خبرِ ، اسلام ستیزان ضد بشر و جنایتکار و ....
۱۴۰۵/۰۲/۰۵
مرتس: جنگ ایران، پایههای اقتصادی آلمان را به لرزه درآورده است
صدراعظم آلمان جنگ در ایران را، نهتنها تهدیدی برای قیمت سوخت، که تهدیدکننده پایههای قدرت اول اقتصادی اروپا خواند.
«فردریش مرتس»، صدراعظم آلمان، میگوید که جنگ در ایران پایههای اقتصادی این کشور را تهدید میکند. مرتس گفته است: «این جنگ نهتنها قیمت سوخت، بلکه پایههای اقتصاد آلمان را نیز تهدید میکند.» به گزارش «باشگاه خبرنگاران جوان»، صدراعظم آلمان تأکید کرد: «درگیری در خاورمیانه [غرب آسیا] شوکهای ژئوپلیتیکی به بازارهای انرژی در اروپا، آسیا و ایالاتمتحده وارد میکند؛ آن هم در شرایطی که تأثیرات آن بر تأمین انرژی و ثبات اقتصادی روزبهروز بیشتر میشود.» این خبر در شرایطی منتشر میشود که با طولانیتر شدن بحران، نگرانیها درباره کمبود انرژی در اروپا شدت گرفته است؛ اما واکنش مالی دولتهای اتحادیه اروپا در مقایسه با بحرانهای مشابه گذشته بسیار محدودتر بوده و همین موضوع این پرسش را ایجاد کرده که آیا اروپا توان مواجهه با شوک جدید انرژی را از دست داده است؟
شبکه «سی.بی.اس نیوز» آمریکا اعتراف کرد که با جنگ علیه ایران قیمت بنزین در آمریکا از چهار دلار عبور کرده و تورم نیز روند صعودی خود را تا پایان سال ۲۰۲۶ حفظ خواهد کرد.
گروه اقتصادی خبرگزاری فارس؛ شبکه خبری «سی بی اس نیوز» آمریکا در گزارشی که به تازگی منتشر شده، به روشنی اذعان کرده است که جنگ تحمیلی علیه جمهوری اسلامی ایران، خسارتهای جدی به اقتصاد ایالات متحده وارد کرده و تورم و هزینههای انرژی را در این کشور به شدت افزایش داده است.
این گزارش که با استناد به تحلیلهای اقتصادی معتبر تهیه شده، هشدار میدهد که آثار مخرب این جنگ بر اقتصاد آمریکا در طول سال ۲۰۲۶ میلادی نیز ادامه خواهد یافت.
آسیب مستقیم به جیب آمریکاییها؛ بنزین ۴ دلاری شد
بر اساس گزارش «سی بیاس نیوز»، جنگ علیه ایران مستقیماً قبوض انرژی شهروندان آمریکایی را هدف گرفته است. میانگین قیمت بنزین در ایالات متحده از مرز ۴ دلار در هر گالن عبور کرده که این رقم فشار سنگینی را بر بودجه خانوارهای آمریکایی وارد میکند.
علاوه بر این، بازار مسکن آمریکا نیز تحت تأثیر این جنگ قرار گرفته و فشارهای فزایندهای بر این بخش حیاتی وارد شده است. همچنین نرخ تورم در آمریکا به بالاترین سطح خود در دو سال اخیر رسیده است.
اذعان اقتصاددان ارشد مودیز: آسیب قبلاً اتفاق افتاده است
«مارک زاندی»، اقتصاددان ارشد مؤسسه معتبر «مودیز آنالیتیکس»، در گفتوگو با این شبکه آمریکایی وضعیت را بحرانی توصیف کرده و میگوید: «آسیب قبلاً اتفاق افتاده است».
وی با اشاره به روند صعودی قیمت نفت تأکید کرده که انتظار نمیرود قیمت نفت در آینده نزدیک کاهش یابد، که این به معنای تداوم فشار تورمی بر اقتصاد آمریکاست.
