به وب سایت مجمع هم اندیشی توسعه استان زنجان خوش آمدید
 
منوی اصلی
آب و هوا
وضعیت آب و هوای زنجان
آمار بازدیدها
بازدید امروز: 2,038
بازدید دیروز: 1,298
بازدید هفته: 3,547
بازدید ماه: 3,663
بازدید کل: 28,371,700
افراد آنلاین: 46
اوقات شرعی

اوقات شرعی به وقت زنجان

اذان صبح:
طلوع خورشید:
اذان ظهر:
غروب خورشید:
اذان مغرب:
تقویم و تاریخ
پنج‌شنبه ، ۰۹ بهمن ۱٤۰٤
Thursday , 29 January 2026
الخميس ، ۱۰ شعبان ۱٤٤۷
بهمن 1404
جپچسدیش
321
10987654
17161514131211
24232221201918
302928272625
آخرین اخبار
1593 - خبرِ ، اسلام ستیزان ضد بشر و جنایتکار و .... ۱۴۰۴/۱۰/۲۸

خبرِ ، اسلام ستیزان ضد بشر و جنایتکار و .... 

 ۱۴۰۴/۱۰/۲۸

خاخام صهیونیست: ما نمی‌فهمیم که جمهوری اسلامی در قلب مردم ایران جا دارد
خاخام و سیاستمدار صهیونیست و عضو سابق کنست اسرائیل تاکید کرد: انقلاب خمینیستی، تبدیل به یک مدل شد، و دومینویی در کل جهان اسلام ایجاد کرد. ایرانی‌ها موفق شدند و امروز هم برای اسلام می‌جنگند، هر چند ما نتوانیم این واقعیت را درک کنیم. ایران، مصر و لیبی و رومانی نیست. امروز دیدگاه (آیت‌الله خامنه‌ای) در نظام ارزشی و قلب‌های بسیاری از مردم ایران، نهادینه شده است.
مایکل بن آری در توصیف واقعیت ایران فراتر از تبلیغات براندازی گفت: نمی‌دانم احتمال فروپاشی رژیم ایران چقدر است اما می‌خواهم توجه شما را به یک نکته بسیار بسیار مهم جلب کنم و آن تفاوت حکومت ایران با رژیم‌هایی در جاهای دیگر است مثل رژیم رومانی یا حتی مبارک در مصر یا نمونه‌های مشابه دیگر.
واقعیت ایران کاملا متفاوت است. و این‌جا باید وارد ذهنیت اسلامی شد و حتی بیش از آنم، وارد ذهنیت اسلام شیعی شد. آنها از زمان واقعه کربلا دوره‌های بسیار محدودی (از حاکمیت) را داشته‌اند که در آن نوعی دوران طلایی را تجربه کرده باشند. دوره‌ای که در آن شیعیان یک عامل بسیار مهم در اسلام به طور خاص و در جهان به طور عام بودند.
آنچه در انقلاب خمینیستی 1979- 1980 رخ داد، یک بشارت عظیم برای تشیع بود، بشارتی بزرگ و تاریخی. آنها موفق شدند یک جمهوری اسلامی تاسیس کنند. بگذارید این را در چهارچوب خودشان ببینیم. خودشان این‌گونه نام گذاشتند: جمهوری اسلامی. یعنی کشوری که بر اساس نظر و حاکمیت فقیه دینی اداره می‌شود. در ابتدا خمینی بود و امروز خامنه‌ای.
این پدیده، تبدیل به یک مدل شد؛ اینکه باید جهان را اسلام رهبری کند. یا دقیق‌تر بگویم؛ آنچه در ایران رخ داد، دومینویی در کل جهان اسلام ایجاد کرد. برای مثال، حزب‌الله محصول همان انقلاب خمینیستی بود. به همین ترتیب، حماس و شتابی که پیدا کرد. این شتاب چه زمانی اتفاق افتاد؟ در دهه 89 میلادی. در ابتدا با سازمانی به ظاهر مدنی رو‌به‌رو بودیم که منتظر انفجار و ظهور بود. چه چیزی نیروی اصلی را به آن داد؟ انقلاب خمینیستی در ایران.
آنها الگو بودند؛ نمونه و مدل موفق. اکنون هم کسانی که در ایران می‌جنگند، رژیمی که می‌جنگد، برای جان [آیت‌الله] خامنه‌ای نمی‌جنگد. يا براى جان رئيس ستاد ارتش يا رئیس دولت و امثال آن؛ آنها براى اسلام می‌جنگند، براى على [علیه‌السلام] می‌جنگند. و اینجاست که باید وارد این ذهنیت شد؛ ذهنیتی که برای ما بسیار دشوار است آن را درک کنیم و بفهمیم.
فرد مذهبیِ متعهد و پایبند و مؤمن که احساس می‌کند باید همه چیزش را بدهد تا از آن دستاورد عظیم اسلامی محافظت کند. دستاوردی که پس از تقریبا 1400 سال رخ داده است.
این موفقیت شیعیان در ایران، مسئله ساده و کم‌اهمیت نیست. و به همین دلیل برای‌شان کشته شدن مهم نیست. یک چیز می‌تواند این وضعیت را به هم بریزد: عبور از خط قرمز. اگر در سپاه و بسیج و همه سازمان‌ها و نیروها شکاف و عبور از خطوط رخ دهد، آن زمان امکان سقوط وجود خواهد داشت اما در حال حاضر صادقانه باید گفت که ایران توانسته در نظام ارزشی و در دل‌های بسیاری از مردم، همان دیدگاه [آیت‌الله] خامنه‌ای را نهادینه کند. این ماجرا شبیه مصر یا لیبی در آستانه سقوط نیست. اینها قابل مقایسه نیستند. تصویر ایران، کاملا متفاوت است.


