خبرِ ، اسلام ستیزان ضد بشر و جنایتکار و ....
۱۴۰۴/۱۱/۲۸
تهدید غرق کردن ناوهای آمریکا کاملا ًجدی و دقیق است
بیانات قاطع رهبر انقلاب در پاسخ به تهدیدات نظامی آمریکا، بازتاب گستردهای در رسانههای غربی داشت. رسانههای غربی پیش از این در گزارشهایی اذعان کرده بودند که ایران قدرت ویران کردن پایگاهها، غرق کردن ناوها و هلاکت هزاران نظامی آمریکا در منطقه را دارد.
رهبر انقلاب دیروز در پاسخ به یاوهگوییهای دشمن فرمودند:
رئیسجمهور آمریکا مرتب میگوید که «ارتش ما قویترین ارتش دنیاست»؛ قویترین ارتش دنیا ممکن است گاهی چنان سیلی بخورد که نتواند از جا بلند شود. مدام میگویند «ما ناو فرستادیم طرف ایران» خیلی خب؛ ناو البته خطرناک است، اما خطرناکتر از ناو، سلاحی است که میتواند این ناو را به قعر دریا بفرستد.
دویچهوله آلمان ضمن بازتاب این سخنان نوشت: رهبر جمهوری اسلامی، آمریکا را به غرق کردن ناوهایش تهدید کرد و گفت ایران قادر است ناوهای آمریکایی را به قعر دریا بفرستد.
وبسایت رادیو فردا هم نوشت: رهبر ایران، برچیدن برنامه هستهای را رد و ناوهای آمریکایی را به غرق شدن تهدید کرد.
از سوی دیگر کانال 12 اسرائیل، ضمن بازتابدادن رزمایش کنترل هوشمند تنگه هرمز گفت: ایران برای هر سناریویی آماده است! تنگه هرمز به کانون تهدیدات علیه نیروهای آمریکایی مستقر در منطقه و مسیرهای کشتیرانی تبدیل شده است؛ مسیری که بیش از ۲۰درصد تولید نفت و گاز جهان از آن عبور میکند.
دیگر رسانههای صهیونیستی نوشتند: درست در همان لحظهای که طرفها پشت میز مذاکرات در ژنو جمع میشوند، (آیتالله) خامنهای، پیام تهدیدآمیز میفرستد. بهنظر میرسد از نگاه او اینگونه عمل میکند: بدون بازدارندگی دیپلماسی وجود ندارد و بدون نمایش قدرت، گفتوگویی شکل نمیگیرد. ایرانیها سطحی از اعتمادبهنفس را نشان میدهند که حتی در میانه گفتوگوها هم تهدید میکنند.
پس از آنکه ترامپ دیشب در تهدیدی تلویحی گفت ایران «نمیخواهد پیامدهای نرسیدن به توافق را تحمل کند»، (آیتالله) خامنهای تهدیدی متقابل فرستاد: «سلاحی که ناو هواپیمابر آمریکایی را غرق میکند، از خودِ ناو هواپیمابر خطرناکتر است». او گفت: «قدرتمندترین ارتش جهان ممکن است چنان ضربهای بخورد که نتواند دوباره بلند شود.».
یادآور میشود، پیش از این رسانهها و تحلیلگران بسیاری در آمریکا بر توانمندی ایران در زدن ضربات قدرتمند از جمله غرق کردن ناوهای آمریکا منتشر کردهاند؛ از جمله:
- فاکسنیوز: کارشناسان دفاعی میگویند ناوگان آمریکا، آسیبپذیر است و ایران میتواند تعداد زیادی پهپاد را به صورت هماهنگ به سوی شناورهای نظامی شلیک کند و با ایجاد حملات اشباعی، سامانههای دفاعی سنتی را از کار بیندازد. اگر صدها پهپاد در مدت زمان کوتاه پرتاب شوند، تقریباً قطعی است که برخی از آنها از سد دفاعی ناوها عبور خواهند کرد. قدرت ایران در سامانههای پهپادی کمهزینه و پرتعداد نهفته است؛ بهویژه پهپادهای انتحاری که برای برخورد با هدف و انفجار طراحی شدهاند. سامانههای دفاعی مدرن روی ناوها برای مقابله با چنین حملات اشباعی طراحی نشدهاند. در نتیجه، ناوهای آمریکا، اهدافی بسیار جذاب برای ایران هستند.