بستهشدن هرمز؛ شوکی ۴۴ درصدی به قیمت نفت
یکی از محورهای اصلی گزارش «سی بی اسنیوز» به نقش راهبردی تنگه هرمز بازمیگردد. این شبکه تأکید کرده که جنگ علیه ایران موجب اختلال در تردد کشتیها از طریق تنگه هرمز شده است؛ تنگهای که حدود یکپنجم (۲۰ درصد) از عرضه نفت جهان از آن عبور میکند.
این اختلال، شوک بزرگی به بازار انرژی وارد کرده و قیمت نفت خام را به شدت افزایش داده است. به طوری که قیمت هر بشکه نفت برنت به حدود ۱۰۵ دلار رسیده که نسبت به زمان قبل از شروع جنگ، افزایشی نزدیک به ۴۴ درصد را نشان میدهد.
پیشبینی تورم پایدار در ۲۰۲۶؛ هشدار کارشناسان
کارشناسان اقتصادی به «سی بیاس نیوز» گفتهاند که موج افزایش قیمت انرژی، تورم در آمریکا را طی ماههای آینده افزایش خواهد داد. پیشبینی میشود نرخ تورم در تمام طول سال ۲۰۲۶ در سطوح بالا باقی بماند.
شاخص قیمت مصرفکننده در آمریکا هماکنون به ۳.۳ درصد در مقایسه با سال قبل رسیده است. با این حال، تخمین کارشناسان نشان میدهد که شاخص مخارج مصرف شخصی (که معیار مورد علاقه فدرال رزرو برای اندازهگیری تورم است) ممکن است تا پایان سال جاری به حدود ۴ درصد برسد.
ترمز رشد اقتصادی؛ کاهش هزینههای مصرفکننده
یکی از مهمترین پیامدهای جنگ در این گزارش، تأثیر منفی آن بر رشد اقتصادی آمریکا ارزیابی شده است. «سی بی اس نیوز» توضیح میدهد که افزایش قیمت انرژی، قدرت خرید مصرفکنندگان را کاهش میدهد و آنها را مجبور به کاهش مخارج خود میکند.
این در حالی است که اقتصاد آمریکا به شدت به مصرف شخصی متکی است. بنابراین، پیشبینی میشود رشد تولید ناخالص داخلی آمریکا در سال جاری به حدود ۱.۸ درصد کاهش یابد، در حالی که این رقم در سال ۲۰۲۵ معادل ۲.۱ درصد بوده است.
فراتر از جنگ؛ دو عامل دیگر نیز به اقتصاد آمریکا فشار میآورد
به گزارش فارس، «سی بی اس نیوز» در پایان این گزارش تهیه شده خاطرنشان کرد که جنگ علیه ایران تنها عامل ایجاد بحران در اقتصاد آمریکا نیست. دو عامل دیگر نیز شرایط را پیچیدهتر کردهاند:
نخست تغییرات ساختاری در اشتغال که ناشی از گسترش هوش مصنوعی است، به بیثباتی بازار کار دامن زده است.
دوم اینکه رویکرد تجاری و اعمال تعرفههای جدید از سوی دولت سابق و احتمالاً جاری آمریکا نیز به افزایش هزینهها و ایجاد ابهام در چشمانداز اقتصادی دامن زده است.
یک رسانه روس به نقل از کارشناسان نوشت درآمد حاصل از عوارض بر تنگه هرمز میتواند تابآوری ایران در مقابل تحریمهای خارجی را افزایش
دهد.
رسانه روسی «اسپوتنیک» طی تحلیلی نوشت: ایران با اخذ عوارض برای تردد از تنگه هرمز، افزون بر کاستن از فشار تحریمها، یک منبع درآمد غیرنفتی برای خود فراهم کرده است.