خبرنگار کانال ۱۴ اسرائیل: معترضان ایرانی را ما مسلح کردیم
هر روز که از پایان اغتشاشات می‌گذرد، رد پای بیشتری از آمریکا و رژیم صهیونیستی در پشت پرده این اقدام شرارت‌آمیز پدیدار می‌شود.
گروه هکری حنظله که پیش از این، اسناد رخنه به موبایل و اسناد شخصی برخی مقامات ارشد رژیم صهیونیستی و رابطان آنها را منتشر کرده، این بار با انتشار برخی تصاویر و در پستی، درباره «آوراهام حَییم» (مِهرداد رحیمی) افسر هدایت‌کننده عوامل ایرانی در میز ایرانِ موساد نوشت: مهرداد رحیمی که به‌عنوان افسر هدایت‌کننده عوامل ایرانی در میز ایرانِ موساد خدمت می‌کرد، تلاش کرد نقش اصلی در سازمان‌دهی و هدایت شبکه‌های پشت ناآرامی‌های داخل ایران ایفا کند. او با مدیریت و هدایت کردن عاملان ایرانی، کوشید هماهنگی و انسجام بیشتری میان رهبران اصلی شورش‌ها ایجاد کند و در عین حال حمایت مالی لازم را برای تداوم و گسترش فعالیت‌های ضدایرانی فراهم آورد.
با این حال، همه این عملیات‌ها و فعالیت‌ها تحت نظارت و نفوذ دائمی بود و این امر تردید جدی درباره کارآمدی و استقلال عملیاتی رحیمی ایجاد می‌کند. در واقع، در حالی که رحیمی خود را یک استراتژیست می‌پنداشت، به‌طور مداوم زیر نظر گرفته می‌شد و حنظله به او نفوذ کرده بود، به‌طوری که بخش بزرگی از تصمیم‌گیری‌ها و ارتباطاتش رصد و ثبت می‌شد. ویدئوهایی که در اختیار حنظله است - و مستقیماً از خارج محل سکونت رحیمی و در جریان نظارت و تعقیب این افسر موساد ضبط شده‌اند - به‌روشنی نشان می‌دهند که هیچ‌یک از حرکت‌های او از چشم تیزبین حنظله پنهان نمانده است. حتی تلفن امن او نیز هک شد و این امر به شناسایی و رصد همه افرادی که با شبکه‌های شورش مرتبط بودند انجامید.
گفتنی است مهرداد رحیمی، افسر موساد، از تکنیک‌های اطلاعاتی برای کُدگذاری عوامل خود استفاده کرده و برای هر یک، نامی متفاوت تعیین کرده است. این فهرست، بیش از ۶۰۰ عامل ایرانی را در بر می‌گیرد. همه این تحریک‌کنندگان از ماه‌ها پیش، در دام اطلاعاتی ما بوده‌اند. ما گنجینه‌های دیگری داریم که هنوز زمان افشای آنها فرا نرسیده است.
در همین حال، جان مرشایمر، نظریه‌پرداز آمریکایی درباره پشت صحنه اغتشاشات در ایران گفت: آنچه در ایران در حال رخ داد، بر اساس کتاب دستورالعمل آمریکا و اسرائیل و چند عنصر داشت. عنصر اول این است که ما یک کشور را تحریم و مردم آن را تنبیه می‌کنیم. اما چه کسی نقش اصلی را در ایجاد آن شرایط اقتصادی وحشتناک ایفا کرده است؟ ایالات متحده آمریکا. گام دوم این که در مقطعی تصمیم می‌گیریم اعتراضات را دامن بزنیم و آنها را تغذیه کنیم. گام سوم، دامن‌زدن به یک کمپین گسترده اطلاعات نادرست با این هدف است که همه در غرب قانع شوند که این اعتراض‌، از درون شکل گرفته‌اند. گام چهارم در این فرآیند، ورود ارتش ایالات متحده و احتمالاً ارتش اسرائیل برای ضربه به زیرساخت‌های حیاتی بود. اما حالا یک نکته پایانی: این طرح تاکنون شکست خورده است.
از سوی دیگر، کانال 12 اسرائیل گزارش داد: توئیت خبرنگار کانال ۱۴ مبنی بر این که به مسلح‌سازی معترضان ایرانی اشاره کرده بود، جنجال برانگیخته است. در سیستم امنیتی اسرائیل نسبت به توئیت تامیر مورگ، خبرنگار کانال ۱۴، خشم وجود دارد؛ توئیتی که عملاً می‌گوید چه کسی پشت مسلح‌سازی معترضان ایرانی بوده، که به کشته‌شدن نیروهای امنیتی ایران انجامیده است. در حالی که اسرائیل، سیاست سکوت را حفظ کرده و از اظهارنظر رسمی درباره رخدادهای ایران خودداری می‌کند، خبرنگار کانال ۱۴ با این اشاره بسیار صریح، به این سیاست لطمه ‌زد. امروز شبکه‌های اجتماعی به این موضوع پرداخته‌اند؛ از جمله رسانه‌های آشکارا ضداسرائیلی مانند الجزیره با صفحه‌ای دارای 
۱۹ میلیون دنبال‌کننده.