- اسکات ریتر افسر سابق پنتاگون: ایران قادر است آسیبهای هولناکی به ناوگان و پایگاههای آمریکا بزند. ایران، شاه منطقه است، همین و بس. ایران توانایی دارد تولید انرژی تمام منطقه را به میل خودش متوقف کند. علاوهبر این، ایران توانایی وارد کردن آسیب وحشتناک به پایگاههای نظامی آمریکا را دارد، از جمله کشتن صدها یا هزاران نیروی آمریکایی. ایرانیها بیش از ۲۰ سال است برای درگیری وجودی آمادهسازی کردهاند. ایرانیها نهتنها آماده بستن تنگه هرمز هستند و میتوانند صادرات انرژی را مختل کنند.
- والاستریتژورنال: آمریکا میداند انتقام ایران، اینبار گسترده و نامحدود خواهد بود. ایران ۲هزار موشک بالستیک دارد که سراسر خاورمیانه را پوشش میدهند. همچنین موشکهای کوتاهبرد که میتوانند پایگاههای ما در خلیجفارس و شناورها در تنگه هرمز را هدف بگیرند. موشک های کروز ضد کشتی، قایقهای تندروی اژدرافکن و شمار زیادی پهپاد را هم اضافه کنید.
- روزنامه اسرائیلهیوم: غرق کردن ناو آمریکا، دستاورد تاریخی برای ایران خواهد بود.
- مارک مونتگومری، دریادار پیشین پنتاگون: پدافندهای آمریکایی نمیتوانند موشکهای ایرانی را رهگیری کنند؛ آنها میتوانند پایگاههای آمریکا را هدف قرار دهند.
- منش اوسینت: لینکلن از ورود به دریای عمان میترسد چراکه در برد طیف گستردهای از تسلیحات ایرانی قرار میگیرد.
- مک گرگور سرهنگ سابق ارتش آمریکا: ناو هواپیمابر ما از ترس موشک یمنی چنان چرخش تند و تیزی داشته که جنگنده F18 ارتش به دریا افتاده، اگر وضعیتمان با یمنیها اینگونه است، در مقابل ایران میخواهیم چه کنیم؟!
همچنین گفتنی است آمریکا اوایل امسال پس از چند هفته جنگ با مقاومت یمن و در حالی که ناو هواپیمابر «هری ترومن»، در آستانه انهدام و غرق شدن بود، درخواست آتشبس کرد.
مدتی بعد، وبسایت عبری «کالکالیست» فاش کرد: «دونالد ترامپ مجبور شد بهخاطر دلایل پنهان، حملات علیه یمن را متوقف کند. مهمترین علت، موشکی بود که به سمت ناو هواپیمابر هری ترومن شلیک شد و تقریباً به آن اصابت کرد. این باعث وحشت در پنتاگون و توقف عملیات، از ترس فاجعه استراتژیکی شد که میتوانست واشنگتن را در داخل و خارج شرمنده کند. آن شب، ترامپ ترسید. کمپین عملیات «سوار خشن»، به این دلیل که ارتش یمن، توانایی بازدارندگی موشکی خود را نشان داد، شکست خورد و باعث شد آمریکا، محاسبات خود را کاملا تغییر دهد».
روزنامه نیویورکتایمز نیز همان زمان گزارش داده بود: «ترامپ پس از ۳۰ روز جنگ با یمن، ناامید شد. حوثیها ۷ پهپاد MQ-9 را سرنگون کردند و چند فروند F-16 و یک جت جنگنده F-35 مورد هدف قرار گرفتند. هزینه عملیات سرسامآور بود. مهمات پیشرفته زیادی استفاده شد. برنامهریزان پنتاگون به طور فزاینده نگران ذخایر و پیامدهای آن برای موقعیتی بودند که مجبور به دفع حمله چین به تایوان شوند... چرخش ناو ترومن برای جلوگیری از آتش، به سقوط جنگنده سوپر هورنت انجامید. سپس، موشکی به فرودگاه بنگوریون در تلآویو اصابت کرد. پس، ترامپ تصمیم گرفت عملیات را موفقیتآمیز خوانده و متوقف کند»!