پروفسور «اعظمی حسن»، استاد دانشگاه مالزی در این باره به اسپوتنیک گفت: جهان توان تحمل بسته شدن کامل تنگه هرمز را به دلیل تأثیر اقتصادی آن ندارد و همین مسئله به ایران اهرم قدرتمندی بخشیده است. این اهرم جغرافیایی به ایران کمک کرده تا از «حالت تحت محاصره» خارج شود و به دولتی بدل گردد که از موقعیت خود برای کسب درآمد بهره میبرد.
«طاهر ناظر»، تحلیلگر مسائل ژئوپلیتیک هم تأکید کرد که حتی اگر درآمد حاصل از عوارض بر تنگه هرمز به جای میلیاردها، صدها میلیون دلار باشد، برای پوشش هزینههای دریایی و ثبات در برابر نوسانات نرخ ارزِ خارج از سیستم مالی سوئیفت (SWIFT) حیاتی است. این درآمد، جایگزین نفت نیست، اما یک ابزار مکمل برای افزایش تابآوری مالی ایران محسوب میشود.
نویسنده آمریکایی: تنگه هرمز محدودیتهای واشنگتن را برملا کرد
«آلفرد دبلیو مک کوی»، نویسنده و تاریخدان آمریکایی و که استاد تاریخ در دانشگاه ویسکانسین- مدیسون نیز اخیرا طی تحلیلی تاکید کرد: جنگ دونالد ترامپ علیه ایران میتواند به الگوی جدیدی از ماجراجوییهای نظامی شکستخوردهای تبدیل شود که در طول تاریخ به سقوط امپراتوریهای بزرگ کمک کردهاند.
وی اضافه کرد: این نوع از جنگها هزینه سنگینی را تحمیل میکنند، اتحادها را تضعیف و محدودیتهای قدرت را آشکار میکنند و در نهایت منجر به کاهش نفوذ و تضعیف جایگاه بینالمللی میشوند.
مک کوی همچنین عنوان داشت: آنچه به عنوان نظامیسازی کوچک شناخته میشود، اغلب توسط قدرتهای بزرگ در دورههای افول به منظور بازیابی اعتبار خود مطرح میشود. با این حال، این تلاشها اغلب نتیجه معکوس میدهد و به جای متوقف کردن فروپاشی، آن را تسریع میکند؛ از شکست آتن در سیسیل در ۴۱۳ قبل از میلاد تا فاجعه پرتغال در مراکش در سال ۱۵۷۸ و بحران سوئز در سال ۱۹۵۶ که به کاهش نفوذ انگلیس منجر شد.
وی گفت: جنگ با ایران ویژگیهای مشابهی خواهد داشت. تهران با بستن تنگه هرمز، واقعیتهای جدیدی را در میدان تحمیل کرد که باعث بحران انرژی و فشارهای اقتصادی در عرصه جهانی شد و در نتیجه محدودیتهای آمریکا در دستیابی به اهداف استراتژیک تعیینکننده را آشکار کرد. این جنگ با توجه به مخالفت چندین متحد آمریکا با مشارکت در آن همراه با تشدید انتقادات بینالمللی منجر به انزوای بیشتر آمریکا شده است. در همین حال قدرتهای رقیب، مانند چین، در صحنه جهانی باثباتتر به نظر میرسند.
به گزارش مهر، مک کوی اضافه کرد: حتی اگر واشنگتن به دستاوردهای نظامی دست یابد یا به توافقی برسد، ممکن است متحمل یک شکست راهبردی شده باشد. این جنگ به تسریع زوال هژمونی آن منجر میشود.
اندیشکده آمریکایی در گزارشی تاکید کرد: تنگه هرمز به قدرتمندترین عامل بازدارندگی برای ایران تبدیل شده است.