همچنین، لری جانسون، افسر پیشین سازمان سیا با تاکید بر شکست پروژه این سرویس جاسوسی در ایران گفت: آشوب‌های ایران، «اعتراض مردمی» نبود؛ یک پروژه امنیتی کامل بود؛ از سقوط مهندسی‌شده ارزش پول تا شبکه‌سازی میدانی با استارلینک و گروه‌های مسلح. قرار بود پس از بی‌ثبات‌سازی داخلی، آمریکا ضربه نهائی نظامی را بزند. اما وقتی شبکه‌ها قطع و استارلینک خاموش شد و سازمان‌دهی فرو ریخت، سناریو شکست خورد و به همین دلیل، حمله لغو شد.
ژیلامه آنسل، کلنل اسبق ارتش فرانسه و تحلیلگر درباره نقش اسرائیل در پروژه آشوب در ایران اظهار کرد: شعار جاوید شاه، از داخل ایران نیست و خارج از ایران هدایت می‌شود. به محض اینکه شما انتقاد کوچکی در شبکه‌های اجتماعی از پهلوی می‌کنید لشکر ترول‌های هدایت شده به شما حمله می‌کنند. رضا پهلوی هیچ مشروعیتی در بین ایرانیان ندارد و توسط یک پروپاگاندا، از بیرون حمایت می‌شود.
دکتر محمد ابو النور، تحلیلگر شبکه آرتی ترکیه نیز خاطر نشان کرد: مردم ایران هیچ احترامی برای خانواده پهلوی قائل نیستند. وقتی به تل‌آویو و قدس رفت، باعث عصبانیت و برانگیخته شدن احساسات مردم متدین ایران شد.
تقی رحمانی از عناصر اپوزیسیون نیز گفت: پهلوی در ساعات شلوغ و روزهای تعطیل فراخوان داد تا بهره‌برداری تبلیغاتی کند؛ دعوت‌هایی پرهیاهو که نه در داخل شنیده می‌شود و نه در میان حامیان خارج‌نشین بازتابی واقعی دارد.
یکی دیگر از فعالان اپوزیسیون گفت: این 42 حزب و گروهی که با پهلوی همراهی کردند، در واقع حزب نیستند، 42 طویله هستند.

 
سرهنگ آمریکایی: اگر ایران تلافی کند هیچ پایگاه ما امن نیست
تحلیلگران غربی و منطقه‌ای اتفاق‌نظر دارند که اقتدار ایران، موجب بازدارندگی در مقابل دشمنانش شده و آنها می‌دانند که ایران هیچ متجاوزی را بدون مجازات رها نمی‌کند.
دانیل ال دیویس، سرهنگ بازنشسته ارتش آمریکا در گفت‌و‌گویی تاکید کرد: هیچ‌کس در ایالات‌متحده به مردم ایران ذره‌ای اهمیت نمی‌دهد که بخواهد به‌خاطر آن‌ها جنگ به‌پا کند. آمریکا، ایرانی ناتوان، تکه‌تکه و تجزیه‌شده می‌خواهند که مطیعش باشد. ما نگران مردم ایران نیستیم. آنچه مهم است خواست اسرائیل است. اینکه ایران، ضعیف و تجزیه و تکه‌تکه شود نه صلح و آرامش برای مردم ایران.
وی افزود: ما اصلاً نیازی نداریم که آزمایش کنیم ببینیم آیا ایرانی‌ها در مقابله جدی هستند یا نه. آنها اگر تحت فشار قرار بگیرند، کار را تمام خواهند کرد. هیچ پایگاه آمریکایی- هیچ‌کدام- امن نخواهد بود. این یعنی چه؟ یعنی ما قبلاً دیدیم- واقعاً دیدیم- که در حمله ژوئن ۲۰۲۵، ایران توانایی نفوذ به دفاع هوائی پیشرفته اسرائیل را داشت. آنها تمایل و نفرت دارند و دلیل اینکه اسرائیل بعد از فقط ۱۲ روز جنگ را متوقف کرد، همین بود.
سرهنگ بازنشسته آمریکایی همچنین خاطرنشان کرد: هشدار جدی ایران این است که هیچ پایگاه آمریکایی امن نخواهد بود. به عنوان یک کهنه‌سرباز جنگی که وحشت جنگ را از نزدیک دیده‌ام، زنگ خطر را به صدا درمی‌آورم: «اگر تحت فشار قرار بگیریم، کار را تمام خواهیم کرد.» این پیام یک ژنرال سپاه پاسداران از تهران است و احمقانه خواهد بود اگر بخواهیم آزمایش کنیم، ببینیم آیا واقعاً جدی هستند یا نه. ایران قبلاً در ژوئن ۲۰۲۵ ثابت کرد که می‌تواند به دفاع هوائی پیشرفته اسرائیل نفوذ کند. «دلیلی وجود دارد که اسرائیل بعد از فقط ۱۲ روز جنگ را متوقف کرد». یک اشتباه محاسباتی می‌تواند نیروهای آمریکایی را مستقیماً در خط آتش قرار دهد؛ بدون هیچ سودی برای کشورمان. یک سیلی واقعی و تلخ در حالی که تنش‌ها در خاورمیانه بالا می‌گیرد.
همچنین هیثم الخزعلی، کارشناس امنیتی عراقی اظهار کرد: پایگاه‌های آمریکایی در تیررس موشک‌های ایران هستند و ترامپ از رویارویی با تهران نگران است.
وی افزود: اظهارات متناقض ترامپ، نشان‌دهنده اضطرابش از رویارویی با تهران است. این اظهارات متناقض، ترس‌ ترامپ را از هدف قرارگرفتن پایگاه‌های نظامی آمریکا در منطقه نشان می‌دهد، چراکه در تیررس موشک‌های ایران هستند. هرگونه تشدید تنش نظامی، پیامدهای منفی برای ترامپ خواهد داشت.
از سوی دیگر، روزنامه واشنگتن‌پست نوشت: نگرانی از پیامدهای غیرقابل پیش‌بینی یک درگیری گسترده، فشار متحدان منطقه‌ای و محدودیت‌های عملیاتی نیروهای آمریکایی، دست رئیس‌جمهور آمریکا را در مواجهه با ایران بسته است. درگیری نظامی، با بی‌ثبات شدن کشورهای منطقه غرب آسیا و محدودیت‌های ماشین جنگی آمریکا همراه است. پنتاگون نگران بود که قدرت آتش آمریکا در خاورمیانه کمتر از حد لازم برای دفع یک حمله متقابل بزرگ ایران است. متحدان کلیدی آمریکا از جمله عربستان‌، قطر و مصر به ترامپ درباره هرگونه حمله هشدار دادند. بن‌سلمان ولیعهد عربستان سعودی با ترامپ تماس گرفت. آنها نگران پاسخ ایران بوده‌اند.
همچنین به گزارش وال‌استریت‌ژورنال، کشورهای منطقه هشدار داده‌اند که ماجراجویی در قبال ایران، بازارهای نفت را بی‌ثبات کرده و در نهایت به اقتصاد آمریکا آسیب خواهد رساند. این روزنامه می‌گوید ایران؛ قدرتی است که نه‌تنها منطقه بلکه آمریکا هم نباید آن را دست‌کم بگیرد.
در این میان، «منشه امیر» فعال رسانه‌ای صهیونیست گفته است: قدرت موشکی ایران بسیار پیشرفته است و می‌تواند همزمان، هزاران موشک به اسرائیل و اهداف خود شلیک کند و خسارت وارد کند.
 
