به وب سایت مجمع هم اندیشی توسعه استان زنجان خوش آمدید
 
منوی اصلی
اوقات شرعی

اوقات شرعی به وقت زنجان

اذان صبح:
طلوع خورشید:
اذان ظهر:
غروب خورشید:
اذان مغرب:
آمار بازدید
بازدید امروز: 8,584
بازدید دیروز: 9,040
بازدید هفته: 28,903
بازدید ماه: 152,357
بازدید کل: 29,553,564
افراد آنلاین: 21
تقویم و تاریخ
دوشنبه ، ۱۲ مرداد ۱٤۰۵
Monday , 3 August 2026
الاثنين ، ۲۰ صفر ۱٤٤۸
مرداد 1405
جپچسدیش
21
9876543
16151413121110
23222120191817
30292827262524
31
آخرین اخبار
خبرِ ، اسلام ستیزان ضد بشر و جنایتکار و ....  ۱۴۰۵/۰۵/۱۱

خبرِ ، اسلام ستیزان ضد بشر و جنایتکار و .... 

۱۴۰۵/۰۵/۱۱

گزارش وال‌استریت از لابی امارات برای تشدید حملات علیه ایران

روزنامه آمریکایی نوشت در حالی که اکثر کشورهای منطقه به‌دنبال کاهش تنش‌ها پیرامون ایران هستند، شیخ‌نشینان اماراتی از آمریکا خواستند که «اقدامات قاطع‌تری» علیه ایران انجام دهد.
روزنامه وال استریت ژورنال روز یکشنبه به نقل از منابع آگاه نوشت که مقامات اماراتی خواستار اقدام نظامی گسترده‌تر آمریکا علیه ایران 
شده‌اند.
بر اساس گفته‌های این منابع، برخی کشورها مانند امارات متحده عربی در روزهای اخیر با لابی‌گری‌های خود از ترامپ خواسته‌اند تا اقدام قاطع‌تری علیه ایران انجام دهد.
پیش از این رئیس‌جمهور آمریکا دونالد ترامپ با انتشار پیامی در تروث‌سوشال مدعی شده بود که کشورهای خاورمیانه از او خواستند که به منظور دستیابی به توافق با ایران، حملات گسترده‌تر را متوقف کند.
به گزارش فارس، آسوشیتدپرس نیز گزارش داده که عربستان سعودی ضمن هشدار درباره حملات تلافی‌جویانه ایران، در پشت‌پرده تلاش‌هایی برای ممانعت از تشدید درگیری‌ها کرده است.
شیخ‌نشینان اماراتی در طول تجاوز نظامی علیه ایران، در مقایسه با سایر کشورهای منطقه مواضع خصمانه‌تری اتخاذ کرده‌اند.

 

نه بزرگ ۶۴ درصدی مردم آمریکا به قمار جنگی ترامپ!