اندیشکده آمریکایی «کانورسیشن» در گزارشی نوشته است که اصلیترین درسی که از جنگ ایران گرفته شده این است که جغرافیای ایران بهتنهائی تمام آنچه را این کشور برای بازدارندگی به آن نیاز دارد، فراهم میکند. حملات آمریکا و اسرائیل نتوانسته است ایران را از کنترل بر رفتوآمد کشتیها در تنگه هرمز بازدارد. برخی محورهای این گزارش به این شرح است:
جغرافیا؛ بزرگترین دارایی راهبردی ایران
تنگه هرمز کمعمق و باریک است و کانالهای کشتیرانی قابل عبور آن تنها دو مایل عرض دارند. خلیجهای کوچک در امتداد خط ساحلی جنوبی ایران، پوششی برای قایقهای کوچک، مینریزی، موشکهای ضدکشتی و پهپادها فراهم میکند، همچنین کمربند وسیعی از کوههای صخرهای از مرز ترکیه تا تنگه هرمز امتداد دارد که ایران میتواند پهپادها و موشکهای بیشتری از آنچه نیاز دارد، در آن ذخیره و پنهان کند.
توانایی ایران در بستن تنگه جدید نیست
ایران برای دههها بارها تهدید کرده است که به هر حمله خارجی با بستن تنگه پاسخ خواهد داد و توانمندیهای این کشور نشان داده بود که قادر است این تهدید را عملی خواهد کرد.
تنها کسی که به نظر میرسد این را نمیفهمد ترامپ است
تولسی گابارد، مدیر اطلاعات ملی آمریکا در جلسهای در مجلس سنا اذعان کرد که «مدتهاست ارزیابی جامعه اطلاعاتی این بوده است که ایران احتمالاً تنگه هرمز را گروگان خواهد گرفت.»، بسیاری از تحلیلگران بهدلیل همین توانایی، در مورد پیامدهای اقتصادی فاجعهبار جنگ با ایران هشدار داده بودند، بهنظر میرسد تنها کسی که این را نمیفهمد ترامپ است.
برنامه هستهای هرگز بازدارندگی اصلی نبوده است
برنامه هستهای برای ایران هرگز بخش اصلی بازدارندگی نبوده است. گزارش مؤسسه چتمهاوس در سال 2019 تعیین کرد که ایران تواناییهای نامتقارن خود را اعم از موشکهای بالستیک و متحدان منطقهای برای امنیت ملی خود ضروری میداند. اگر بازدارندگی هستهای هدف اصلی بود، ایران به توافق هستهای 2015 متعهد نمیشد که راه را برای ساخت بمب مسدود میکرد.
ایران بعید استبه یک ستون بازدارندگی تکیه کند
ایران بهاحتمال زیاد تنها به توان کنترل تنگه هرمز بهعنوان ستون بازدارندگی خودش تکیه نخواهد کرد بلکه توانمندیهای موشکی و متحدان منطقهای خودش را هم تقویت خواهد کرد. توانایی اثباتشده ایران در بستن تنگه هرمز، بدون شک برای مدتی نظم منطقهای را شکل خواهد داد.
جمعبندی
به گزارش تسنیم، کانورسیشن در پایان نتیجه میگیرد که جنگ ایران یک پارادوکس راهبردی را آشکار کرده است: آمریکا برای تضعیف ایران وارد جنگ شد، اما در عمل به کشوری کمک کرد که قدرتمندترین ابزار بازدارندگیاش را کشف کند، این همان بازدارندگی جدیدی است که تهران از آرواره شکست بیرون کشیده است.
روایت روزنامه عبری درباره بحران ذخایر موشکی آمریکا
یک روزنامه عبری در گزارشی با اشاره به هزینه چندین میلیاردی ارتش آمریکا در جنگ علیه ایران، نوشت که علاوهبر این، طی این جنگ بخش اعظم ذخایر موشکهای راهبردی و رهگیر این کشور هم به شدت کاهش یافته است.
روزنامه عبری معاریو روز شنبه در گزارشی نوشت که جنگ با ایران نه تنها میلیاردها دلار برای آمریکا هزینه داشته بلکه طبق یک تحلیل جدید بخش بزرگی از ذخایر سلاحهای نقطهزن و گرانقیمت این کشور را نیز از بین برده است.
