خبرِ ، اسلام ستیزان ضد بشر و جنایتکار و ....
۱۴۰۴/۱۰/۲۸

خاخام صهیونیست: ما نمیفهمیم که جمهوری اسلامی در قلب مردم ایران جا دارد
خاخام و سیاستمدار صهیونیست و عضو سابق کنست اسرائیل تاکید کرد: انقلاب خمینیستی، تبدیل به یک مدل شد، و دومینویی در کل جهان اسلام ایجاد کرد. ایرانیها موفق شدند و امروز هم برای اسلام میجنگند، هر چند ما نتوانیم این واقعیت را درک کنیم. ایران، مصر و لیبی و رومانی نیست. امروز دیدگاه (آیتالله خامنهای) در نظام ارزشی و قلبهای بسیاری از مردم ایران، نهادینه شده است.
مایکل بن آری در توصیف واقعیت ایران فراتر از تبلیغات براندازی گفت: نمیدانم احتمال فروپاشی رژیم ایران چقدر است اما میخواهم توجه شما را به یک نکته بسیار بسیار مهم جلب کنم و آن تفاوت حکومت ایران با رژیمهایی در جاهای دیگر است مثل رژیم رومانی یا حتی مبارک در مصر یا نمونههای مشابه دیگر.
واقعیت ایران کاملا متفاوت است. و اینجا باید وارد ذهنیت اسلامی شد و حتی بیش از آنم، وارد ذهنیت اسلام شیعی شد. آنها از زمان واقعه کربلا دورههای بسیار محدودی (از حاکمیت) را داشتهاند که در آن نوعی دوران طلایی را تجربه کرده باشند. دورهای که در آن شیعیان یک عامل بسیار مهم در اسلام به طور خاص و در جهان به طور عام بودند.
آنچه در انقلاب خمینیستی 1979- 1980 رخ داد، یک بشارت عظیم برای تشیع بود، بشارتی بزرگ و تاریخی. آنها موفق شدند یک جمهوری اسلامی تاسیس کنند. بگذارید این را در چهارچوب خودشان ببینیم. خودشان اینگونه نام گذاشتند: جمهوری اسلامی. یعنی کشوری که بر اساس نظر و حاکمیت فقیه دینی اداره میشود. در ابتدا خمینی بود و امروز خامنهای.
این پدیده، تبدیل به یک مدل شد؛ اینکه باید جهان را اسلام رهبری کند. یا دقیقتر بگویم؛ آنچه در ایران رخ داد، دومینویی در کل جهان اسلام ایجاد کرد. برای مثال، حزبالله محصول همان انقلاب خمینیستی بود. به همین ترتیب، حماس و شتابی که پیدا کرد. این شتاب چه زمانی اتفاق افتاد؟ در دهه 89 میلادی. در ابتدا با سازمانی به ظاهر مدنی روبهرو بودیم که منتظر انفجار و ظهور بود. چه چیزی نیروی اصلی را به آن داد؟ انقلاب خمینیستی در ایران.
آنها الگو بودند؛ نمونه و مدل موفق. اکنون هم کسانی که در ایران میجنگند، رژیمی که میجنگد، برای جان [آیتالله] خامنهای نمیجنگد. يا براى جان رئيس ستاد ارتش يا رئیس دولت و امثال آن؛ آنها براى اسلام میجنگند، براى على [علیهالسلام] میجنگند. و اینجاست که باید وارد این ذهنیت شد؛ ذهنیتی که برای ما بسیار دشوار است آن را درک کنیم و بفهمیم.
فرد مذهبیِ متعهد و پایبند و مؤمن که احساس میکند باید همه چیزش را بدهد تا از آن دستاورد عظیم اسلامی محافظت کند. دستاوردی که پس از تقریبا 1400 سال رخ داده است.
این موفقیت شیعیان در ایران، مسئله ساده و کماهمیت نیست. و به همین دلیل برایشان کشته شدن مهم نیست. یک چیز میتواند این وضعیت را به هم بریزد: عبور از خط قرمز. اگر در سپاه و بسیج و همه سازمانها و نیروها شکاف و عبور از خطوط رخ دهد، آن زمان امکان سقوط وجود خواهد داشت اما در حال حاضر صادقانه باید گفت که ایران توانسته در نظام ارزشی و در دلهای بسیاری از مردم، همان دیدگاه [آیتالله] خامنهای را نهادینه کند. این ماجرا شبیه مصر یا لیبی در آستانه سقوط نیست. اینها قابل مقایسه نیستند. تصویر ایران، کاملا متفاوت است.