BBC نمی‌تواند ببیند که میلیون‌ها ایرانی از نظام دفاع می‌کنند
شبکه بی‌بی‌سی و روشنفکران غربگرا خوششان نمی‌آید، اما جمهوری اسلامی ایران میلیون‌ها نفر حامی و مدافع پای کار دارد.
این ارزیابی را وبگاه میدل ایست مانیتور منتشر کرد و درباره پشتوانه مردمی نظام جمهوری اسلامی ایران نوشت: چه بپسندیم و چه نپسندیم، میلیون‌ها نفر از مردم ایران از نظام حمایت می‌کنند. چنین حمایتی را نمی‌توان نادیده گرفت؛ زیرا آنها حاضر به ترک صحنه نیستند. این، یک حقیقت ناخوشایند برای روشنفکران حامی غرب است و رسانه‌هایی مانند بی‌بی‌سی تلاش دارند آن را نادیده بگیرند. برخلاف انقلاب‌های دنیا، هیچ اپوزیسیون واقعی در داخل یا خارج از ایران وجود ندارد.
گروه‌های خارج‌نشین علی‌رغم حمایت آمریکا و انگلیس، پراکنده و ضعیف هستند. درخواست آنها برای بازگشت سلطنت هم خنده‌دار است. خاطرات وحشیگری آخرین شاه و شکنجه‌ای ساواک هنوز تازه است. اما این حقایق افرادی که در واشنگتن و تل‌آویو نشسته‌اند را نگران نمی‌کند، زیرا آنها بهای خون‌ها را نمی‌پردازند. اسرائیل همین الان مأمورانی در ایران دارد؛ اما باید بدانیم که اسرائیل دوست ایران و مردم آن نیست و نباید به آن اعتماد کرد.
لارنس ویلکرسون، سرهنگ بازنشسته آمریکایی هم درباره اغتشاشات آمریکایی- صهیونیستی گفت: اعتراضات در ایران که توسط ماشین کشتار ترامپ تأمین مالی می‌شود، عمدتاً به‌وسیله موساد اسرائیل در همکاری با سازمان سیا و ام‌آی۶ انگلیس ربوده شد. عوامل موساد، سیا و ام‌آی۶ خود را در قالب شهروند عادی جا زدند تا به کشتن، سوزاندن و غارت در ایران دست بزنند.
در همین حال وبگاه آمریکایی المانیتور خاطر نشان کرد: یکی از شاخص‌های آشکار آسیب‌پذیری هر حکومتی، ریزش نخبگان سیاسی و نظامی آن است، اما این امر در ایران اتفاق نیفتاد و هیچ شکاف عمیقی درون جمهوری اسلامی به وجود نیامد. نظام ایران، زخم برداشت ولی نشکست.
 
