به وب سایت مجمع هم اندیشی توسعه استان زنجان خوش آمدید
 
منوی اصلی
آب و هوا
وضعیت آب و هوای زنجان
آمار بازدیدها
بازدید امروز: 11,594
بازدید دیروز: 1,814
بازدید هفته: 16,023
بازدید ماه: 16,641
بازدید کل: 28,563,374
افراد آنلاین: 34
اوقات شرعی

اوقات شرعی به وقت زنجان

اذان صبح:
طلوع خورشید:
اذان ظهر:
غروب خورشید:
اذان مغرب:
تقویم و تاریخ
چهارشنبه ، ۰۶ خرداد ۱٤۰۵
Wednesday , 27 May 2026
الأربعاء ، ۱۰ ذو الحجة ۱٤٤۷
خرداد 1405
جپچسدیش
1
8765432
1514131211109
22212019181716
29282726252423
3130
آخرین اخبار
8045 - نیات پلید آمریکا و اروپا در طرح دروغین آتش‌بس: ۴۵ روز برای فریب ایران ۱۴۰۵/۰۱/۱۷
نیات پلید آمریکا و اروپا در طرح دروغین آتش‌بس: 
 ۴۵ روز برای فریب ایران 
۱۴۰۵/۰۱/۱۷

cdnThumbnail

آتش‌بس ۴۵ روزه، بیش از آنکه یک ابتکار صلح باشد، یک عملیات فریب برای خرید زمان و بازآرایی قدرت از سوی دشمن خبیث است. این طرح، نه تضمینی برای پایان جنگ ارائه می‌دهد و نه حتی چارچوبی متوازن برای مذاکره.
در حالی که تحولات میدانی و فشارهای سیاسی-اقتصادی بر جبهه غربی در حال افزایش است، انتشار گزارش‌هایی از سوی رسانه‌های غربی درباره طرح آتش‌بس موقت، بیش از آنکه نشانه‌ای از تمایل واقعی به صلح باشد، حکایت از یک بازی پیچیده برای مدیریت بحران دارد. 
رسانه آمریکایی-اسرائیلی آکسیوس اخیراً مدعی شده برخی میانجیگران در تلاشند آتش‌بسی ۴۵ روزه را در جنگ جاری برقرار کنند؛ آتش‌بسی که قرار است در طول آن، مذاکرات برای پایان جنگ دنبال شود، اما در عمل «سایه جنگ» همچنان حفظ خواهد شد.این روایت، اگرچه هنوز با واکنش رسمی مواجه نشده، اما با توجه به پیشینه آکسیوس در بازتاب‌دهی روایت‌های نزدیک به محافل امنیتی غربی و رژیم صهیونیستی، نمی‌توان آن را صرفاً یک خبر عادی تلقی کرد. چنین پیشنهادهایی معمولاً بخشی از یک عملیات روانی یا زمینه‌سازی برای تحرکات بعدی هستند.
در همین چارچوب، گزارش دیگری از سوی رویترز نیز از ارائه طرحی دو مرحله‌ای توسط آمریکا و اروپا با میانجی‌گری پاکستان خبر می‌دهد؛ طرحی که در نگاه اول «دیپلماتیک» به نظر می‌رسد، اما با دقت بیشتر، نشانه‌های روشنی از یک طراحی نامتوازن و هدفمند در آن دیده می‌شود.
آتش‌بس موقت؛
صلح یا تعلیق جنگ به نفع دشمن؟
مفهوم «آتش‌بس موقت همراه با تداوم تهدید» از اساس با منطق پایان جنگ در تضاد است. در این الگو، نه تنها زیرساخت‌های تهدید علیه ایران حفظ می‌شود، بلکه دشمن فرصت می‌یابد بدون نگرانی از پاسخ فوری، به بازسازی توان نظامی و ترمیم ضعف‌های راهبردی خود بپردازد.
واقعیت این است که ایران پیش‌تر نیز به‌صراحت اعلام کرده با آتش‌بس‌های کوتاه‌مدت و فاقد چارچوب مشخص که صرفاً به تداوم وضعیت خاکستری جنگ منجر می‌شوند، موافقتی ندارد. مخالفت با آتش‌بس‌های ۴۸ ساعته اخیر نیز دقیقاً در همین چارچوب قابل تحلیل است. تجربه نشان داده چنین وقفه‌هایی، بیش از آنکه به کاهش تنش کمک کنند، به دشمن اجازه «نفس‌گیری» و خروج از بحران‌های فوری را می‌دهند.
اشکالات ساختاری طرح آتش بس
طرح پیشنهادی که به ادعای رویترز شامل دو مرحله زمانی است، از منظر فنی با ایرادات جدی مواجه است. مهم‌ترین اشکال، عدم تقارن زمانی در طراحی مذاکرات است. چگونه ممکن است مسائل پیچیده‌ای مانند برنامه هسته‌ای، لغو تحریم‌ها و آزادسازی دارایی‌ها، تنها در بازه‌ای حدود ۲۰ روز به نتیجه برسد؟