به گزارش فارس، طبق تحلیلی صادره از مرکز مطالعات استراتژیک و بینالمللی (CSIS) طی ۳۹ روز جنگ، نیروهای آمریکایی از هزاران موشک کروز، موشکهای رهگیر و سامانههای پیشرفته رهگیری استفاده کردند که بسیار فراتر از ارزیابیهای اولیه بود.
طبق این تحلیل، در میان سامانههایی که به طور ویژه آسیب دیدهاند، برخی از ستونهای اصلی سیستم پدافند هوائی و موشکی آمریکا قرار داشتند: موشکهای کروز تاماهاک، موشکهای رهگیر پاتریوت، سیستمهای THAAD و همچنین موشکهای SM-3 و SM-6.
این سامانهها برای یک عرصه واحد در نظر گرفته نشدهاند بلکه حتی در سناریوهای بسیار گستردهتر، داراییهای استراتژیک برای آمریکا محسوب میشوند.
هزینه هر پرتاب، حجم هزینهکردها را نشان میدهد؛ هزینه موشک تاماهاک حدود ۲.۶ میلیون دلار، موشک SM-3 حدود ۲۸.۷ میلیون دلار، SM-6 حدود ۵.۳ میلیون دلار، THAAD حدود ۱۵.۵ میلیون دلار و موشک پاتریوت حدود ۳.۹ میلیون دلار تخمین زده میشود.
به نوشته معاریو، وقتی این هزینهها با هزاران پرتاب در عرض تنها چند هفته ترکیب شوند، هزینهها در مدت زمان بسیار کوتاهی به میلیاردها دلار میرسد.
طبق برآوردهای این تحلیل، آمریکا طی جنگ از بیش از ۸۵۰ موشک تاماهاک استفاده کرده است.
همچنین گفته میشود استفاده از موشکهای پاتریوت به هزاران واحد رسیده است. با این حال، به گفته تحلیلگران، مشکل نه تنها در مقدار استفاده شده، بلکه در سرعت بسیار پایین پر کردن ذخایر نیز نهفته است. برای برخی از سیستمها، تولیدکنندگان تخمین میزنند که دوره بین سفارش و تحویل میتواند تا چهار سال طول بکشد.
تدوینکنندگان این مطالعه تصریح کردند که آمریکا هنوز مهمات کافی برای مدیریت جنگ فعلی دارد، اما هشدار میدهند که با نگاه به آینده، این تصویر نگرانکنندهتر میشود.
از نظر آنها، اگر آمریکا مجبور به رویارویی گسترده دیگری مثلاً با چین، شود، ذخایر فعلی میتواند به طرز خطرناکی کم باشد.
بر اساس این تحلیل، حتی قبل از جنگ با ایران، ذخایر آمریکا ناکافی تلقی میشد و جنگ اخیر این مشکل را تشدید کرده است.
در همین ارتباط، گزارش مذکور نشان میدهد که ارتش آمریکا به طور فزایندهای به جایگزینهای کمهزینهتر، مانند بمبهای JDAM یا سیستمهای مبتنی بر پهپاد، متکی است. با این حال، این جایگزینها در مقایسه با سیستمهای پیشرفته رهگیری و حمله، محدودیتهای آشکاری دارند، به ویژه درخصوص بُرد، دقت و انعطافپذیری عملیاتی.
این گزارش میافزاید که عامل دیگری که اوضاع را برای واشنگتن پیچیده میکند این است که متحدان و شرکای آمریکا از جمله اوکراین و کشورهای خاورمیانه، نیز به همان ذخایر تسلیحاتی متکی هستند.
این بدان معناست که آمریکا نه تنها نیاز به پر کردن ذخایر خود دارد، بلکه همچنان به تعهدات بینالمللی خود در زمینه تأمین تسلیحات در بحبوحه فشارهای قابل توجه و مداوم تولید ادامه میدهد.
روزنامه عبری هاآرتص در گزارشی نوشت: «جنگ علیه ایران باعث مشکلات شدید روانی در سطح بیمارگونه برای میلیونها صهیونیست شده است.»