گزارش تایمز اسرائیل از موج‌های پیاپی گرانی در رژیم صهیونیستی
اسرائیلی‌ها از افزایش سرسام آور قیمت مواد غذایی در اثر جنگ آسیب دیده‌اند.
روزنامه تایمز آو اسرائیل با انتشار این خبر نوشت: تولیدکنندگان و سوپرمارکت‌ها بیشتر از افزایش هزینه‌های کرمبو، از مردم اسیر که نگران موشک‌ها هستند تغذیه می‌کنند. کرمبوی، یک خوراکی مارشمالوی پوشیده شده با شکلات است که امسال، دسر شیرین آن با طعمی تلخ همراه است و برای چندمین بار گران شده است. روند گران شدن بسیاری از اقلام غذایی، در طول دو سال جنگ پس از حمله حماس در ۷ اکتبر ۲۰۲۳ شدت گرفت و از آن زمان تاکنون ادامه یافته و به هزینه‌های بسیار بالای زندگی کمک کرده است.
گروه اشتراوس و سایر تولیدکنندگان مواد غذایی، افزایش اخیر قیمت‌ها را به آنچه افزایش قابل توجه و مداوم در هزینه‌های تولید، از جمله برق، مالیات املاک شهری، دستمزدها و مواد خام، می‌دانند، نسبت داده‌اند.
درور استروم، رئیس سابق اداره ضد انحصار که ریاست مؤسسه برنامه‌ریزی اقتصادی اسرائیل را بر عهده‌ دارد، گفت: تولیدکنندگان و زنجیره‌های خرده‌فروشی در بخش غذا، که هر دو به عنوان انحصار فعالیت می‌کنند، هیچ ترسی از افزایش قیمت‌ها ندارند چون کسی آنها را از بازار خارج نمی‌کند. در حالی که اسرائیلی‌ها در جریان جنگ در حال ذخیره تجهیزات اضطراری بودند، تولیدکنندگان از مصرف‌کنندگان سوءاستفاده کردند و قیمت‌ها را به شدت بالا بردند.
استروم اشاره کرد: اسرائیلی‌ها نگران بودند که وقتی موشک‌ها از بالای سرشان عبور می‌کند، غذای کافی در خانه‌هایشان نداشته باشند.
همراه با هزینه‌های مسکن، قیمت‌های بالای مواد غذایی عامل اصلی بوده که خانواده‌ها را به مشکلات اقتصادی عمیق‌تر سوق داده است. بر اساس گزارش سازمان کمک رسان لات، ۲۷درصد خانواده‌های اسرائیلی در سال ۲۰۲۵ با ناامنی غذایی مواجه بودند که نسبت به سال قبل 6 درصد افزایش یافته است. نظرسنجی این گروه نشان داد که هزینه‌های بالا باعث شده بسیاری مجبور شوند با خرید کمتر غذا، مخارج زندگی خود را تأمین کنند.
شرکت‌ها و تولیدکنندگان مواد غذایی از زمان آغاز درگیری‌ها در اکتبر ۲۰۲۳ قیمت‌ها را به طور قابل توجهی افزایش داده‌اند، زیرا دوره دو ساله جنگ توجه عمومی و دولتی را از مسئله هزینه بالای زندگی در اسرائیل منحرف کرد. آریل پاز ساویکی، رئیس تحقیقات لابی ۹۹ گفت: شرکت‌های غذایی از وضعیت استفاده کرده و قیمت‌ها را در چندین موج بالا بردند. جنگ از اکتبر ۲۰۲۵ متوقف شده‌، اما نگرانی‌هایی وجود دارد که ممکن است درگیری‌ها از سر گرفته شود.
در گذشته، حتی افزایش‌های اندک قیمت، به تظاهرات گسترده علیه هزینه بالای زندگی منجر شد؛ از جمله در سال ۲۰۱۱ که باعث هفته‌ها ناآرامی شد. اسرائیلی‌ها سه سال بعد دوباره در اعتراض به گرانی به خیابان‌ها بازگشتند.
مقایسه هزینه زندگی در کشورهای توسعه‌یافته توسط سازمان همکاری و توسعه اقتصادی، اسرائیل را چهارمین مکان پرهزینه برای زندگی معرفی می‌کند. در بخش غذا، قیمت‌ها حدود ۵۱درصد بالاتر از کشورهای عضو اتحادیه اروپا و ۳۷درصد بالاتر از کشورهای OECD است. نان گندم در اسرائیل ۸۲درصد گران‌تر از آمریکا، انگلستان، نیوزیلند و اسپانیا بود.
استروم گفت: شرکت‌های غذایی و زنجیره‌های در بازی کسب و حداکثر کردن سود هستند. افزایش هزینه زندگی در اسرائیل، نتیجه دولتی است که اجازه می‌دهد شرکت‌های غذایی به انحصار تبدیل شوند.
هزینه‌های زندگی و نبود آینده برای فرزندان، به مهم‌ترین ملاحظات تبدیل شده به نحوی که طبق  نظرسنجی  مؤسسه دموکراسی، یک چهارم اسرائیلی‌ها را وادار کرده به ترک اسرائیل فکر کنند.
 