وزیر جنگ رژیم صهیونیستی: از لبنان خارج نمیشویم!
وزیر جنگ رژیم صهیونیستی در اظهاراتی، با بیتوجهی کامل به توافق آتشبس امضاشده، گفت که ارتش این رژیم قصد خروج از مناطق اشغالی لبنان را ندارد.
هیئت دولت لبنان گفته است، در مرحله دوم انحصار سلاح، جدول زمانی تعیین نخواهد کرد، اما برخی رسانهها به نقل از دولت این کشور گزارش دادند که دولت به ارتش این کشور چهار تا هشتماه مهلت داده تا مرحله دوم طرح خلع سلاح حزبالله را اجرا کند. درست در شرایطی که دولت منفعل لبنان اینگونه عمل میکند، «یسرائیل کاتس»، وزیر جنگ رژیم صهیونیستی، در اظهاراتی اعلام کرد نیروهای این رژیم تا زمانی که حزبالله لبنان سلاح در اختیار دارد، از خاک لبنان خارج نخواهند شد. به گزارش «ایسنا»، وی افزود؛ ماندن نیروهای رژیم در پنج نقطه در جنوب لبنان، بخشی از توافق آتشبس بهشمار نمیرود، اما این تصمیم از سوی این رژیم اعمال شده و آمریکا آن را پذیرفته است! براساس توافق آتشبس قرار بود تمامی نیروهای اشغالگر خارج شوند.
رضا پهلوی فقط عروسکی در دست اسرائیل است
رضا پهلوی چیزی بیشتر از عروسک خیمهشببازی اسرائیل و آمریکا نیست.
آنا گاسپاریان روزنامهنگار و فعال رسانهای آمریکایی گفت: رضا پهلوی، پسر شاه که در انقلاب اسلامی سرنگون شد، خیلی شبیه اسرائیلیها حرف میزنه. «مردم تو جنگ میمیرن. چیکار میشه کرد؟ چیز مهمی نیست». حالا داره خودش رو به عنوان رهبر عروسکی از طرف اسرائیل و آمریکا جا میزنه. ولی مردم ایران چی میخوان؟ پهلوی، حمایت مردمی بین ایرانیها نداره و ظاهراً رئیسجمهور دونالد ترامپ هم ادعای مشابهی کرده. و البته اسرائیلیهایی که خودشون رو ایرانی جا زدن، دیوونه شدن از این حرف. در ماه اکتبر،هاآرتص اشاره کرده بود ایرانیها پهلوی رو نمیخواهند. حتی نیویورکتایمز هم مجبور شد این رو قبول کنه و نوشت که در زمان سلطنت، نیروهای امنیتی ایران به طور معمول مخالفان رو دستگیر و شکنجه میکردن، میراثی که رضا پهلوی یا از پرداختن بهش خودداری کرده یا سعی کرده کماهمیت جلوه بده. حتی سؤالها در مورد دوران سرکوبگر پدرش و نقش پلیس مخفی وحشی رو در مصاحبه با نیویورکتایمز در سال ۲۰۰۹ دور زد. رژیم سرویس مخفی ساواک رو مستقر کرد و ترور رو بر مردم ایران حاکم کرد. هدف اصلی نظارت و حذف مخالفان سیاسی بود. و طبق گزارش مؤسسه آمریکایی انترپرایز، سیا بودجه و آموزش ساواک رو تأمین میکرد و اونا هم رفتن و مخالفان سیاسی رو شکنجه کردن. ساواک قدرت نامحدود داشت. ولی رضا پهلوی داره سعی میکنه دوران پدرش و خشونتی که زیر حاکمیت سرکوبگرش انجام شد رو تطهیر کنه. کانال ۱۴ نیوز خارجی گزارشی داده واقعاً جالب: بازیگران خارجی معترضان در ایران رو با سلاح گرم زنده مسلح کردن، که دلیل کشته شدن صدها نفر از نیروهای جمهوری اسلامی است. کاملاً واضحه که دخالت خارجی روی زمین در جریانه و مشخص میکنه که ایالات متحده همهجا تو این آشوب در ایران بود. راستی پهلوی ۴۷ ساله تو ایالات متحده زندگی میکنه. هیچ ارتباطی با ایران نداره. این ایده که یه رئیس انتقالی خوب باشه که عملاً توسط آمریکا و اسرائیل نصب بشه مسخره است.
