۱- شرایط جامعه اسلامی در دوره امام سجاد(ع)
امام علی بن الحسین زینالعابدین علیهالسلام، طبق روایت مشهور در پنجم شعبان سال ۳۸ هجری در مدینه متولد گردید. آن حضرت اواخر خلافت ظاهری جد گرامی خود امیرالمؤمنين(ع) و دوره امامت عمو و پدر بزرگوار خویش، امام حسن مجتبی(ع) و امام حسین(ع) را درک کرد و دوران حکمرانی معاویه و قتل و شکنجه شیعیان را که از سوی وی و کارگزارانش صورت میگرفت، به چشم مشاهده فرمود و نیز در واقعه جانگداز کربلا حضور داشت.
نقشه و توطئه بنیامیه به سرکردگی یزید در جریان کربلا این بود که خاندان پیامبر(ص) از میان بروند و کسی از نسل آن حضرت باقی نماند. امام سجاد علیهالسلام به اراده خداوند به طرز معجزهآسایی زنده ماند و از این رو آن حضرت به «آدم اهل بیت» مشهور گردید.
اولاد امیه که هیچ اعتقادی به اصول مسلّم دین مانند توحید و معاد نداشتند، بلکه طبق قرائن متعدد تاریخی پایبند آیین جاهلیت بودند، همواره تلاش میکردند با فرهنگ دین و هر آنچه رنگ و بوی اسلام دارد مبارزه کنند و جامعه را به عصر جاهلی بازگردانند. در چنین شرایطی مدینه شهر پیامبر، تبدیل به مرکز مطربان و کنیزکانِ خواننده شد و احکام اسلام و قرآن دستخوش توفان تحریف و تغییر گردید.
یزید پس از حادثه کربلا، فاجعه هولناک دیگری را رقم زد که در تاریخ به نام واقعه حَرّه معروف است مردم مدینه چون از فساد و فحشا و شرابخوارگی یزید مطّلع شدند، قیام کردند و فرماندار وی را از شهر اخراج نمودند. یزید برای سرکوب قیام آنان، سپاهی به فرماندهی پیرمرد کوردلی به نام مُسلم بن عُقبه روانه مدینه کرد. لشکریان مسلم پس از محاصره شهر، دست به قتل عام مردم زدند که تعداد کشتگان این فاجعه تا ده هزار نفر ذکر شده است. آنگاه وی به دستور یزید پلید، سه شبانهروز مال و جان و ناموس اهل مدینه را بر سپاهیان خود مباح اعلام کرد که قلم از بیان فجایع و جنایات آنها شرم دارد.
مسلم بن عقبه پس از تصرف مدینه، از مردم به عنوان اینکه عبد و بنده مملوک یزید بن معاویه هستند بیعت گرفت و هرکس از چنین بیعتی امتناع میکرد، سر از بدنش جدا میشد. اما چون امام سجاد(ع) را نزد وی حاضر کردند، مهابت و جلالت حضرت، آن ملعون الی الابد را فرا گرفت. لذا جز به احترام و تواضع با امام برخورد نکرد و بهعلاوه سخن حضرتش را درباره شفاعت افرادی که نام برد پذیرفت.
وی پس از قتل و غارت مردم مدینه، برای سرکوبی عبدالله بن زبیر که در مکه قیام کرده بود، حرکت کرد ولی در بین راه و در سن ۹۰ سالگی به درکات دوزخ شتافت. پس از مسلم به دستور یزید، حُصَین بن نُمَیر فرماندهی سپاه شام را برعهده گرفت. وی مکه را به محاصره درآورد و با منجنیق خانه کعبه را به آتش کشید. تا آنکه خبر آوردند یزید نیز به اسلاف خود پیوسته و راهی جهنم شده است. مرگ یزید در ربیع الاول سال ۶۴ هجری و در سن ۳۸ سالگی اتفاق افتاد.