بر اساس تازه‌ترین نظرسنجی مشترک آسوشیتدپرس و مرکز NORC، حدود دو سوم مردم آمریکا (۶۴ درصد) جنگ با ایران را فاقد ارزش و یک شکست راهبردی دانستند. این موج نارضایتی که تحت تأثیر نگرانی از جهش قیمت بنزین و پیامدهای اقتصادی شکل گرفته، میزان رضایت از عملکرد ترامپ قمارباز در قبال ایران را به ۲۸ درصد کاهش داده است.
شل‌کن‌سفت‌کن‌های ترامپ میان ادعای مذاکره و لاف جنگ، دیگر حتی در داخل ایالات متحده خریدار ندارد. او که روزی از توافق سخن می‌گوید و روز دیگر پایان آن را اعلام می‌کند، گاهی لاف حمله گسترده زمینی می‌زند و گاهی از ضربه به زیرساخت‌ها می‌گوید؛ اما حقیقت زمانی برای این قمارباز آشکار می‌شود که چرتکه می‌اندازد، سر در‌گریبان می‌برد و چشمش به تابلوهای پمپ‌بنزین‌های آمریکا می‌افتد. جنگ با ایران برای ترامپ چیزی جز شکست نبوده و نیست؛ قانونی که این روزها نه یک ادعا، بلکه یافته قاطع معتبرترین مراکز نظرسنجی در قلب واشنگتن است.
طی روزهای گذشته رسانه‌های غربی انبوهی از سناریوهای تکراری از حمله محدود به توان موشکی تا هدف‌گیری تأسیسات هسته‌ای و زیرساخت‌های انرژی را به راه انداخته‌اند تا هراس و سردرگمی ایجاد کنند. اما این جنگ روانی دقیقاً در نقطه‌ای خنثی می‌شود که دست پر نیروهای مسلح ایران در پاسخ متقابل مطرح است؛ پاسخی که در صورت هرگونه حماقت، توان زیرساخت‌زدایی از کل منطقه را دارد.
حقیقت تلخ برای کاخ سفید ‌نشینان را تازه‌ترین نظرسنجی مشترک آسوشیتدپرس و مرکز معتبر NORC فاش کرده است. در این نظرسنجی جامع که با حضور ۱۱۶۵ بزرگسال آمریکایی انجام شده، حدود دو سوم شهروندان 
(۶۴ درصد) صراحتاً اعلام کرده‌اند که جنگ با ایران «ارزش جنگیدن نداشته» و آن را یک شکست راهبردی می‌دانند؛ دیدگاهی که علاوه ‌بر دموکرات‌ها، دامن ۳۷ درصد از جمهوری‌خواهان را هم گرفته است. 
پیامد این ماجراجویی، ریزش چشمگیر محبوبیت ترامپ بوده؛ به‌طوری که تأیید عملکرد او در قبال ایران به ۲۸ درصد تنزل یافته و حتی در بدنه حامیان حزبی‌اش از ۷۱ به ۶۱ درصد سقوط کرده است.
از سوی دیگر، افکار عمومی آمریکا بیش از هر چیز نگران پیامدهای اقتصادی و بحران سوخت است؛ ۷۲ درصد مردم جلوگیری از جهش قیمت بنزین را اولویت «بسیار مهم» می‌دانند و ۴۰ درصد اعلام کرده‌اند هزینه سوخت به منبع اصلی استرس زندگی‌شان تبدیل شده است. در چنین شرایطی که تاکنون ۱۸ نظامی آمریکایی نیز جان خود را از دست داده‌اند، تنها ۲۰ درصد جامعه خواستار ادامه جنگ هستند و اکثریت مردم بر توقف فوری و انجام مذاکره تأکید دارند. ترامپ خوب می‌داند افکار عمومی کشورش، این نبرد را پیش از جبهه نظامی، پشت تابلوهای بنزین باخته است.

 

