه جایزهای در کار باشد، با هزینه خود، با دل خود، به میدان آمدند و گفتند «خط قرمز ما اصل نظام و ولایت و امنیت است». این پیام وقتی به واشنگتن و تلآویو رسید، بسیاری از میزهای طراحی براندازی را بر هم زد؛ چراکه معلوم شد روی «خیابان» در ایران نمیتوان مثل برخی پایتختهای عربی و منطقه حساب باز کرد.
3-اما دشمن، دشمن است؛ عقبنشینی تاکتیکی میکند، اما هیچگاه نباید انتظار تغییر ماهیت از آن داشت. این بود که دیدیم ترامپ بلافاصله پس از خوردن تودهنی از ملت ایران به تنظیم کارخانهای خود بازگشت و اعلام کرد«از همین لحظه، هر کشوری که با جمهوری اسلامی ایران تجارت کند، برای هر گونه تجارتی که با ایالات متحده آمریکا انجام دهد، تعرفه ۲۵درصدی پرداخت خواهد کرد. این دستور قطعی و نهائی است». این جدیدترین اظهارنظر ترامپ درباره ایران است که دوشنبه شب پس از اغتشاشات روزهای گذشته و پس از حضور میلیونی مردم بیان کرد. این سناریوی سوختهای است که بارها امتحان شده است و سال ۸۸ نیز بعد از آشوبهای فتنه سبز، دولت آمریکا با تحریمهایی که عنوان فلجکننده و ثانویه به آن داده بود، به سراغ مردم ایران آمد.
اقدامات ترامپ و متحدین اروپایی او ثابت کرده که جبهه استکبار بار دیگر پروژه خود را از خیابان به «اقتصاد» و «امنیت منطقهای» منتقل خواهدکرد. تحریمهای موسوم به فلجکننده، ترور دانشمندان هستهای، جنگ رسانهای تماموقت، ایجاد ناامنی در مرزها و تقویت رژیم کودککش صهیونیستی در منطقه همه حلقههای یک زنجیره هستند تا شاید این ماشین به گل نشسته بتواند از باتلاقی که گرفتار جنگ اوکراین و بیآبروییهایی رژیم کودککش صهیونیستی شده و صدای شکستن استخوانهای آن براحتی شنیده میشود با این چنگ و دندان نشان دادنهای تصنعی، رعب و ترس در دل مردم ایران و جبهه مقاومت و آزادگان جهان ایجاد کند. غافل از آنکه دیگر دوران آن
لاف زدنهای در غربت گذشته است. این را میتوان از پاسخ قاطع مقامات چین به ترامپ پس از آنکه اعلام کرد هر کشوری که با ایران دادوستد انجام دهد، مشمول تعرفه ۲۵ درصدی خواهد شد، فهمید. دولت چین آشکارا مخالفت خود را با هرگونه تهدید تعرفهای دولت آمریکا علیه کشورهایی که با ایران همکاری اقتصادی دارند، اعلام کرد. سخنگوی وزارت خارجه چین «مائو نینگ» در نشست خبری روز دوشنبه در واکنش به تهدیدهای رئیسجمهور آمریکا علیه ایران گفت: «پکن با دخالت در امور داخلی کشورهای دیگر و استفاده از زور یا تهدید در روابط بینالملل مخالف است و بر این باوریم که حاکمیت و امنیت همه کشورها باید کاملا با کمک قوانین بینالمللی حفظ شود.» مائو نینگ با بیان اینکه پکن از نزدیک اوضاع ایران را زیر نظر دارد، افزود: «مطمئن هستیم تهران بر مشکلات غلبه خواهد کرد و ثبات این کشور حفظ خواهد شد».
4-در محاسبات اتاقهای فکر غربی، مردم ایران باید در چنین شرایطی دچار هراس، التهاب، شایعهپذیری و فاصله گرفتن از حاکمیت میشدند. قرار بود با کشتهسازی و خشونتی که به خرج داده میشود دیوار اعتماد مردم به نظام ترک بردارد و بنگاه خبرسازیهای دروغین دشمن با برجسته کردن خشونت پلیس، نظام جمهوری اسلامی را بیاعتبار کند. اما به قول فرمانده نیروی انتظامی، پلیس مظلومانه با دستان خالی ایستاد و نیروی کف میدان او سلاخی شد و در آتش سوخت تا روایت غلط دشمن بر روایت درست انقلاب غلبه نکند. قرار بود فضای مجازی پر شود از شایعات فرار مسئولان، سقوط شهرهای کشور- همانگونه که در مشهد چنین کردند- و فروپاشی قریبالوقوع نظام و جامعه به سمت بیاعتمادی و یأس. اما واقعیت میدان به گونهای دیگر رقم خورد. مردم ایران، همان مردمی که در ۹ دی فتنه را لگدکوب کردند، این بار چهار روز دندان روی جیگر گذاشتند و همه این شقاوتها، جنایتها و بیحرمتیها را دیدند و در نهایت با حماسه ماندگار 22 دی کاری کردند کارستان تا آنجا که همان دشمنانی که میگفتند کار جمهوری اسلامی تمام است، پروژهشان را شکست خورده اعلام کردند و هر کدام تقصیر را به گردن یکدیگر انداختند. این روزها درگیری جبهه کفر دیدنی است تشکیلات تروریستی منافقین و سلطنتطلبان که در روزهای اخیر برای به آشوب کشیدن ایران اسلامی و شکاف در بدنه ملت، اشتراکنظر داشتند، اکنون خواستار حذف جدی همدیگر از صفحه روزگار شدهاند.
خیال خام براندازی و گرفتن قدرت پس از جمهوری اسلامی، جریانات ضد انقلاب را به تکاپو واداشته بود تا با شکل دادن به کارزارهای میدانی و مجازی، به دروغ خود را در میان مردم مشروع و دارای حمایت حداکثری نشان دهند، اما با شکست پروژه براندازی، این تفالههای بیوطن و مزدور آمریکا بهدنبال جویدن خرخره هم هستند تا جایی که یکی از چهرههای رسانهای سلطنتطلبان با استناد به گزارشی از «تایمز اسرائیل»، مدعی برنامهریزی برای ترور ربع پهلوی از سوی منافقین شده است.
5-بنابراین، از فتنه ۸۸ تا آشوبهای 1401 و از جنگ ۱۲ روزه تا اغتشاشهای روزهای اخیر، هرچه دشمن هزینه کرده، با وجود همه دلخوریهای مردم از تنگی معیشت و کاستیها، در نهایت به تقویت «اعتماد ملت به نظام و انقلاب» انجامیده است. دشمن هر بار آمد تا پایان جمهوری اسلامی را جشن بگیرد، ملت ایران در عمل، یک حماسه دیگر در دفتر تاریخ این مرز و بوم ثبت کرد. ۹ دی و 22 دی، قطعا دو صفحه طلایی از همین دفترند؛ دو صفحهای که هر خواننده منصفی را به یک نتیجه واحد میرساند؛ این مردم، در مقابل دشمن، محکم ایستادهاند و این ایستادگی، نه یک شعار احساسی، که یک واقعیت محاسباتی و راهبردی است؛ واقعیتی که هر کس آن را نبیند، دیر یا زود بهای سنگین خطای خود را خواهد پرداخت.
حسن رشوند