پس از یزید، پسرش معاویه بن یزید بر مسند خلافت تکیه زد، اما چهل روز بعد، از خلافت کناره گرفت و دیری نپایید که او نیز به پدر خود ملحق شد. آنگاه با اختلافی که بین امویان بر سر خلافت ایجاد شده بود، سرانجام مروان بن حکم به قدرت رسید. وی در شمار دشمنان سرسخت امیرالمؤمنين علیهالسلام محسوب میشد که در جنگهای جمل و صفین علیه آن حضرت شرکت جسته بود. هنگامیکه حضرت علی(ع) در جنگ جمل پیروز شد، بزرگوارانه از عقوبت مروان چشم پوشید و آزادش ساخت و سه پیشگویی درباره وی اظهار نمود.(خطبه ۷۳ نهجالبلاغه) ابتدا فرمود: او همچون مقدار زمانی که سگی بینی خود را بلیسد، حکومت کوتاهی خواهد داشت. گفتهاند حکومتش چهار ماه و ده روز بود و سرانجام به دست همسرش کشته شد. دوم اینکه امام(ع) از به قدرت رسیدن چهار تن از فرزندان و نوادگان او خبر داد. این چهار تن(فرزندان عبدالملک و نوههای مروان) عبارتند از ولید بن عبدالملک، سلیمان بن عبدالملک، یزید بن عبدالملک و هشام بن عبدالملک و در خبر سوم فرمود: امت از دست او و فرزندانش روزگار خونینی خواهند داشت و همینگونه شد که امام پیشگویی کرد و این افراد بسیاری از بیگناهان را به قتل رسانیدند.
هنگامی که عبدالملک به خلافت رسید، حجاج بن یوسف را در کوفه گماشت و خود با لشکری به سوی حجاز رفت و عبدالله بن زبیر را به قتل رسانید. حجاج که وصف خونریزیاش بسیاری از صفحات تاریخ را سیاه نموده، بیست سال بر کوفه امارت کرد و آنچه از جنایت خواست مرتکب شد. عبدالملک بن مروان هنگامیکه برای پسر خود ولید پیمان خلافت گرفت، سفارشهای اکیدی درباره حجاج بن یوسف به وی کرد و از او خواست حجاج را گرامی بدارد. مسعودی در مروج الذهب آورده است که از حسن بصری درباره عبدالملک پرسیدند.
گفت: چه بگویم درباره کسی که یکی از گناهان کوچکش حجاج بن یوسف است!
پس از عبدالملک، ولید به جای وی نشست. ولید از اینکه میدید امام سجاد علیهالسلام از جایگاه والای اجتماعی برخوردار است در رنج بود و آرامش نداشت. از این رو توطئه قتل آن حضرت را چید و با فرستادن سمی برای حاکم مدینه، آن حضرت را به شهادت رسانید. برخی عقیده دارند که مباشر قتل امام سجاد، هشام بن عبدالملک بوده است.
۲- برنامههای هدایتگرانه امام سجاد(ع)
با وقوع حادثه کربلا شرایط فوقالعاده ناگواری برای شیعیان به وجود آمد. امام حسین(ع) به همراه فرزندان و اهل بیت و شیعیان خود به شهادت رسیدند و آنان که باقی مانده بودند، جرأت ابراز وجود نداشتند. شیعیان به شدت تحت تعقیب قرار گرفته و سرکوب میشدند. شرایط بسیار سخت و پیچیده بود و به شکل ظاهر، تشیع نفسهای آخر خود را میکشید. قاطعانه میتوان گفت هیچ دورهای برای شیعیان دشوارتر از دوران پس از حادثه کربلا نبوده است و چنین دورهای مصادف بود با ایام امامت امام سجاد علیهالسلام.
بنیامیه تلاش وافری بر اشاعه خرافات و اندیشه جبرگرایی و حاکم کردن جهل و باورهای غلط داشتند. آنان افکار جاهلی نژادپرستی و برتری قوم عرب بر دیگر اقوام را منتشر میکردند و جامعه را از روح علم و حقیقتیابی دور نگاه میداشتند
* امام سجاد(ع) در طول ۳۵ سال امامت، مسجد نبوی را مرکز فعالیت علمی و مبارزه خود با جهل و تباهی قرار داد و پایههای اولیه دانشگاه اسلامی را بنیانگذاری فرمود که این امر در دوران امام باقر و امام صادق علیهماالسلام به اوج خود رسید. امام سجاد با نقل روایات نبوی، احکام الهی را اشاعه داد و فقیهان برجستهای را در این زمینه تربیت فرمود بسیاری از عالمان اهل سنت مانند شافعی، زهری و جاحظ او را دانشمندترین فرد زمان خود دانستهاند.