وقتی مدعیان اصلاحات سر عقل می‌آیند

نشریات اجاره‌ای که تا دیروز نقطه قوت و دست برتر ایران در تنگه هرمز را «زمان‌‌مند» و «مقطعی» توصیف می‌کردند؛ با اعتراف به اینکه «گلوگاه اقتصادی» بخش گریزناپذیر تجارت جهانی است و تنگه جایگزین ندارد، خواهان دریافت «عوارض» شدند. 
مدتی قبل رسانه آمریکایی «بلومبرگ» با تبعیت از پروتکل‌های جنگ رسانه‌ای، دست برتر ایران در تنگه هرمز را مقطعی توصیف کرد و مدعی شد: «عراق مسیر زمینی سوریه را جایگزین تنگه هرمز کرده است». 
مدعیان اصلاحات که در کوچک‌انگاری توان ایران تبحر و در بزرگنمایی قوت دشمن استاد شده‌اند، برخلاف روال گذشته، این سیگنال را نادیده گرفته و علیه آن قلم زدند. 
روزنامه زنجیره‌ای «اعتماد» نوشت: «در پسِ تمام طرح‌ها و سرمايه‌گذاري‌هايي كه با هدف كاهش وابستگي به تنگه هرمز دنبال مي‌شوند، يك واقعيت بنيادين ژئواكونوميك هفته است: گلوگاه‌هاي راهبردي را نمي‌توان حذف کرد ... اقتصاد جهاني نمي‌تواند از منطق گلوگاه‌ها فرار كند؛ زيرا ساختار تجارت بين‌المللي بر مجموعه‌اي از مسيرهاي محدود اما فوق‌العاده حياتي استوار است».
این روزنامه با اشاره به اینکه گلوگاه اقتصادی هرمز، «آلترناتیو» ندارد، ذیل تیتر «رؤياي حذف هرمز» نوشت: «هر بار كه تنش‌هاي ژئوپليتيكي در خليج‌فارس افزايش مي‌يابد، اين پرسش دوباره مطرح مي‌شود كه آيا جهان مي‌تواند وابستگي خود به تنگه هرمز را پايان بدهد؟ طي دو دهه گذشته، كشورهاي منطقه ميلياردها دلار براي ايجاد مسيرهاي جايگزين سرمايه‌گذاري كرده‌اند. عربستان سعودي با توسعه خط لوله شرق به غرب بخشي از صادرات نفت خود را به سواحل درياي سرخ منتقل كرده و امارات متحده عربي نيز با احداث خط لوله حبشان- فجيره تلاش كرده است بخشي از نفت خود را بدون عبور از هرمز به بازارهاي جهاني برساند. در نگاه نخست، اين پروژه‌ها نشانه آغاز دوران «پساهرمز» به نظر مي‌رسند؛ اما واقعيت ژئواكونوميك بسيار پيچيده‌تر است. مسئله اصلي در يك واژه خلاصه مي‌شود: مقياس(Scale). حتي اگر تمامي خطوط لوله موجود با حداكثر ظرفيت عملياتي كار كنند، همچنان فاصله چشمگيري ميان ظرفيت آنها و حجم عظيم نفت و گازي كه روزانه از تنگه هرمز عبور مي‌كند، وجود خواهد داشت». 
دیگر بلندگوی غرب‌ نیز بر سر عقل آمده و خواهان دریافت عوارض شد؛ سرمقاله روزنامه «شرق» با تغییر رویکرد- هرچند مقطعی- ضمن اشاره به انتفاع کشورهای حاشیه تنگه هرمز و باب‌المندب، دریافت عوارض را حقی طبیعی اما ضایع‌شده خواند و نوشت: «اقتصاد جهانی از تنگه‌ها سود می‌برد، اما هزینه توسعه کشورهای ساحلی را نمی‌پردازد».
این روزنامه ذیل تیتر «صندوق بین‌المللی توسعه کشورهای حاشیه تنگه‌ها»، دریافت «حق تردد» را حقی ذاتی دانست و افزود: «یمن، جیبوتی، سومالی، اریتره و سودان از فقیرترین کشورهای جهان هستند که در تنگه باب‌المندب و دریای سرخ قرار دارند؛ یعنی جایی که ثروت و سرمایه جهان از آنجا جریان دارد. اگر نظام بین‌الملل و سرمایه‌داری جهانی به‌جای این همه کشتار و خونریزی، «حق جغرافیایی» کشورهای ساحلی را از جریان‌یابی سرمایه جهانی در این منطقه در نظر می‌گرفت،‌ منطقه‌ در معرض بی‌ثباتی قرار نمی‌گرفت». 