خبرنگار کانال ۱۴ اسرائیل: معترضان ایرانی را ما مسلح کردیم
هر روز که از پایان اغتشاشات میگذرد، رد پای بیشتری از آمریکا و رژیم صهیونیستی در پشت پرده این اقدام شرارتآمیز پدیدار میشود.
گروه هکری حنظله که پیش از این، اسناد رخنه به موبایل و اسناد شخصی برخی مقامات ارشد رژیم صهیونیستی و رابطان آنها را منتشر کرده، این بار با انتشار برخی تصاویر و در پستی، درباره «آوراهام حَییم» (مِهرداد رحیمی) افسر هدایتکننده عوامل ایرانی در میز ایرانِ موساد نوشت: مهرداد رحیمی که بهعنوان افسر هدایتکننده عوامل ایرانی در میز ایرانِ موساد خدمت میکرد، تلاش کرد نقش اصلی در سازماندهی و هدایت شبکههای پشت ناآرامیهای داخل ایران ایفا کند. او با مدیریت و هدایت کردن عاملان ایرانی، کوشید هماهنگی و انسجام بیشتری میان رهبران اصلی شورشها ایجاد کند و در عین حال حمایت مالی لازم را برای تداوم و گسترش فعالیتهای ضدایرانی فراهم آورد.
با این حال، همه این عملیاتها و فعالیتها تحت نظارت و نفوذ دائمی بود و این امر تردید جدی درباره کارآمدی و استقلال عملیاتی رحیمی ایجاد میکند. در واقع، در حالی که رحیمی خود را یک استراتژیست میپنداشت، بهطور مداوم زیر نظر گرفته میشد و حنظله به او نفوذ کرده بود، بهطوری که بخش بزرگی از تصمیمگیریها و ارتباطاتش رصد و ثبت میشد. ویدئوهایی که در اختیار حنظله است - و مستقیماً از خارج محل سکونت رحیمی و در جریان نظارت و تعقیب این افسر موساد ضبط شدهاند - بهروشنی نشان میدهند که هیچیک از حرکتهای او از چشم تیزبین حنظله پنهان نمانده است. حتی تلفن امن او نیز هک شد و این امر به شناسایی و رصد همه افرادی که با شبکههای شورش مرتبط بودند انجامید.
گفتنی است مهرداد رحیمی، افسر موساد، از تکنیکهای اطلاعاتی برای کُدگذاری عوامل خود استفاده کرده و برای هر یک، نامی متفاوت تعیین کرده است. این فهرست، بیش از ۶۰۰ عامل ایرانی را در بر میگیرد. همه این تحریککنندگان از ماهها پیش، در دام اطلاعاتی ما بودهاند. ما گنجینههای دیگری داریم که هنوز زمان افشای آنها فرا نرسیده است.
در همین حال، جان مرشایمر، نظریهپرداز آمریکایی درباره پشت صحنه اغتشاشات در ایران گفت: آنچه در ایران در حال رخ داد، بر اساس کتاب دستورالعمل آمریکا و اسرائیل و چند عنصر داشت. عنصر اول این است که ما یک کشور را تحریم و مردم آن را تنبیه میکنیم. اما چه کسی نقش اصلی را در ایجاد آن شرایط اقتصادی وحشتناک ایفا کرده است؟ ایالات متحده آمریکا. گام دوم این که در مقطعی تصمیم میگیریم اعتراضات را دامن بزنیم و آنها را تغذیه کنیم. گام سوم، دامنزدن به یک کمپین گسترده اطلاعات نادرست با این هدف است که همه در غرب قانع شوند که این اعتراض، از درون شکل گرفتهاند. گام چهارم در این فرآیند، ورود ارتش ایالات متحده و احتمالاً ارتش اسرائیل برای ضربه به زیرساختهای حیاتی بود. اما حالا یک نکته پایانی: این طرح تاکنون شکست خورده است.