اون مقاله هاآرتص که دارم بهش ارجاع میدم تو داستان، وقتی پهلوی داشت از اسرائیل بازدید میکرد نوشته شده. پس او خیلی خیلی ابزار دولت اسرائیله. هیچ شکی نیست.
ناوهای آمریکا در برابر ضربات ایران آسیبپذیر هستند
افسر سابق MI6 و دیپلمات سابق انگلیسی معتقد است ناوهای آمریکا در برابر تهدیدات ایران آسیبپذیر هستند.
الستر کروک گفت: ناو آمریکا مجبور شده است هرچه بیشتر از خط ساحلی فاصله بگیرد تا از برد تهدید خارج شود.
او افزود: ناوگان به خوبی از نظر موشکهای پدافند هوائی مجهز نشده است؛ بهطور معمول هر ناوشکن حدود ۵۰ تا ۱۰۰ موشک پدافند هوائی دارد، اما برای مقابله با هر هدف، معمولاً باید دو یا سه موشک همزمان شلیک شود.
کروک تاکید کرد: اگر یک حمله دستهجمعی متشکل از حدود ۳۰۰ پهپاد ایرانی به این ناوگروه شلیک شود، آنها مجبور خواهند بود تقریباً تمام ظرفیت پدافند هوائی خود را صرف دفاع از خود کنند و پس از آن آسیبپذیر خواهند شد. و تهدید فقط از ساحل نیست، زیرا ایران زیردریاییهایی مجهز به ۲۵ تا ۳۰ زیردریایی کوچک با موشکهای ضدکشتی دارد، و همچنین قایقهای تندرویی در اختیار دارد که هدف قرار دادن آنها دشوار است و آنها نیز به موشکهای ضدکشتی مجهزند. کل این ناوگروه اکنون بهطور جدی در تیررس ایرانیها قرار دارد.»
از سوی دیگر، دانیل داویس، سرهنگ بازنشسته آمریکایی گفت: قدرت ایران باعث شد ترامپ در بنبست قرار بگیرد. وی اظهار کرد: ترامپ قادر به نابودی ایران نیست و همین باعث شده به دنبال راه فرار از قضیه حمله باشد.
داویس افزود: با یک شلیک به سمت ایران، همه پایگاههای آمریکا در منطقه توسط ایران با خاک یکسان میشود، نیروها، کشتیها، پایگاهها و اسرائیل. آمریکا، کشور قانون نیست و فقط هرکاری بخواهد انجام میدهد و لذا قانون جنگل حاکم است.
همچنین سرهنگ سابق آمریکایی داگلاس مکگرگور، نسبت به تشدید تنشهای بزرگ در صورت حمله به ایران هشدار داد و گفت: اگر ایرانیها به هر شکلی مورد حمله قرار گیرند، دیگر مانند گذشته خویشتنداری نخواهند کرد... آنها با هر آنچه در اختیار دارند و به هدف میرسد، پاسخ خواهند داد. این به معنای شلیک موشکهای بالستیک به سمت پایگاههای ایالات متحده، رادارها، مراکز فرماندهی در قطر، کشتیها و وارد کردن «خسارات عظیم» به اسرائیل است که ایران آن را «مقصر اصلی» میداند.
وی اضافه کرد: ما ممکن است خیلی زودتر از آنها با کمبود موشک مواجه شویم.
شرق: نحوه آزادسازی نرخ ارز غیر اصولی و تورمزا بود
روزنامه شرق میگوید پیامد آزادسازی غیراصولی نرخ ارز، خالی شدن جیب مردم بود. در حالی که مدعیان اصلاحات پیش از ادعای تک نرخی کردن ارز از این سیاست جانبداری میکردند و آن را بازگرداندن ارز به جیب مردم میدانستند، روزنامه شرق در گزارشی نوشت:
تصمیم سیاستگذار برای جهش دوباره نرخ ارز رسمی و همگرایی آن با بازار آزاد، آنهم در شرایطی که حتی کالاهای اساسی نیز از چتر ارز ترجیحی خارج شدهاند، بیش از هر زمان دیگری پیامدهای خود را در تجارت خارجی نمایان کرده است.