شرق با تأکید بر اینکه «کشورهای ساحلی نه‌تنها سهمی از درآمد تجارت حاصل از تنگه‌ها ندارند، بلکه هزینه‌های ناامنی و بی‌ثباتی را نیز متحمل می‌شوند»، نوشت: «هم‌اکنون، بیمه دریایی، خدمات سوخت‌رسانی، بازرسی و هدایت و... در انحصار چند شرکت بزرگ است؛ یعنی نه‌تنها از تجارت جهانی سود می‌برند، بلکه بیمه ژئواکونومیک آن را هم در اختیار دارند. داده‌ها نشان می‌دهد‌ سیستم سرمایه‌داری جهانی از طریق انحصار خدمات دریایی (به‌ویژه بیمه)، ارزش عظیمی را استخراج می‌کند؛ درحالی‌که کشورهای ساحلی (ایران، یمن، سومالی، اریتره، جیبوتی، سودان و...) نه‌تنها سهمی از این درآمد ندارند، بلکه هزینه‌های ناامنی و بی‌ثباتی را نیز متحمل می‌شوند».
این جریده با طرح این پرسش که «چگونه بخشی از ثروتی که از عبور تجارت جهانی از تنگه‌ها ایجاد می‌شود، به توسعه کشورهای ساحلی بازگردد؟» به وزارت خارجه توصیه کرد: «وزارت امورخارجه می‌تواند پیشنهاد ایجاد صندوق بین‌المللی توسعه خدمات دریایی در کشورهای حاشیه تنگه باب‌المندب و هرمز را ارائه دهد». 
«بستن تنگه، از حرف تا عمل؟»؛ این تیتر به تحلیلی از «هم‌میهن» در مهرماه 1404 اشاره دارد؛ زمانی که طیف مدعی اصلاحات بلندگوی غرب بود و با انعکاس افکار دشمن، دست برتر ایران را غیرعملیاتی توصیف می‌کرد. 
روزنامه هم‌میهن نوشت: از سال‌ها پیش و به‌خصوص بعد از جنگ 12روزه اسرائیل علیه ایران، ایران در تلاش است تا نشان دهد که واقعاً می‌تواند آزادی کشتیرانی را در تنگه هرمز مختل کند... متحدان کلیدی ایالات‌متحده در دهه ۱۹۸۰ به‌شدت به نفت خاورمیانه وابسته بودند. ترکیه ۷۸درصد، فرانسه ۲۴درصد و بریتانیا ۱۰درصد نفت خود را از این منطقه تأمین می‌کرد... در سال ۲۰۱۸، این اعداد بسیار کمتر شدند- به ترتیب ۷درصد، ۴درصد و صفر درصد. به استثنای ژاپن، کشورهایی که بیشترین آسیب را از اختلال در ترافیک دریایی در تنگه هرمز می‌بینند، کشورهایی نیستند که ایالات‌متحده تمایلی به کمک به آنها داشته باشد... در نتیجه، بعید است که این اقدام تأثیر موردنظر ایران را داشته باشد». 
سال گذشته، هم‌میهن انسداد هرمز را کم‌اهمیت جلوه داد و آمریکا و متحدانش را مصون از پیامد‌ها دانست؛ اما «مارک وارنر»، سناتور ایالات «ویرجینیا» پس از بستن تنگه گفت: «قیمت بنزین به چهار دلار رسیده است و رئیس‌جمهور ترامپ هیچ برنامه‌ای برای آن ندارد»؛ برخلاف ادعای پیشین غربگرایان، آمریکا نه‌تنها از انسداد تنگه مصون نماند بلکه پس از بسته‌شدن هرمز عزا گرفت؛ مردم آمریکا مستقیماً عواقب ماجراجویی ترامپ را داده و پس از اعمال مدیریت ایران، هر گالن بنزین به نرخ ۴.۸ دلار رسید؛ در برخی از ایالات نیز نرخ 5 دلار حاکم شد.
اعمال مدیریت ایران در تنگه فقط روی نرخ اجناس و حامل‌های انرژی اثر نداشت؛ بلکه اعتبار شرکت‌های آمریکایی را نیز تحت‌الشعاع قرار داد؛ خبرگزاری آمریکایی «آسوشیتدپرس» چندی پیش خبر داد: «بسته‌شدن تنگه هرمز ارزش سهام هواپیمایی‌های آمریکایی را پایین آورد. سهام شرکت‌هایی که هزینه‌های سوخت سنگینی دارند، تحت‌تأثیر نگرانی‌ها از بالا رفتن مخارج، دچار افت شدیدی شد؛ ارزش سهام «امریکن ایرلاینز» ۸.۴ درصد سقوط کرد». 