 
روایت روزنامه اعتماد از خسارات اغتشاشات به اقتصاد کشور
روزنامه اعتماد تا پیش از علنی‌شدن شرارت تروریست‌های سازمان‌یافته در آشوب اسرائیلی و آمریکایی، از «اعتراضات» حمایت می‌کرد اما اکنون می‌گوید بازار به روز اول قبل از اعتراضات برنگشت و اقتصاد کشور در اثر این اتفاقات نحیف‌تر شد.
این روزنامه که به الیاس حضرتی رئیس شورای اطلاع‌رسانی دولت تعلق دارد، تلاش داشت ارعاب و تهدید کسبه به تعطیلی اجباری کسب‌وکارها را اعتراض مدنی جا بزند، اما حالا در گزارشی از قول تحلیلگران اقتصادی می‌نویسد: در هر كشوري اولين شرط براي پيشرفت و توسعه اقتصادي آن ثبات در اقتصاد و آرامش سياسي است تا انتظارات مثبت نسبت به آينده شكل بگيرد، اين در حالي است كه مدت‌هاست انتظارات منفي از خارج از كشور به ايران تزريق شده است كه همين مسئله لطمات جبران‌ناپذيري بر سرمايه‌گذاري‌ها وارد كرده و سرمايه زيادي نيز تاكنون از كشور خارج شده است، به‌خصوص پس از جنگ 12روزه و فضاي جنگي كه بر كشور حاكم شد، بستري جديد براي خروج سرمايه از كشور فراهم شد. حال با به وجود آمدن اين بي‌ثباتي‌هاي داخلي كه با بي‌ثباتي‌هاي خارجي همراه شده، طبيعتاً ضربه‌اي ديگر به بخش توليد و اقتصاد مولد وارد كرده است و منجر به افزايش بيكاري‌ها نيز خواهد شد. منهاي خسارت‌هايي كه بر اقتصاد كشور وارد شده است به‌خصوص خسارت‌هاي روحي و رواني، ضربه محكمي نيز بر اقتصاد كشور وارد شده است و اين خسارت‌ها همچنان ادامه دارد.
اعتماد، همچنین درباره حذف ارز ترجيحي، از قول یک عضو هيئت‌رئيسه اتاق بازرگاني نوشت: در شرايط فعلي اقتصاد، حذف ارز ترجيحي يك تصميم ساده يا تك‌بعدي نيست؛ بلكه سياستي دو‌لبه است كه مي‌تواند هم در مسير اصلاح ساختارهاي معيوب اقتصادي قرار گيرد و هم به عاملي براي تشديد فشار معيشتي تبديل شود. آنچه سرنوشت اين سياست را تعيين مي‌كند، نه اصل حذف ارز ترجيحي، بلكه زمان‌بندي، شيوه اجرا و ميزان آمادگي دولت براي جبران پيامدهاي آن است. ارز ترجيحي در ابتدا با هدف حمايت از مصرف‌كننده و كنترل قيمت كالاهاي اساسي شكل مي‌گيرد، اما در عمل، به ‌مرور به يكي از كانون‌هاي اصلي رانت، فساد و اتلاف منابع ارزي تبديل مي‌شود. از اين منظر، حذف ارز ترجيحي مي‌تواند يك گام اصلاحي مهم تلقي شود.
اما روي ديگر اين سكه، پيامدهايي است كه در كوتاه‌مدت و حتي ميان‌مدت، زندگي بخش بزرگي از جامعه را تحت تاثير قرار مي‌دهد. حذف ارز ترجيحي در اقتصادي كه با تورم بالا، رشد اقتصادي ضعيف و كاهش قدرت خريد خانوارها مواجه است، به‌طور طبيعي به افزايش قيمت كالاهاي اساسي منجر مي‌شود. اين افزايش قيمت، بيش از همه دهك‌هاي پايين درآمدي را هدف قرار مي‌دهد؛ گروه‌هايي كه سهم خوراك و اقلام ضروري در سبد هزينه‌اي آنها بسيار بالاست و كوچك‌ترين شوك قيمتي، معيشت‌شان را دچار بحران مي‌كند. در چنين فضايي، اگر سياست‌هاي جبراني بموقع، دقيق و كارآمد نباشد، حذف ارز ترجيحي نه‌تنها به اصلاح ساختارها كمك نمي‌كند، بلكه مي‌تواند بي‌اعتمادي را تشديد كند.
افزون بر اين، حذف ناگهاني ارز ترجيحي مي‌تواند به شوك قيمتي و بي‌ثباتي بازارها دامن بزند. افزايش هزينه توليد، حمل‌ونقل و خدمات، زنجيره‌اي از رشد قيمت‌ها را فعال مي‌كند كه مهار آن بدون سياست‌هاي ضدتورمي مؤثر بسيار دشوار است. در چنين شرايطي، حتي بخش توليد نيز ممكن است به ‌جاي بهره‌مندي از اصلاح ارزي، با افزايش هزينه‌ها و كاهش تقاضا مواجه شود. بنابراين حذف ارز ترجيحي به‌‌خودي‌خود سياستي منفي يا اشتباه محسوب نمي‌شود. مشكل از جايي آغاز مي‌شود كه اين تصميم در شرايط تورمي و ركودي، بدون فراهم كردن پيش‌نيازهاي لازم اجرا شود. اگر حذف ارز ترجيحي با حمايت هدفمند از دهك‌هاي آسيب‌پذير، تقويت نظام توزيع يارانه، نظارت مؤثر بر بازار و برنامه مشخص براي مهار تورم همراه شود، مي‌تواند به يك اصلاح ساختاري واقعي تبديل شود. در غير اين صورت، اين سياست بيش از آنكه به نفع اقتصاد ملي باشد، به شوكي معيشتي بدل مي‌شود كه هزينه آن را مردم، به‌ويژه اقشار ضعيف، پرداخت مي‌كنند.

 
 