این تغییر، صرفاً یک اصلاح فنی در سامانههای ارزی نیست؛ بلکه ساختار تقاضا، الگوی واردات، وزن صادرات و حتی اندازه دلاری اقتصاد را دستخوش تغییر کرده است. تجربه سال گذشته نشان داد افزایش حدود ۴۰درصدی هزینه واردات، چگونه توانست بدون کاهش محسوس وزن صادرات، واردات کشور را ۱۵ درصد پایین بکشد. این واکنش نامتقارن، نشانهای روشن از کاهش کشش تقاضای وارداتی و افت توان مصرفی خانوارها بود؛ پدیدهای که آمارهای رسمی بانک مرکزی نیز آن را تأیید میکند.
کاهش سهم واردات از تولید ناخالص داخلی و افت سهم مصرف نهائی بخش خصوصی، تصویر اقتصادی را ترسیم میکند که در آن کیک اقتصاد کوچکتر شده و بخش واردات، سریعتر از سایر اجزا عقب نشسته است. اکنون با جهشی که نرخ مؤثر ارز وارداتی را در عمل دو برابر کرده، این پرسش کلیدی پیش روی اقتصاد قرار دارد: تجارت خارجی در چنین فضائی به کدام سو خواهد رفت؟ آیا کاهش واردات میتواند به بهبود پایدار تراز تجاری بینجامد؟ و آیا صادرات، بهویژه در سایه تداوم درآمدهای نفتی، قادر است نقش لنگر ثبات را ایفا کند؟ پاسخ به این پرسشها، صرفاً در تحلیل گذشته خلاصه نمیشود، بلکه نیازمند ترسیم سناریوهای پیش رو و مقایسه مسیر ایران با کشورهایی است که پیشتر شوکهای ارزی مشابهی را تجربه کردهاند.
برای دومین بار در فاصلهای کمتر از یک سال، سیاستگذار ارزی تصمیم به جهش نرخ ارز در سامانه نیما و نزدیکسازی آن به نرخ بازار آزاد گرفته است؛ تصمیمی که این بار دامنه آن فراتر از گذشته رفته و حتی ارز واردات کالاهای اساسی را نیز دربر گرفته است. اگر میانگین وزنی نرخ مؤثر ارز وارداتی کشور در ۱۲ ماه گذشته محاسبه و با نرخهای جدید حوالی ۱۳۰ هزار تومان مقایسه شود، نتیجه روشن است: هزینه مؤثر واردات رسمی کشور به طور ناگهانی تقریباً دو برابر شده است. چنین تغییری، بهویژه در اقتصادی که به واردات وابستگی ساختاری دارد، نمیتواند بدون پیامدهای عمیق باقی بماند. پاییز سال گذشته، نرخ متوسط ارز در سامانه نیما حدود ۵۰ درصد افزایش یافت، درحالیکه نرخ ۲۸هزارو ۵۰۰ تومانی برای بخشی از مصارف ثابت ماند. برایند این سیاست، افزایش نزدیک به ۴۰درصدی میانگین هزینه واردات رسمی بود. اکنون و با گذشت حدود یک سال، میتوان آثار این شوک را در آمارهای تجارت خارجی و حسابهای ملی مشاهده کرد. براساس دادههای موجود، صادرات غیرنفتی در ۱۰ ماه نخست امسال از نظر وزنی تقریباً بدون تغییر باقی مانده، اما از نظر ارزشی، تحت تأثیر افت قیمت جهانی مواد خام و نیمهخام که بخش عمده سبد صادراتی ایران را تشکیل میدهند، حدود شش درصد کاهش یافته است. در سمت مقابل، واردات با افت درخور توجه ۱۵درصدی مواجه شده؛ کاهشی که بیش از هر چیز، از نبود کشش تقاضا در نرخهای جدید و افت توان جذب اقتصاد حکایت دارد.