از سوی دیگر، کانال 12 اسرائیل گزارش داد: توئیت خبرنگار کانال ۱۴ مبنی بر این که به مسلحسازی معترضان ایرانی اشاره کرده بود، جنجال برانگیخته است. در سیستم امنیتی اسرائیل نسبت به توئیت تامیر مورگ، خبرنگار کانال ۱۴، خشم وجود دارد؛ توئیتی که عملاً میگوید چه کسی پشت مسلحسازی معترضان ایرانی بوده، که به کشتهشدن نیروهای امنیتی ایران انجامیده است. در حالی که اسرائیل، سیاست سکوت را حفظ کرده و از اظهارنظر رسمی درباره رخدادهای ایران خودداری میکند، خبرنگار کانال ۱۴ با این اشاره بسیار صریح، به این سیاست لطمه زد. امروز شبکههای اجتماعی به این موضوع پرداختهاند؛ از جمله رسانههای آشکارا ضداسرائیلی مانند الجزیره با صفحهای دارای ۱۹ میلیون دنبالکننده.
همچنین، لری جانسون، افسر پیشین سازمان سیا با تاکید بر شکست پروژه این سرویس جاسوسی در ایران گفت: آشوبهای ایران، «اعتراض مردمی» نبود؛ یک پروژه امنیتی کامل بود؛ از سقوط مهندسیشده ارزش پول تا شبکهسازی میدانی با استارلینک و گروههای مسلح. قرار بود پس از بیثباتسازی داخلی، آمریکا ضربه نهائی نظامی را بزند. اما وقتی شبکهها قطع و استارلینک خاموش شد و سازماندهی فرو ریخت، سناریو شکست خورد و به همین دلیل، حمله لغو شد.
ژیلامه آنسل، کلنل اسبق ارتش فرانسه و تحلیلگر درباره نقش اسرائیل در پروژه آشوب در ایران اظهار کرد: شعار جاوید شاه، از داخل ایران نیست و خارج از ایران هدایت میشود. به محض اینکه شما انتقاد کوچکی در شبکههای اجتماعی از پهلوی میکنید لشکر ترولهای هدایت شده به شما حمله میکنند. رضا پهلوی هیچ مشروعیتی در بین ایرانیان ندارد و توسط یک پروپاگاندا، از بیرون حمایت میشود.
دکتر محمد ابو النور، تحلیلگر شبکه آرتی ترکیه نیز خاطر نشان کرد: مردم ایران هیچ احترامی برای خانواده پهلوی قائل نیستند. وقتی به تلآویو و قدس رفت، باعث عصبانیت و برانگیخته شدن احساسات مردم متدین ایران شد.
تقی رحمانی از عناصر اپوزیسیون نیز گفت: پهلوی در ساعات شلوغ و روزهای تعطیل فراخوان داد تا بهرهبرداری تبلیغاتی کند؛ دعوتهایی پرهیاهو که نه در داخل شنیده میشود و نه در میان حامیان خارجنشین بازتابی واقعی دارد.
یکی دیگر از فعالان اپوزیسیون گفت: این 42 حزب و گروهی که با پهلوی همراهی کردند، در واقع حزب نیستند، 42 طویله هستند.
به این 7 دلیل در جنایت تروریستها سهیم هستید
یکی از متهمان دروغ تقلب در انتخابات 1388 و از بانیان تحریم اقتصادی و فرصتسوزی پس از آن، ادعا کرد نگران جمهوریت و اسلامیت و امنیت و معیشت مردم است.
سید محمد خاتمی درباره اتفاقات اخیر در کشور نوشت:
«- اندوه از دست رفتن جانهای گرانسنگ، بر رنج حاصل از رشد فزاینده فقر و تبعیض و فساد و ناکارآمدی و درماندگی در زندگی و تنگتر شدن روزنه امید به آینده، افزوده است.
- در جریان حوادث اخیر، ورود خشونت عریان، صحنهای را که میبایست و میتوانست آغاز مبارکی برای پذیرفتن رسمی حقّ اعتراض ملت و احترام به شهروندان و حرمت نهادن به نقد حکومت و گسترش گفتوگو باشد، به سرعت عوض کرد و متأسفانه، خشونت و تخریب نقاط مختلفی از میهن را فرا گرفت.