روزنامه عبری هاآرتص روز شنبه(5 اردیبهشت 1405)گزارش داد که جنگ علیه ایران باعث مشکلات شدید روانی در سطح بیمارگونه برای میلیونها صهیونیست شده است. این روزنامه افزود که از هر پنج اسرائیلی، یک نفر علائم اختلال استرس پس از سانحه (PTSD) را از خود نشان میدهد. ۷ درصد از جمعیت از اختلال وسواس فکری-عملی (OCD) رنج میبرند و همچنین افزایش شدیدی در موارد افسردگی، اضطراب و اعتیاد مشاهده میشود. هاآرتص در ادامه نوشت که جنگ، صهیونیستها را از نظر روانی به پایینترین نقطه کشانده است و ائتلافی از سازمانهای سلامت روان در اراضی اشغالی هشدار میدهند که «سونامی روانی» هنوز در راه است.
به گزارش فارس، این روزنامه همچنین اشاره کرد که نسلهای آینده که در این محیط رشد خواهند کرد، بهای روانی سنگینی را متحمل خواهند شد.رژیم صهیونیستی از ۷ اکتبر ۲۰۲۳ در جبهههای متعددی از جمله غزه، لبنان، سوریه، یمن و ایران دست به حملات متجاوزانه زده است.آخرین جنگی که تأثیر عمیقی بر صهیونیستها گذاشت، جنگ متجاوزانه علیه ایران بود که طی آن، صهیونیستها به مدت ۳۹ روز در پناهگاهها باقی ماندند.
عملیات به اصطلاح «خشم حماسی» در یک آتشبس شکننده متوقف شده و این فرصتی برای ارزیابی این موضوع فراهم کرده که آیا نیروهای آمریکایی به نقطه «وینچستر» (تمام شدن مهمات) نزدیک شدهاند یا خیر.
با ظهور گزارشهایی درباره مصرف گسترده موشکهای تاماهاوک، پاتریوت و سایر مهمات در جنگ با ایران، نگرانی درباره وضعیت انبارهای مهمات آمریکا در بین محافل نظامی این کشور افزایش یافته است. عملیات به اصطلاح «خشم حماسی» در یک آتشبس شکننده متوقف شده و این فرصتی برای ارزیابی این موضوع فراهم کرده که آیا نیروهای آمریکایی به نقطه «وینچستر» (تمام شدن مهمات) نزدیک شدهاند یا خیر.
اندیشکده آمریکایی «مرکز مطالعات استراتژیک و بینالملل»، از اندیشکدههای متنفذ و تاثیرگذار و البته مرتبط با نهادهای نظامی و امنیتی آمریکا، در همین زمینه، یک بررسی انجام داده است. از آنجا که در جریان جنگ، گردآوری و بررسی مقالات، نظرات و تحلیلهای رسانهها و مراکز وابسته به دشمن، برای شکلدهی به تصویر وضعیت موجود دشمن در مواضع آفند و پدافند، اهمیت بسیاری دارد، اهم مطالب گزارش این اندیشکده در ادامه ذکر میشود.
طبق این بررسی، تحلیل هفت مهمات کلیدی نشان میدهد که ایالات متحده برای ادامه جنگ کنونی تحت هر سناریوی محتمل، مهمات کافی دارد. اما ریسک اصلی - که سالها باقی خواهد ماند - در جنگهای آینده نهفته است.
آمار هفت مهمات حیاتی
بر اساس اسناد بودجه سال مالی ۲۰۲۶ وزارت دفاع آمریکا، وضعیت هفت مهمات کلیدی به شرح زیر است.
برای چهار مورد از این مهمات، آمریکا ممکن است بیش از نیمی از موجودی پیش از جنگ را مصرف کرده باشد. بازسازی انبارها به سطح قبل از جنگ بین یک تا چهار سال زمان خواهد برد، زیرا موشکهای در دست تولید باید تحویل شوند.