این مسئله نشان می‌دهد یا طرف غربی اساساً قصد ورود جدی به جزئیات را ندارد، یا انتظار دارد ایران بدون چانه‌زنی، شروط از پیش تعیین‌شده را بپذیرد. در هر دو حالت، این طرح نه یک چارچوب مذاکره، بلکه یک نسخه دیکته‌شده است.
از سوی دیگر، تمرکز بیش از حد بر نقش پاکستان به‌عنوان «تنها کانال ارتباطی» و حتی تدوین‌کننده پیش‌نویس توافق، خود یک نقطه ضعف اساسی است. تجربه‌های پیشین نشان داده میانجی‌گری‌های موفق، نیازمند توازن و شفافیت هستند؛ نه واگذاری انحصاری به یک بازیگر منطقه‌ای که خود تحت فشارهای خارجی قرار دارد.
هدف اصلی بازگشایی تنگه هرمز بدون هزینه
یکی از کلیدی‌ترین ابعاد این طرح، تلاش برای بازگشایی تنگه هرمز بدون ارائه امتیاز واقعی به ایران است. برای غرب، بازگشت جریان آزاد انرژی و کاهش قیمت نفت، یک اولویت فوری محسوب می‌شود. اما در مقابل، هیچ تضمین عینی و فوری برای لغو تحریم‌ها یا توقف اقدامات خصمانه ارائه نشده است.
این عدم توازن، عملاً به معنای درخواست «امتیاز نقد» از ایران در برابر «وعده نسیه» از سوی غرب است؛ الگویی که پیش‌تر نیز تجربه شده و نتایج آن برای ایران روشن است.
تکرار یک تجربه پرهزینه
نگاهی به تجربه نشان می‌دهد که الگوی «اول اقدام از سوی ایران، سپس وعده از سوی غرب» تا چه اندازه می‌تواند پرهزینه باشد. خروج یکجانبه آمریکا در سال ۲۰۱۸، عملاً نشان داد که تعهدات غربی تا چه اندازه شکننده و وابسته به تحولات سیاسی داخلی آن‌هاست.
در طرح جدید، حتی این الگو نیز به شکلی نامتوازن‌تر تکرار شده است: ایران باید ابتدا ابزارهای بازدارندگی خود را کنار بگذارد و سپس منتظر بماند تا در یک بازه زمانی محدود، شاید توافقی حاصل شود. این یعنی پذیرش ریسک بالا بدون دریافت تضمین.
اهداف پنهان غرب
تحلیل رفتار آمریکا و اروپا در ارائه چنین طرحی، چند هدف کلیدی را آشکار می‌کند:
نخست، مدیریت افکار عمومی در آستانه تحولات سیاسی داخلی، به‌ویژه در آمریکاست. یک آتش‌بس موقت-حتی بدون نتیجه نهائی-می‌تواند به‌عنوان «دستاورد دیپلماتیک» معرفی شود و فشار رسانه‌ای را کاهش دهد.
دوم، این طرح نوعی «آزمون استقامت» برای ایران است. غرب به‌دنبال سنجش این موضوع است که آیا ایران حاضر است در ازای وعده‌های مبهم، از اهرم‌های راهبردی خود عقب‌نشینی کند یا خیر.
سوم، تلاش برای جداسازی پرونده هسته‌ای از مؤلفه‌های قدرت منطقه‌ای ایران است. با حذف ابزارهایی مانند کنترل تنگه هرمز، دست ایران در مذاکرات هسته‌ای عملاً خالی‌تر خواهد شد.
چهارم، ایجاد شکاف در محور مقاومت از طریق مذاکرات جداگانه و دور زدن بازیگران منطقه‌ای همسو با ایران؛ رویکردی که هدف آن تضعیف انسجام جبهه مقابل است.
آتش‌بس یا تله راهبردی؟!
با کنار هم قرار دادن این مؤلفه‌ها، می‌توان گفت طرح آتش‌بس ۴۵ روزه، بیش از آنکه یک ابتکار صلح باشد، یک ابزار تاکتیکی برای خرید زمان و بازآرایی قدرت از سوی غرب است. این طرح، نه تضمینی برای پایان جنگ ارائه می‌دهد و نه حتی چارچوبی متوازن برای مذاکره.
در چنین شرایطی، طبیعی است که ایران با اتکا به تجربیات گذشته و درک دقیق از الگوهای رفتاری غرب، از ورود به چنین بازی‌هایی اجتناب کند. آتش‌بسی که در آن «سایه جنگ» باقی بماند، نه‌تنها صلح نمی‌آورد، بلکه می‌تواند مقدمه‌ای برای یک تقابل شدیدتر در آینده باشد.
بنابراین، پرسش اصلی اینجاست: آیا این ۴۵ روز، فرصتی برای صلح است یا صرفاً یک مهلت برای فریب و بازسازی دشمن؟ پاسخ، در طراحی نابرابر و نیات پنهان این پیشنهاد، تا حد زیادی روشن است.