 

فایننشال تایمز:ایران، میداندار جنگ با آمریکا است

یک روزنامه انگلیسی در تحلیلی نوشت: پس از شش ماه جنگ، این ایران است که سرعت و ریتم رویارویی با واشنگتن را تعیین می‌کند و آمریکا دیگر اختیار تعیین میدان نبرد را از دست داده است. 
روزنامه انگلیسی «فایننشال‌تایمز» در گزارشی به عقب‌نشینی‌های مکرر دونالد ترامپ از تهدیدات علیه ایران اشاره کرد و نوشت: پس از شش ماه جنگ با دونالد ترامپ، ایران می‌تواند ادعا کند که یک مزیت مهم را به چنگ آورده است: واشنگتن به‌طور فزاینده‌ای با سرعتی می‌جنگد که تهران تعیین می‌کند. 
این روزنامه انگلیسی سپس به دستاوردهای اخیر ایران در قبال آمریکا اشاره کرد و نوشت که ادامه داد که طی دو هفته گذشته، تهران ابتکار عمل را در دست گرفته و حملات پیش‌دستانه‌ای را علیه مواضع آمریکا انجام داد که از آن میان می‌توان به حمله ایران به تأسیسات نظامی آمریکا در اردن اشاره کرد. 
این رسانه همچنین از حمله ایران به تأسیسات نظامی آمریکا در اردن به عنوان یک حمله غافلگیرکننده نام برد و در ادامه نوشت که نیروهای یمن نیز توانسته‌اند کشتیرانی در دریای سرخ را مختل کنند. 
فایننشال‌تایمز نوشت که ایران بر این باور است که یا می‌تواند دونالد ترامپ را از ازسرگیری جنگ با ایران بازدارد یا این‌که در یک جنگ فرسایشی طولانی، آمریکا را از نفس خواهد انداخت. 
تحلیلگر شورای روابط خارجی اروپا، الی گرانمایه با اشاره به قدرت ایران در ادامه نبرد با آمریکا گفت «این یک پیش‌نمایش از تبعات منطقه‌ای است که رخ خواهد داد. و ایران از حملاتش به‌عنوان این سیگنال به آمریکایی‌ها استفاده می‌کند که اگرچه آمریکا و اسرائیل این جنگ را شروع کردند، اما این آن‌ها نخواهند بود که تعیین می‌کنند چگونه تمام شود». 
فایننشال‌تایمز درخصوص واکنش ایران به تشدید رویکرد تهاجمی آمریکا در قبال ایران ادامه داد که به گفته تحلیلگران، ایران تصمیم گرفته تا تهاجمی عمل کند تا نشان دهد که تداوم جنگ با ایران، هم از نظر نظامی و هم از نظر اقتصادی برای ترامپ و بقیه منطقه غرب آسیا پرهزینه خواهد بود. 
طبق این گزارش، «دنی سیترینوویچ»، تحلیلگر سابق مسائل ایران در سرویس اطلاعات نظامی اسرائیل، «در داخل ایران اجماع وجود دارد که در شرایط کنونی، مذاکره با آمریکایی‌ها بی‌فایده است.آن‌ها تسلیم نخواهند شد و بهای ادامه این جنگ را برای همه افزایش می‌دهند». 
پس از به شهادت رساندن رهبر معظم انقلاب اسلامی حضرت آیت‌الله سیدعلی خامنه‌ای، طبق آن‌چه در این تحلیل آمده است، ایران در حال به کارگیری توانمندی‌هایی است که در اختیار دارد و هم‌اکنون ابتکار عمل را به دست گرفته و در حال تغییر شکل جنگ به نفع خود است. 
بنا به گفته «کارن گیبسون» که پیش‌تر مسئول اطلاعات نیروهای آمریکایی در خاورمیانه بود، استراتژی ایران این است که کارزار را «چنان از نظر اقتصادی و سیاسی برای آمریکا غیرقابل دفاع کند که مجبور به عقب‌نشینی شود».
وی تأکید کرد که این تاکتیک ایران می‌تواند در بلندمدت جواب دهد.
این روزنامه با اشاره به نقش حملات ایران در بیرون راندن نیروهای نظامی آمریکا در منطقه ادامه داد که ایران در هفته‌های اخیر حملات خود را علیه کویت و بحرین تشدید کرده و واشنگتن را واداشته نظامیان و نیروهای هوایی‌اش را که زمانی بر زنجیره‌ای از پایگاه‌های آسیب‌پذیر در سراسر خلیج [فارس] متکی بودند، به نقاط دورتری در اردن، اراضی اشغالی و فراتر از آن منتقل کند. 
از طرف دیگر، در اردن، متحد استوار آمریکا که هفته‌های اخیر زیر آتش سنگین بوده، خشم و ناامیدی بالا گرفته و صدها فعال و شخصیت عمومی یک نامه سرگشاده را امضا کرده‌اند که در آن خواستار خروج آمریکا شده‌اند. 
فایننشال‌تایمز در بخش پایانی گزارش خود با استناد به تحلیل برخی تحلیلگران نوشت که از نظر ایران، دشمنانش جرأت سیاسی لازم برای یک نبرد طولانی را ندارند و در صورت تداوم جنگ، عزم دشمن ایران ضعیف خواهد شد.