- این همه، حکایت از حرکتی سازمان یافته و حضور گروههای آموزش دیده و مجهز برای بهرهگیری سوء از اعتراض به حق مردم و نگرانیها و نارضایتیهای انباشته شده قشرهای مختلف مردم، به نفع مقاصد سیاسی خاص دارد.
- جریان سازمان یافته این حوادث، گرچه سربازان خود را عمدتاً از میان فرزندان این مرزوبوم گرفته، ولی با وجود اظهارات صریح مقامات اسرائیلی و حمایت آشکار آمریکا و تهدید به دخالت مستقیم، تردیدی در شکل گیری یک توطئه بزرگ برنامهریزی شده علیه همبستگی ملی و یکپارچگی ایران به جا نمیگذارد.
- داستان هرچه باشد نتیجهای جز وارد کردن کشور به ورطهای انباشته از خشونت و نفرت و اقدامات کور و اتلاف منابع انسانی و ملی ندارد. نباید گذاشت که این جامعه و ارزشهای آن دوقطبی شود تا بدخواهان ملک و ملت بتوانند از شکافها، تناقضات و حتی تفاوتها و اختلافات سوءاستفاده کنند.
- آنچه مایه تأسف فراوان است، عدم درسآموزی از حوادث گذشته و فهم خواستهها و نارضایتیهای مردم و از دست دادن فرصتهای اصلاح و تغییر از سوی حاکمیت است.
- اشتباه نشود که نه گفتن مردم به بیگانه و دلبستگی آنان به استقلال و تمامیت ارضی به معنی رضایتشان از وضع موجود و رویکردهای غالب نیست و اکثریت مردم از وضعیت امروز ناراضی و از آینده کشور نگراناند.
- دستهایی در کار است تا چنین وانمود کند که همه چیز خوب است و اشکال از دولت است و مشکلات از آنجا ناشی میشود. البته میتوان به دولت دکتر پزشکیان نقد داشت.
ولی همه باید بدانیم و میدانیم که علاوهبر تحریم و فشارهای بیرونی آنچه وضع کنونی کشور را بد کرده، بسیاری از سیاستها و رویکردهای جاری و اشکالات نهادی و ساختاری است که وجود دارد و نارضایتیها و اعتراضها را مزمن و فزاینده کرده است.
- اعتماد و همبستگی مردم و حکومت و امید به بهبود و اصلاح امور، با اصرار بر تداوم و بازسازی رویکردها و رویههای غلط گذشته، به سوی فرسایش و شکنندگی رفته است.
- بازگشت به جمهوریت فراموش شده و اسلامیتی که جمهوریت را با همه ابعاد و لوازم آن میپذیرد، و توسعه توأم با عدالت را محور و مدار سیاست خارجی و داخلی میداند، و منافع ملی مردم و عزت آنان را رویکرد اساسی خود قرار میدهد، کم هزینهترین و پرفایدهترین راه برای برون رفت از وضعیت نگرانکننده کنونی است. و این امر مستلزم تغییرات ساختاری، نهادی و رویکردی در نظام حکمرانی و به رسمیت شناختن حقوق اساسی ملت خواهد بود.
- در این روزهای تلخ همدرد و شریک غمها و نگرانیهای همه مردم باشیم، خطاهای معرفتی و سیاسی در اداره کشور را به درستی بشناسیم و اصلاح کنیم».
درباره این بیانیه باید یادآور شد که شخص خاتمی، در بسیاری از جفاهایی که در حق ملت ایران رفته، سهیم و مقصر است. از برخی مدیران دولت وی که بانی دو صدایی درست کردن در حاکمیت و ایجاد طمع در دشمنان بودند، میگذریم. اما وی از سران فتنه 1388 است که در کشور دو دستگی و نزاع خیابانی درست کرد و این در حالی بود که بهانه موسوی (و کروبی و هاشمی)، ادعای دروغین تقلب در انتخابات ریاست جمهوری بود. خاتمی بارها در جلسات خصوصی اقرار کرده که باور نداشته در انتخابات تقلب (آن هم به میزان 11 میلیون رای) شده است. اما با این وجود، طی هشت ماه فتنه و آشوب آمریکایی- صهیونیستی با دیگر سران فتنه در تحمیق مردم و ملتهب کردن افکار عمومی همراهی کرد.