سازندگی: دولت، خطای خود در حذف ارز ترجیحی را جبران کند
ارگان مطبوعاتی حزب کارگزاران، افزایش نرخ ارز و حذف ارز ترجیحی از سوی دولت را عامل دامن زدن به اعتراضات و اغتشاشات اخیر توصیف کرد.
این روزنامه در یادداشتی نوشت: اغلب افراد، شوک ارزی را دلیل اصلی آغاز اعتراض‌ها می‌دانند چرا که به عقیده آنها، جرقه اعتراض‌ها زمانی زده شد که برای ششمین بار در یک دهه گذشته، نرخ ارز با جهش مواجه شد. به این صورت که افزایش قیمت دلار از محدوده 130 هزار تومان به 145 هزار تومان، انگیزه‌ای برای اعتراض فعالان بازار موبایل شد.
روایت دیگر این است که تصمیم دولت به حذف ارز ترجیحی، انتظارات تورمی را تحریک کرد و باعث افزایش دسته‌جمعی قیمت‌ها شد و پس از آن نرخ ارز نیز با شوک مواجه شد و به این ترتیب فعالان بازار موبایل در اعتراض به این بی‌ثباتی بیرون ریختند.
دولت باید ابتدا خطاهایش در سیاست حذف ارز ترجیحی را اصلاح کند. دولت و بانک مرکزی ابتدا باید سیاست حذف ارز ترجیحی را به شکل مناسبی ساماندهی کنند. بانک مرکزی و سیاستگذاران در چند هفته گذشته، دچار خطایی شدند و احتمال موفقیت تصمیم خوب را با اقدامات عجولانه و زمان‌بندی نامناسب کاهش دادند. دولت آمادگی لازم را برای جبران آسیب و تبعات تورمی کنونی را نداشت. زحمت این پاکسازی‌ها بر دوش عبدالناصر همتی است. بانک مرکزی با نهادهایی همچون وزارت اقتصاد، سازمان برنامه و بودجه، وزارت جهاد کشاورزی و وزارت رفاه تعامل داشته باشد. همتی باید نشان دهد که خطای بانک مرکزی را پذیرفته و در نهایت با اقداماتی که در آینده انجام می‌دهد، سعی در جبران خطای اولیه و کاهش آثار سوء آن ‌کند.
 