 

تفنگدار سابق آمریکایی: ایران در حال شکست دادن امپراتوری اپستین است

تفنگدار سابق نیروی دریایی آمریکا معتقد است ترامپ در حال خدمت‌رسانی به امپراتوری اپستین و ایران در حال شکست این امپراتوری است. 
«کین اوکیف»، تفنگدار سابق نیروی دریایی آمریکا در گفت‌وگو با تسنیم گفت: در دوران خدمتم در واحد تفنگداران دریایی، در کارم بسیار توانمند بودم و جایگاهی داشتم که از همه هم دوره‌هایم بالاتر بود؛ اما همین که از اجرای یک دستور غیرقانونی سرپیچی کردم، به‌سختی مجازات شدم. آن روزها این ماجرا برایم بسیار دردناک بود و کمترین تعبیرش این است که زندگی‌ام را دچار آشفتگی شدیدی کرد؛ اما همین تجربه ذهنم را گشود و توانستم آن تلقین‌ها و شست‌وشوی مغزی‌ای را که وادارمان می‌کند فریاد بزنیم «هورا! آمریکا بزرگ‌ترین است، دوباره عظمت را به آمریکا بازگردانیم» از خود بزدایم؛ شعارهایی که بیش از آنکه نگاهی عینی و جدی به کارنامه ملت ما باشند، محصول ذهنی تلقین‌زده و شست‌وشو داده شده‌اند. 
آمریکا تروریست شماره یک قرن 20 و 21 است
اوکیف ادامه داد: من چیزهای فراوانی را در کشورم دوست دارم و از آن بیزار نیستم؛ اما از حجم جنایاتی که مرتکب شده‌ایم آگاهم و دهه‌هاست می‌گویم ما تروریست شماره یک قرن بیستم و بیست‌ویکم هستیم. اگر میزان بمباران‌ها، تهاجم‌ها و اشغالگری‌ها را بسنجیم، وحشتی که بر ملت‌ها تحمیل کرده‌ایم، انکارناپذیر است؛ و به‌راستی هیچ جایی برای افتخار به چنین کارنامه‌ای نمی‌ماند. 
تفنگدار سابق آمریکایی در پاسخ به اینکه «اگر امروز نظامی ارتش آمریکا بودید، آیا در جنگ علیه ایران شرکت می‌کردید؟» اظهار داشت: نه. من دیگر آن جوان 19ساله‌ای نیستم که- اگر بخواهم صادق باشم- جاهل و نادان بود. در آن سن‌وسال نمی‌دانستم که در حقیقت دارم به مزدوری برای بانکداران بدل می‌شوم؛ و ما به‌درستی همین هستیم. ببینید، بر این سیاره تنها یک گروه هست که از هر جهت از جنگ سود می‌برد، و آنان بانکداران‌اند. هیچ‌چیز برای هیچ قومی چنان مایه سرور نیست که جنگ برای بانکداران هست. پس وظیفه من این می‌شود که بروم، حمله کنم، هر آن کس را که سد راه غارت منابع شما است را بکشم، و سرزمینتان را اشغال کنم تا آنکه همگان را به تسلیم وادار کنیم. 
وی ادامه داد: این همان چیزی است که درباره ایران در سر می‌پرورانند: اینکه ایران در برابر امپراتوری سر فرود آورد و حاکمیت خود را واگذار کند، تا مردمش بی‌نصیب بمانند و بازیگران بیگانه و متخاصمی چون آمریکا، اسرائیل یا بریتانیا بتوانند منابع شما را به یغما ببرند. همه ما می‌دانیم که مصدق دست به کارهایی زد که خوشایند امپراتوری نبود- مثل ملی‌کردن نفت - تا کشورهای غربی نتوانند آن را از شما بدزدند. اما در مقابل آنها شاه را بر سر کار آوردند و دست‌نشانده ما بر آن سرزمین حکم راند؛ و این الگو نه‌تنها در ایران، که در سراسر جهان تکرار شده است. این همان مدل آمریکایی است. 
ترامپ، روان‌پریش و جامعه‌ستیز است
اوکیف در ادامه با اشاره به موضوع «اپستین» گفت: کسی چون من یا هر انسان متدینی، از تعرض به یک کودک ناتوان است؛ این کاری نیست که من یا انسانی متدین هرگز بدان دست بزند. اما اگر فرد روان‌پریش یا جامعه‌ستیز باشد- که دونالد ترامپ هر دوی اینهاست و البته بر این صفت‌ها، خودشیفتگی را نیز باید افزود- آنگاه «واجد شرایط» می‌شوی. فلذا آنها می‌گویند من میلیاردرم؛ می‌خواهی به باشگاه من بپیوندی؟ بسیار خوب، با من سوار هواپیمایم شو تا با هم به جزیره‌ای پرواز کنیم به نام جزیره اپستین. تو را با شماری دختر آشنا می‌کنم؛ نه زن- دختر، و حتی دخترانی نابالغ: سیزده‌ساله، دوازده‌ساله، یازده‌ساله، ده‌ساله، هشت‌ساله. 
تفنگدار سابق آمریکا ادامه داد: اگر چنین اتفاقی برای یک انسان خداترس و متدین رخ می‌داد، شما فوراً اعتراض می‌کردید و می‌گفتید: «این دیگر چیست؟ چه کار دارید می‌کنید؟ این دختران چه کسانی هستند؟» اما یک فرد روان‌پریش از این وضعیت بسیار خرسند خواهد شد و به یک کودک تجاوز خواهد کرد. مسئله این است که یک نوار ویدئویی وجود دارد؛ درست مانند همین اتاقی که اکنون در آن حضور داریم و ضبط فیلم در جریان است... نوارهای ویدئویی وجود دارند که برقراری رابطه جنسی یا تجاوز دونالد ترامپ به یک کودک را ثبت و ضبط کرده‌اند. اگر من چنین مدارکی برای حق‌السکوت علیه شما در اختیار داشته باشم، شما هرگز علیه من که رئیستان هستم سخن نخواهید گفت.