این موشکها برای درگیری احتمالی در غرب اقیانوس آرام (با چین) نیز حیاتی هستند. حتی پیش از جنگ ایران، انبارهای مهمات برای جنگ با یک رقیب همتراز ناکافی تلقی میشدند و این کمبود اکنون حادتر شده است.
کاهش موجودی همچنین بر تأمین پاتریوت، تاد و پیآراسام برای اوکراین و سایر متحدان تأثیر خواهد گذاشت و آمریکا خود، با کشورهایی که خواهان بازسازی موجودی خود هستند، رقابت خواهد کرد.
جایگزینهای قابل قبول برای بسیاری از مهمات
این اندیشکده، به عنوان پیشنهاد برای ارتش تروریستی آمریکا، تاکید میکند که پیش از پرداختن به مهمات دچار کمبود، باید توجه کرد که بسیاری از مهمات دارای موجودی قابل قبول هستند. برای حملات زمینی، جایگزینهای بسیار ارزانتری با قدرت انفجار یکسان وجود دارد:
JDAM (۶۶,۰۰۰ دلار): کیت هدایت دقیق برای بمبهای معمولی
JAGM (۲۴۹,۰۰۰ دلار): جایگزین هلفایر برای بالگردها و پهپادها
SDB (۶۷,۰۰۰ تا ۲۶۵,۰۰۰ دلار): بمبهای گلاید دقیق
برای مقابله با پهپادها و موشکهای کروز، رهگیرهای کمهزینه و همچنین موشکهای هوا به هوای
AIM-۱۲۰ (۱.۰۳ میلیون دلار) و AIM-۹X (۴۴۷,۰۰۰ دلار) به عنوان پشتیبان در دسترس هستند. اما برای مقابله با موشکهای بالستیک، جایگزین خوبی برای پاتریوت، تاد و استاندارد وجود ندارد.
جزئیات مهمات حیاتی
تاماهاوک (TLAM): موشک کروز دریابلند. بر اساس گزارش واشنگتن پست، بیش از ۸۵۰ فروند در ماه اول جنگ شلیک شده است. ژاپن مطلع شده که تحویل ۴۰۰ فروند تاماهاوک به دلیل جنگ ایران ممکن است به تأخیر بیفتد که ضربهای به موضع آمریکا در غرب اقیانوس آرام است.
JASSM: موشک هوا به سطح دوربرد و پنهانکار. بلومبرگ گزارش داد بیش از هزار فروند در ماه اول جنگ استفاده شده است.
PrSM: موشک زمینپرتاپ توپخانه (HIMARS/MLRS). یک مقام ارتش گفته کل موجودی PrSM در جنگ ایران مصرف شده است، هرچند مقامات دیگر میگویند برخی هنوز باقی است. موجودی این سامانه به دلیل جدید بودن (تحویل از ۲۰۲۳) محدود است.
SM-۳: رهگیر دریا-پرتاب علیه موشکهای بالستیک. اولین استفاده جنگی آن در آوریل ۲۰۲۴ برای رهگیری موشکهای ایران بود. حدود ۸۰ فروند دیگر در جنگ دوازدهروزه ۲۰۲۵ شلیک شد.
SM-۶: رهگیر دریا-پرتاب علیه هواپیماها و موشکهای کروز (قابلیت ضدموشک بالستیک نیز دارد).
تاد (THAAD): سامانه زمینپرتاب علیه موشکهای بالستیک با برد و ارتفاع بیشتر از پاتریوت. از آگوست ۲۰۲۳ هیچ تحویل جدیدی نداشته و تحویلها تا آوریل ۲۰۲۷ از سر گرفته میشود. از هفت مهمات حیاتی، رهگیرهای تاد به دلیل موجودی کم و نبود جایگزین، بحرانیترین هستند.
پاتریوت: سامانه زمینپرتاپ علیه هواپیما، موشک بالستیک و کروز، نسخه PAC-۳ MSE. ۱۸ کشور دیگر از پاتریوت استفاده میکنند و حدود نیمی از تولید سالانه به آنها اختصاص دارد. اوکراین نیز بیش از ۶۰۰ فروند از آمریکا و متحدان دریافت کرده است.
