مناسبات انقلاب اسلامی با اندیشه مهدویّت
۱۴۰۴/۱۱/۲۲
مهدی جبرائیلی تبریزی
انقلاب اسلامی با آموزه مهدویّت در اندیشه شیعی پیوندی عمیق و معنادار دارد. انقلاب اسلامی در سال ۱۳۵۷ با رهبری امام خمینی(ره) و با شعارهای مبتنی بر عدالتخواهی، مبارزه با استکبار و ظهور حکومت اسلامی، در فضائی مملو از انتظار فرج و امید به ظهور منجی عالم شکل گرفت. این رویداد تاریخی، از جهات متعددی با مفهوم مهدویت گره خورده است:
۱. انتظار فعال و امید به آیندهای عادلانه؛ آموزه مهدویت در شیعه، بهویژه بر «انتظار فرج» به مثابه یک عمل پویا و امیدبخش تأکید دارد. تاکیدات مکرر امام خمینی(ره) به عدالت، منافع اجتماعی، پیشرفت اقتصادی، احترام به حقوق بشر و استقلال ملی از این جهت بود. آیتاللهالعظمی خامنهای میفرماید: «نیمه شعبان، مظهر امید به آینده است؛ بقیه امیدها ممکن است بشود، ممکن است نشود؛ امّا امید به اصلاح نهائی بهوسیله حضرت صاحبالزّمان امید غیر قابل تخلّف است. السَّلامُ عَلَیکَ یا وَعدَ اللهِ الَّذی ضَمِنَه».
در جغرافیای تاریخ باورداشت مهدویت، این آموزه همواره با دو خوانش کلی روبهرو بوده است؛ نگاه حداقلی و سلبی به این باورداشت که بروندادی غیر از رخوت و رکود در جوامع شیعی نداشته و در مقابل قرائت حداکثری و ایجابی، روح امید و تکاپو را به جامعه تزریق میکند. توده انقلابیون در جریان انقلاب اسلامی ایران با بازآفرینی و جلوهسازی عینی رهیافت حداکثری آموزه مهدویت، موفق به خلق انقلاب اسلامی در ایران شدند. فرهنگ مهدویت از طریق باورها، رفتارها و نمادهای ایرانیان شیعه به تکوین دینی انقلاب منجر شده است. انقلاب اسلامی با تکیه بر این نگاه، «انتظار» را از حالت انفعالی خارج کرد و آن را به حرکتی اجتماعی برای مبارزه با ظلم و استبداد تبدیل نمود. قاعده قرآنی «وَ أَعِدُّوا»(آمادهباشید) به عنوان یک دستور اسلامی، در بیان و بنان رهبران انقلاب تجلی یافت و با کاربست آموزه مهدویت در اندیشه سیاسی انقلاب اسلامی، الگوی نوینی از حاکمیت و حکومت را در عصر مدرنیته ارائه کرد.
۲. ایده حکومت اسلامی در عصر غیبت؛ امام خمینی(ره) با طرح نظریه «ولایت فقیه» کوشید تا شکلی از حکومت مبتنی بر عدالت و احکام اسلام را در عصر غیبت امام زمان(عج) صورتبندی و محقق کند. این ایده، به نوعی تلاش برای زمینهسازی و آمادگی برای ظهور تلقی میشود. در اين راستا نظام معنايي و نمادها و ابزارهاي مهدوي متعلق به دوران حکومت غيرشيعي؛ همچون افکار انجمن حجتيه که مغایر و معارض با وضعيت جديد بود حذف گرديد و مفهوم جديدي از انتظار به معناي عام آن که با دوران جديد از حيات شيعه سازگاري داشت، بازتعريف شد؛ به طوري که برخي مفاهيم جديد، همچون حکومت زمينهساز يا نظريه اختياري ظهور به وجود آمد. برخي مفاهيم همچون جهاني بودن مهدويت و مفهوم پايان تاريخ احيا گرديد. توجه به آخرالزمان افزايش يافت و نقشي که براي منتظران ظهور در آخرالزمان و در به وقوع پيوستن ظهور در نظر گرفته شد، پررنگ گرديد. وصف ذاتی و کانونی نظام سیاسی جدید، «مهدوی» یا «حکومت منتظرانه» است که میکوشد تا حد امکان فضای تحقق عدالت و معنویت را فراهم آورد.