وی افزود: بنابراین، می‌توانم بگویم دونالد ترامپ برای «طبقه اپستین» کار می‌کند. کشور من به یغما رفته و ربوده شده است، و من از اینکه برادران آمریکایی‌ام آنچه را که باید انجام شود انجام نمی‌دهند، خسته و اندوهگین شده‌ام؛ کشور ما توسط یک خائن پدوفیل اداره می‌شود.
مادلین آلبرایت گفت که کشتن پانصد هزار کودک هزینه چندانی نیست
تفنگدار سابق آمریکا در ادامه توضیح داد: ما یک وزیر امور خارجه یهودی به نام «مادلین آلبرایت» داشتیم، او وزیر امور خارجه بود. وی در پاسخی معروف به سؤالی درباره تحریم‌هایی که منجر به مرگ پانصد هزار کودک شده بود، وقتی خبرنگار از او پرسید: «شنیده‌ایم که پانصد هزار کودک در نتیجه تحریم‌ها جان باخته‌اند، آیا این هزینه، ارزشش را داشت؟» مادلین آلبرایت گفت: «خب، این تصمیم سختی است، اما ما فکر می‌کنیم، در مجموع، این هزینه ارزشش را داشت.» بنابراین، کشتن پانصد هزار کودک از طریق تحریم‌های اقتصادی و محاصره، برای مادلین آلبرایتِ یهودی ارزشش را داشت. 
وی ادامه داد: مردم در غرب تاب‌آوری فوق‌العاده و واقعی مردم ایران را درک نمی‌کنند؛ اینکه با وجود چنین تحریم‌هایی، شما موفق شده‌اید یک نیروی دفاعی واقعاً تحسین‌برانگیز که در کمترین حالت می‌توان گفت بی‌نظیر است و ظرفیت تولید، استقلال غذایی و بسیاری چیزهای دیگر را بسازید که آمریکا با وجود دسترسی به همه‌چیز، آن‌ها را ندارد. بنابراین، تحریم‌های اقتصادی بسیار وحشیانه‌تر از آن چیزی است که مردم در غرب درک می‌کنند و این یک جنایت بزرگ است. با توجه به این موضوع، من فکر می‌کنم کاری که ایران انجام داده است، به ویژه ایستادگی مقابل امپراتوری اپستین، واقعاً شگفت‌انگیز است. من فکر می‌کنم تاریخ توجه زیادی به سیاست‌های ایران خواهد داشت؛ اینکه چگونه نه تنها بقای خود را حفظ کرد، بلکه به نقطه‌ای رسید که امپراتوری اپستین را شکست داد. چه گروه دیگری این کار را تحت تحریم‌ها کرده است؟ این بسیار شگفت‌انگیز است. 
مردم ایران به شدت مهربان، بخشنده و گشاده‌رو هستند
اوکیف با اشاره به تزریق باورهای غلط در ارتش آمریکا گفت: درباره فلسطینی‌ها، ما به ویژه در غرب مطالب زیادی می‌شنویم. وضعیت برای فلسطینی‌ها کمی بهتر شده است؛ اما اگر به 10، 15 یا 20 سال قبل برگردیم، فلسطینی‌ها تروریست قلمداد می‌شدند؛ به ما بارها و بارها گفته می‌شد که آن‌ها می‌خواهند همه یهودیان را بکشند. نگاه سطحی مشابه همین قرائت دقیقاً درباره ایران هم گفته می‌شود. 
وی افزود: من 23 سال پیش که برای نخستین بار به فلسطین رفتم، این ادعا را باور نکردم، و 15 سال پیش هم که برای اولین بار به ایران آمدم، آن را نپذیرفتم. مردم ایران، مانند مردم فلسطین، به شدت مهربان، بخشنده و گشاده‌رو هستند. همه آن‌ها به من می‌گویند: «ما از آمریکایی‌ها متنفر نیستیم.» تک‌تک ایرانی‌ها می‌گویند ما از آمریکایی‌ها متنفر نیستیم و معنای شعار «مرگ بر آمریکا» را توضیح می‌دهند. من پیشنهاد می‌کنم بگوییم مرگ بر اپستین‌ها یا مرگ بر طبقه اپستین، اما هرچه که هست، این ایده من است. 
اسرائیل دشمن مشترک مردم ایران و آمریکا است
تفنگدار سابق آمریکا با اشاره به اینکه رژیم صهیونی دشمن مشترک مردم ایران و آمریکا است، توضیح داد: می‌دانم که مردم در غرب این شعار را به عنوان «Death to America» می‌شنوند و در زبان انگلیسیِ ساده، این عبارت تفاوتی قائل نمی‌شود؛ گویی این معنا منتقل می‌شود که شما می‌خواهید همه ما بمیریم. اما حقیقت چیز دیگری است: همان‌طور که شما نیز می‌دانید یک ایرانی می‌گوید: «ما عاشق آمریکا هستیم، ما از شما متنفر نیستیم، این دولت شماست که با آن دشمنی داریم.» نکته جالب اینجاست که آمریکا و ایران دشمن مشترکی دارند؛ این انگل خبیث و سرطانی (اسرائیل)، همان دشمن است. با این تفاوت که ما این دشمن را به بستر خود راه دادیم و شما آن را طرد کردید. 