عمربن عبدالعزیز آن حضرت را به «سراج الدنیا و جمال الاسلام» وصف نموده و عبدالملک مروان که در اوج دشمنی و خصومت با امام بود روزی به آن حضرت عرض کرد: خداوند آنچنان که به شما علم و دین و پرهیزگاری عطا فرموده، به هیچکس دیگر چنین عنایتی نکرده است.
از امام سجاد علیهالسلام روایات متعددی در اثبات ولایت و امامت نقل شده است. آن حضرت به شخصی که درباره مسئلهای شرعی با ایشان مجادله میکرد فرمود: «اگر به خانه ما میآمدی، رد پای جبرئیل را به تو نشان میدادم! آیا کسی بیشتر از ما به سنت آگاهی دارد؟»
* یکی از ابزارهای مهم امام سجاد برای نشر معارف دین دعا است. آن حضرت در عصر اختناق اموی، با زبان دعا و مناجات همه آنچه که مسلمانان بدان نیاز دارند را به آنان عرضه داشت از برنامههای فردی و اخلاقی تا قوانین اجتماعی، سیاسی و کشوری. صحیفه کامله که پس از قرآن و نهجالبلاغه سومین منبع اسلام است به عنوان اخت القرآن و زبور آل محمد مشهور است، حاوی ۵۴ دعای منقول از امام میباشد. مجموعه دعاهای امام بعدها در کتابی به نام صحیفه جامعه گردآوری گردید.
* از روشهای دیگر امام انفاق و صدقه دادن است. از امام باقر نقل شده که آن حضرت کولهباری از غذا را بر دوش مبارک میکشید و در تاریکی شب برای فقیران میبرد. پس از شهادت امام سجاد مشخص شد که سرپرستی صد خانواده را برعهده داشته است. همچنین نقل شده که آن حضرت دو بار اموال خود را در راه خدا تقسیم کرد. امام سجاد(ع) هر روز در ماه رمضان دستور میداد گوسفندی را سر ببرند و با آن غذایی آماده نمایند. آنگاه غذا را بین درماندگان و یتیمان تقسیم میکرد تا آنکه چیزی باقی نمیماند. سپس خودش با نان و خرما افطار میکرد.
* یکی دیگر از سلاحهای امام سجاد گریه بود. امام برای زنده نگاه داشتن نهضت عاشورا در هر فرصتی با چشمان اشکبار واقعه کربلا را یادآوری میفرمود تا آنجا که امام صادق(ع) آن حضرت را یکی از بکّائین پنجگانه برشمردند. [آنان طبق روایت عبارتند از آدم ابوالبشر، یعقوب و یوسف پیامبر، حضرت فاطمه و امام سجاد علیهمالسلام].
هنگامیکه شخصی به امام عرضه داشت آیا وقت آن نرسیده که اندوهتان پایانپذیرد؟ فرمود حضرت یعقوب دوازده پسر داشت، یکی از آنان مفقود شد و با آنکه میدانست زنده است، آن قدر در فراقشگریست که نابینا شد. اما من به چشم خود دیدم که شانزده نفر از اهل بیت به شهادت رسیدند. چگونه میتوانمگریه نکنم؟
* بیشتر القاب امام سجاد(ع) دلالت بر پرستش و عبادت و ارتباط بینظیر آن امام همام با معبود یگانه دارد: سیدالعابدین، زین الصالحین، سجّاد، ذوالثفنات(صاحب پینهها؛ اشاره به پینههایی دارد که در دست و زانو و پیشانی مقدس امام بر اثر سجدههای طولانی آشکار شده بود) نقل شده است که رنگ چهره مبارک آن حضرت، هنگام وضو گرفتن تغییر میکرد و در نماز بر اندامش لرزه میافتاد و چون علت را جویا میشدند میفرمود من میخواهم در برابر پادشاه عظیمی بایستم.
سید ابوالحسن موسوی طباطبائی