۳. مبارزه با استکبار و طغیان جهانی؛ در اندیشه مهدویت، یکی از مأموریتهای حضرت مهدی(عج) مقابله با نظامهای ستمگر و مستکبر جهانی است. انقلاب اسلامی نیز با شعار «نه شرقی، نه غربی» و مخالفت با سلطه قدرتهای استعماری، خود را در مسیر مبارزه با استکبار جهانی قرار داد و این رویکرد را بخشی از مبارزه تاریخی حق علیه باطل تا زمان ظهور تفسیر کرد.
۴. ایجاد امید و بیداری اسلامی؛ انقلاب اسلامی با الهام از فرهنگ انتظار، توانست روحیه امید و مقاومت را در میان ملتهای مسلمان تقویت کند. این انقلاب به عنوان «انقلاب مهدوی» توصیف شده که موجی از بیداری اسلامی را در جهان ایجاد کرده و به نوعی طلیعه حرکت جهانی به سوی ظهور قلمداد میشود. از این منظر انقلاب اسلامی، انقلابی تمدنگرا و تمدنساز است. تمدن نور در برابر تمدن ظلمانی و ستمبار لیبرال دموکراسی سکولار.
۵. تأکید بر عدالتخواهی و مبارزه با فساد؛ عدالتطلبی از محورهای اصلی انقلاب اسلامی و نیز از اهداف مهم حضرت مهدی(عج) است. انقلاب با هدف ایجاد جامعهای عادلانه و دور از فساد و تبعیض به پیروزی رسید و همواره بر توزیع عادلانه ثروت و مقابله با فساد تأکید کرده است. غیر از عدالت اقتصادی، ابعاد و ساحات دیگر عدالت مانند آموزشی، بهداشت و درمان و... در قانون اساسی مبتنی بر گزارهها و مبانی دینی تعریف و پیشبینی شدهاند.
۶. وحدت و همدلی اسلامی؛ در آموزههای مهدویت، وحدت امت اسلامی یکی از شرطهای زمینهسازی ظهور است. انقلاب اسلامی نیز همواره بر وحدت مسلمانان و تقریب مذاهب تأکید کرده و دشمنشناسی مشترک را عامل مهمی برای همبستگی میداند.
۷. نقش رهبری به عنوان نایب امام زمان(عج)؛ در اندیشه سیاسی شیعه، فقیه عادل در عصر غیبت، به عنوان نایب عام امام زمان(عج) مسئولیت هدایت جامعه را برعهده دارد. این مفهوم در نظام جمهوری اسلامی تجسم یافته و رهبری به عنوان ادامهدهنده مسیر ائمه(ع) و زمینهساز ظهور معرفی میشود.
8. پیوند انقلاب اسلامی و مهدویت، پیوندی معنوی، تاریخی و آرمانی است. انقلاب اسلامی با الهام از فرهنگ انتظار و عدالتخواهی مهدوی، نه تنها تحول بزرگی در ایران ایجاد کرد، بلکه خود را به عنوان «تمهیدگر» و «زمینهساز» ظهور حضرت مهدی(عج) معرفی نمود. این ارتباط در سخنان رهبران انقلاب، در شعارهای مردم، در ادبیات سیاسی و در اسناد بالادستی نظام جمهوری اسلامی به وضوح قابل مشاهده است. البته این رابطه همواره مورد تأکید و بازخوانی قرار گرفته و در طول زمان بر اساس شرایط جهانی و نیازهای امت اسلامی تقویت شده است. این پیوند، به انقلاب اسلامی عمق بخشیده و آن را در چارچوبی فراتاریخی و فراملی قرار داده است.