چالش تحویلهای طولانیمدت
مراحل زیادی بین تصویب بودجه و تحویل موشکها به میدان وجود دارد. به طور تاریخی، زمان ساخت برای اولین تحویل حدود ۲۴ ماه بوده، اما اکنون به ۳۶ ماه یا بیشتر رسیده است.
زمان تولید کل محموله نیز ۱۲ ماه دیگر است. مجموعاً بیش از چهار سال طول میکشد تا موشکهای سفارش داده شده وارد خدمت شوند.
میانگین پنج ساله تولید به شرح زیر است:
تاماهاوک: ۷۹ فروند در سال (۴۷ ماه تا تحویل کامل)
JASSM ۳۸۵ فروند (۴۸ ماه)
PrSM ۵۶ فروند (۴۶ ماه)
SM-۳ ۵۳ فروند (۶۴ ماه)
SM-۶ ۹۶ فروند (۵۳ ماه)
تاد ۲۸ فروند (۵۳ ماه)
پاتریوت: ۱۸۳ فروند (۴۲ ماه)
جایگزینهای کمهزینه
پویایی هزینه بالا/موجودی کم منجر به توصیه کارشناسان برای ساخت سامانههای کمهزینه شده است. برای حملات زمینی دوربرد، آمریکا از روی شاهد-۱۳۶ ایرانی، سامانه LUCAS را با هزینه ۳۵,۰۰۰ دلار و برد ۵۰۰ مایل ساخته است.
برای مقابله با پهپادها، سامانههای APKWS، رودرانر، کایوت و C-RAM توسعه یافتهاند. با این حال، به جز موارد نادر، آمریکا از سامانههای بسیار گران پاتریوت یا SM-۶ علیه پهپادهای ارزان استفاده نکرده، اما به اندازه کافی رهگیر ارزان نیز در اختیار نداشته است.
اگر موجودی انبارها تا این حد تخلیه شده، چرا تحلیل میگوید آمریکا مهمات کافی برای این جنگ دارد؟ پاسخ در کاهش چشمگیر مصرف از روزهای اولیه جنگ نهفته است. برای حملات زمینی، مهمات ارزانتر و فراوانتر جایگزین مهمات دوربرد شدند. حملات پهپادی و موشکی ایران نیز پس از چند روز اول کاهش قابلملاحظهای یافت.
اما موجودی کاهش یافته یک ریسک کوتاهمدت ایجاد کرده است. جنگ علیه رقیب همترازی مانند چین مهمات را با نرخی بسیار بیشتر از جنگ کنونی مصرف خواهد کرد. موجودی قبل از جنگ قبلاً ناکافی بود و سطوح امروزی عملیات آمریکا را در صورت درگیری آینده محدود خواهد کرد.
این اندیشکده وابسته به دولت آمریکا مدعی است که ترامپ این ریسک مهمات را پذیرفته است - در کنار انحراف نیروها از غرب اقیانوس آرام. بهگفته گزارش، نظریه این است که پیروزی قاطع در جنگ کنونی مهمتر از حفظ توانایی برای جنگی است که ممکن است هرگز رخ ندهد. پس از پایان عملیات «خشم حماسی»، داراییهای دریایی به اقیانوس آرام بازخواهند گشت و موجودی مهمات شروع به بازیابی خواهد کرد، اما بازسازی کامل و رسیدن به سطوح مطلوب سالها طول خواهد کشید.
به گزارش مشرق، توصیه نهائی CSIS این است که ایالات متحده باید سرمایهگذاری بیشتری روی سامانههای کمهزینه کند و همزمان ظرفیت تولید مهمات گرانقیمت را به طور چشمگیری افزایش دهد، زیرا تهدیدات آینده (به ویژه از سوی چین) نیازمند انبارهای مهمات بسیار بزرگتری نسبت به وضعیت کنونی است.