به این 7 دلیل در جنایت تروریست‌ها سهیم هستید

یکی از متهمان دروغ تقلب در انتخابات 1388 و از بانیان تحریم اقتصادی و فرصت‌سوزی پس از آن، ادعا کرد نگران جمهوریت و اسلامیت و امنیت و معیشت مردم است.
سید محمد خاتمی در‌باره اتفاقات اخیر در کشور نوشت:
«- اندوه از دست رفتن جان‌های گرانسنگ، بر رنج حاصل از رشد فزاینده‌ فقر و تبعیض و فساد و ناکارآمدی و درماندگی در زندگی و تنگ‌تر شدن روزنه امید به آینده، افزوده است.
- در جریان حوادث اخیر، ورود خشونت عریان، صحنه‌ای را که می‌بایست و می‌توانست آغاز مبارکی برای پذیرفتن رسمی حقّ اعتراض ملت و احترام به شهروندان و حرمت نهادن به نقد حکومت و گسترش گفت‌و‌گو باشد، به سرعت عوض کرد و متأسفانه، خشونت و تخریب نقاط مختلفی از میهن را فرا گرفت.
- این همه، حکایت از حرکتی سازمان یافته و حضور گروه‌های آموزش دیده و مجهز برای بهره‌گیری سوء از اعتراض به حق مردم و نگرانی‌ها و نارضایتی‌های انباشته شده قشرهای مختلف مردم، به نفع مقاصد سیاسی خاص دارد. 
- جریان سازمان یافته این حوادث، گرچه سربازان خود را عمدتاً از میان فرزندان این مرزوبوم گرفته، ولی با وجود اظهارات صریح مقامات اسرائیلی و حمایت آشکار آمریکا و تهدید به دخالت مستقیم‌، تردیدی در شکل گیری یک توطئه بزرگ برنامه‌ریزی شده علیه همبستگی ملی و یکپارچگی ایران به جا نمی‌گذارد.
- داستان هرچه باشد نتیجه‌ای جز وارد کردن کشور به ورطه‌ای انباشته از خشونت و نفرت و اقدامات کور و اتلاف منابع انسانی و ملی ندارد. نباید گذاشت که این جامعه و ارزش‌های آن دوقطبی شود تا بدخواهان ملک و ملت بتوانند از شکاف‌ها، تناقضات و حتی تفاوت‌ها و اختلافات سوءاستفاده کنند.
- آنچه مایه تأسف فراوان است، عدم درس‌آموزی از حوادث گذشته و فهم خواسته‌ها و نارضایتی‌های مردم و از دست دادن فرصت‌های اصلاح و تغییر از سوی حاکمیت است. 
- اشتباه نشود که نه گفتن مردم به بیگانه و دلبستگی آنان به استقلال و تمامیت ارضی به معنی رضایتشان از وضع موجود و رویکردهای غالب نیست و اکثریت مردم از وضعیت امروز ناراضی و از آینده کشور نگران‌اند.
- دست‌هایی در کار است تا چنین وانمود کند که همه چیز خوب است و اشکال از دولت است و مشکلات از آنجا ناشی می‌شود. البته می‌توان به دولت دکتر پزشکیان نقد داشت.
ولی همه باید بدانیم و می‌دانیم که علاوه‌بر تحریم و فشارهای بیرونی آنچه وضع کنونی کشور را بد کرده، بسیاری از سیاست‌ها و رویکردهای جاری و اشکالات نهادی و ساختاری است که وجود دارد و نارضایتی‌ها و اعتراض‌ها را مزمن و فزاینده کرده است.
- اعتماد و همبستگی مردم و حکومت و امید به بهبود و اصلاح امور، با اصرار بر تداوم و بازسازی رویکردها و رویه‌های غلط گذشته، به سوی فرسایش و شکنندگی رفته است.
- بازگشت به جمهوریت فراموش شده و اسلامیتی که جمهوریت را با همه ابعاد و لوازم آن می‌پذیرد، و توسعه توأم با عدالت را محور و مدار سیاست خارجی و داخلی می‌داند، و منافع ملی مردم و عزت آنان را رویکرد اساسی خود قرار می‌دهد، کم هزینه‌ترین و پرفایده‌ترین راه برای برون رفت از وضعیت نگران‌کننده کنونی است. و این امر مستلزم تغییرات ساختاری، نهادی و رویکردی در نظام حکمرانی و به رسمیت شناختن حقوق اساسی ملت خواهد بود. 
- در این روزهای تلخ همدرد و شریک غم‌ها و نگرانی‌های همه مردم باشیم، خطاهای معرفتی و سیاسی در اداره کشور را به درستی بشناسیم و اصلاح کنیم».
درباره این بیانیه باید یادآور شد که شخص خاتمی، در بسیاری از جفا‌هایی که در حق ملت ایران رفته، سهیم و مقصر است. از برخی مدیران دولت وی که بانی دو صدایی درست کردن در حاکمیت و ایجاد طمع در دشمنان بودند، می‌گذریم. اما وی از سران فتنه 1388 است که در کشور دو دستگی و نزاع خیابانی درست کرد و این در حالی بود که بهانه موسوی (و کروبی و ‌هاشمی)، ادعای دروغین تقلب در انتخابات ریاست جمهوری بود. خاتمی بارها در جلسات خصوصی اقرار کرده که باور نداشته در انتخابات تقلب (آن هم به میزان 11 میلیون رای) شده است. اما با این وجود، طی هشت ماه فتنه و آشوب آمریکایی- صهیونیستی با دیگر سران فتنه در تحمیق مردم و ملتهب کردن افکار عمومی همراهی کرد.
با شکست آن فتنه و آشوب سیاسی، برخی فرستادگان سران فتنه از مقامات دولت اوباما خواستند تحریم‌های فلج‌کننده- و نه تدریجی- را علیه ملت ایران اعمال کند که فلج کند، نه اینکه تاثیر واکسن را داشته باشد. اگر بعد از 16 سال، امروز از تاثیرات منفی و آزاردهنده تحریم‌ها حرف می‌زنیم، بانی آن سران و دست‌اندرکاران فتنه 1388 بوده‌اند که هم گرا به دشمن دادند و هم این پیغام را ارسال کرده‌اند که جامعه ایران دچار دودستگی است و بنابراین می‌توان از این شکاف (القایی) برای زدن ضربه اقتصادی به زندگی مردم استفاده کرد. این دومین خیانت پس از خیانت شورش علیه جمهوریت و علیه رای 
5/24 میلیون نفری اکثریت است.
خیانت سوم، تبدیل همین تحریم‌های فلج‌کننده به نردبان در انتخابات 1392 و 1396 بود که هر چند بستر عوام فریبی و صعود مدعیان اعتدال و اصلاحات را به قدرت فراهم کرد، اما قدرت مذاکره و چانه‌زنی کشور را از بین برد و به توافقی خسارت‌بار به نام برجام انجامید که تعهدات نسیه طرف غربی را به پس از انجام همه تعهدات نقد و برگشت‌ناپذیر طرف ایرانی موکول می‌کرد، فاقد ضمانت حقوقی بود و مکانیسم شکایت آن هم طوری تعبیه شده بود که در صورت هر نوع اعتراض، طرف غربی بتواند همه تحریم‌ها را راسا و بدون نیاز به جلب نظر شورای امنیت برگرداند (مکانیسم ماشه)! بدین ترتیب  هم تحریم‌ها بیش از دو برابر شد، هم 95 درصد برنامه هسته‌ای تعطیل یا اوراق و واگذار شد، هم اقتصاد را به اخم و لبخند طرف غدار غربی وابسته کردند و هم نهایتا بعد از هشت سال، دولتی را که امضای حمایت خاتمی پای آن بود، با معدل رشد اقتصادی صفر درصد، تعطیلی هشت هزار کارخانه، رکورد تورمی 45 درصد، و انفعال مطلق تحویل دادند و حال آن که دو آشوب 96 و 98 را هم بر سر سفره و معیشت مردم گذاشته بودند.
خیانت پنجم غربگرایان مدعی اعتدال و اصلاحات کارشکنی علیه دولت شهید رئیسی و تخریب آن دولت با میراث اقتصادی خویش بود و حال آن که احیای «رشد اقتصادی 5 درصد، هشت هزار کارخانه تعطیل و صادرات نفت کاهشی شده»، به عنوان کارنامه شامخ دولت سیزدهم به ثبت رسیده است.
خیانت ششم، فشار برای چیدن برخی مدیران ناتوان یا زاویه‌دار در بدنه دولت چهاردهم، به موازات راه‌حل‌نمایی مذاکره با ترامپ بود که موجب شد روند رشد اقتصادی مجددا منفی شود. برخی مدیران دولت به تصور مذاکره و توافق با ترامپ از مسئولیت مدیریت درونزا برای حل مشکلات باز بمانند، و ناگهان با خیانت و جنایت ترامپ در جنگ 12 روزه غافلگیر شوند. طیف مذکور وانمود می‌کردند که ترامپ از اوباما هم قابل اعتمادتر! است و با وجود عهدشکنی برجامی وی، می‌توان با او قرار و مدار گذاشت و به توافق رسید.
اجحاف هفتم، محروم کردن کشور از شبکه ملی اطلاعات و ارتباطات و باز گذاشتن معبر شبیخون رسانه‌ای آمریکا و اسرائیل و غرب است که عواقب تلخ خود را در قالب اغتشاشات جنایت‌آمیز اخیر نشان داد.
از این زاویه نگاه، خاتمی و برخی محافل پیرامون وی، شریک جنایات ترامپ و نتانیاهو هستند، هر چند که طبق معمول مامور باشند جنایات دشمن را بهانه فرافکنی و طعنه و طلبکاری قرار دهند.