با شکست آن فتنه و آشوب سیاسی، برخی فرستادگان سران فتنه از مقامات دولت اوباما خواستند تحریمهای فلجکننده- و نه تدریجی- را علیه ملت ایران اعمال کند که فلج کند، نه اینکه تاثیر واکسن را داشته باشد. اگر بعد از 16 سال، امروز از تاثیرات منفی و آزاردهنده تحریمها حرف میزنیم، بانی آن سران و دستاندرکاران فتنه 1388 بودهاند که هم گرا به دشمن دادند و هم این پیغام را ارسال کردهاند که جامعه ایران دچار دودستگی است و بنابراین میتوان از این شکاف (القایی) برای زدن ضربه اقتصادی به زندگی مردم استفاده کرد. این دومین خیانت پس از خیانت شورش علیه جمهوریت و علیه رای 5/24 میلیون نفری اکثریت است.
خیانت سوم، تبدیل همین تحریمهای فلجکننده به نردبان در انتخابات 1392 و 1396 بود که هر چند بستر عوام فریبی و صعود مدعیان اعتدال و اصلاحات را به قدرت فراهم کرد، اما قدرت مذاکره و چانهزنی کشور را از بین برد و به توافقی خسارتبار به نام برجام انجامید که تعهدات نسیه طرف غربی را به پس از انجام همه تعهدات نقد و برگشتناپذیر طرف ایرانی موکول میکرد، فاقد ضمانت حقوقی بود و مکانیسم شکایت آن هم طوری تعبیه شده بود که در صورت هر نوع اعتراض، طرف غربی بتواند همه تحریمها را راسا و بدون نیاز به جلب نظر شورای امنیت برگرداند (مکانیسم ماشه)! بدین ترتیب هم تحریمها بیش از دو برابر شد، هم 95 درصد برنامه هستهای تعطیل یا اوراق و واگذار شد، هم اقتصاد را به اخم و لبخند طرف غدار غربی وابسته کردند و هم نهایتا بعد از هشت سال، دولتی را که امضای حمایت خاتمی پای آن بود، با معدل رشد اقتصادی صفر درصد، تعطیلی هشت هزار کارخانه، رکورد تورمی 45 درصد، و انفعال مطلق تحویل دادند و حال آن که دو آشوب 96 و 98 را هم بر سر سفره و معیشت مردم گذاشته بودند.
خیانت پنجم غربگرایان مدعی اعتدال و اصلاحات کارشکنی علیه دولت شهید رئیسی و تخریب آن دولت با میراث اقتصادی خویش بود و حال آن که احیای «رشد اقتصادی 5 درصد، هشت هزار کارخانه تعطیل و صادرات نفت کاهشی شده»، به عنوان کارنامه شامخ دولت سیزدهم به ثبت رسیده است.
خیانت ششم، فشار برای چیدن برخی مدیران ناتوان یا زاویهدار در بدنه دولت چهاردهم، به موازات راهحلنمایی مذاکره با ترامپ بود که موجب شد روند رشد اقتصادی مجددا منفی شود. برخی مدیران دولت به تصور مذاکره و توافق با ترامپ از مسئولیت مدیریت درونزا برای حل مشکلات باز بمانند، و ناگهان با خیانت و جنایت ترامپ در جنگ 12 روزه غافلگیر شوند. طیف مذکور وانمود میکردند که ترامپ از اوباما هم قابل اعتمادتر! است و با وجود عهدشکنی برجامی وی، میتوان با او قرار و مدار گذاشت و به توافق رسید.
اجحاف هفتم، محروم کردن کشور از شبکه ملی اطلاعات و ارتباطات و باز گذاشتن معبر شبیخون رسانهای آمریکا و اسرائیل و غرب است که عواقب تلخ خود را در قالب اغتشاشات جنایتآمیز اخیر نشان داد.
از این زاویه نگاه، خاتمی و برخی محافل پیرامون وی، شریک جنایات ترامپ و نتانیاهو هستند، هر چند که طبق معمول مامور باشند جنایات دشمن را بهانه فرافکنی و طعنه و طلبکاری قرار دهند.