 

گزارش مهم نیویورک‌تایمز از تبعات جنگ در آمریکا
 
مردم آمریکا در فقر دست‌وپا می‌زنند ترامپ 100 میلیارد دلار هزینه جنگ با ایران می‌کند

روزنامه مشهور آمریکایی با اشاره به تشدید فقر در آمریکای دوره ترامپ نوشته است، در حالی که مردم آمریکا در فقر دست‌وپا می‌زنند و برای تأمین هزینه‌های زندگی خود پلاسمای خونشان را می‌فروشند، ترامپ 100میلیارد دلار از پول همین مردم را صرف جنگی بدون حاصل با ایران کرده است.
جنگ آمریکا علیه ایران در حوزه‌های مختلف جز شکست و شرمساری دستاوردی برای ترامپ نداشته است. گزارش‌ها نشان می‌دهد که مردم آمریکا بیشتر از سایر کشورها تاوان حماقت ترامپ را می‌پردازند. او ده‌ها میلیارد دلار از پول مالیات‌دهندگان آمریکایی را در جنگی هزینه کرد که هیچ دستاوردی برای مردم آمریکا جز افزایش تورم، افزایش قیمت بنزین، گازوئیل، کود شیمیایی و محصولات کشاورزی نداشته است. «لیندا بیلمز»، اقتصاددان برجسته دانشگاه هاروارد پیش‌بینی کرده است که هزینه نهایی این جنگ می‌تواند به یک تریلیون دلار می‌رسد. به گفته وی «محاسبه دقیق هزینه‌های جنگ کار بسیار دشواری است. اما براساس داده‌های موجود، جنگ کنونی با ایران روزانه حدود ۲میلیارد دلار هزینه مستقیم روی دست آمریکا می‌گذارد که این مبلغ تازه نوک کوه یخ است.» بیلمز خاطرنشان کرده است که علاوه بر هزینه‌های کوتاه‌مدت، هزینه‌های بلندمدتی نیز پس از پایان جنگ وجود دارد؛ از جمله پرداخت هزینه‌های درمانی کهنه‌سربازان و همچنین جایگزین کردن و تأمین دوباره موجودی تسلیحات.
طی 5 ماه گذشته بارها رسانه‌ها و شخصیت‌های سیاسی و اجتماعی آمریکا از ترامپ خواسته‌اند که به جای جنگ با ایران پول مالیات‌دهندگان آمریکایی را برای مبارزه با مشکلات اقتصادی مردم آمریکا هزینه کند اما تاکنون گوش شنوایی در مقابل این درخواست‌ها نبوده است. برنی سندرز، سناتور ایالت ورمونت و از رهبران جناح ترقی‌خواه حزب دموکرات، چندی پیش در حساب کاربری رسمی خود در شبکه ایکس (توئیتر سابق) با انتشار پستی افشاگرانه، اولویت‌های تحریف‌شده دولت آمریکا را به باد انتقاد گرفته و نوشته بود: «جنگ در عراق: ۲.۱ تریلیون دلار. جنگ در افغانستان: ۲.۳ تریلیون دلار. هزینه پیش‌بینی‌شده جنگ در ایران: ۱ تریلیون دلار.» سندرز سپس با کنایه‌ای تلخ به وضعیت اقتصادی مردم آمریکا نوشته بود: «همیشه برای جنگ پول هست، اما هرگز پول کافی برای مسکن، آموزش یا نیازهای طبقه کارگر وجود ندارد». «مارجری تیلر گرین» نماینده سابق کنگره آمریکا هم در پیامی در شبکه اجتماعی ایکس (توئیتر سابق) نوشته بود: «روزی در آینده، والدین به فرزندان خود خواهند گفت که به‌دلیل جنگ ترامپ با ایران، مزارع از بین رفت، چون کشاورزان توان خرید کود را نداشتند و هزینه‌های کشاورزی بیش از حد بالا رفت». یکی دیگر از سناتورهای آمریکایی هم با انتقاد شدید از سیاست اقتصادی ترامپ اذعان کرده است که مردم آمریکا اکنون حتی برای پرداخت مایحتاج اولیه زندگی خود از جمله موادغذایی مجبورند پرداخت هزینه را به بعد موکول کرده و از گزینه‌های «الان بخر، بعداً پرداخت کن» استفاده کنند. به اذعان «الیزابت وارن»، «54درصد از مردم آمریکا بدون دریافت وام نمی‌توانند مخارج زندگی خود را تأمین کنند. این در حالی است که دونالد ترامپ در وعده‌های انتخاباتی خود به مردم کشورش قول داده بود که شرایط اقتصادی را بهتر می‌کند و عظمت را دوباره به آمریکا برمی‌گرداند.» به گفته وارن، دونالد ترامپ با به راه‌انداختن جنگ ایران، فشار اقتصادی بر مردم کشورش را بیش‌ازپیش افزایش داده است. او در حالی بالغ بر ۷۰میلیارد دلار را در جنگ ایران هزینه کرده که با این مبلغ می‌توانست بیمه درمانی حدود 2میلیون و ۶۰۰ خانواده چهارنفره را تأمین کند یا وضعیت شمار زیادی از بی‌خانمان‌های آمریکایی را بهبود ببخشد. فایننشال‌تایمز هم از تأثیرات شدید جنگ به کشاورزی آمریکا خبر داده و نوشته است: «نوسانات قیمت کود و انرژی کشاورزان را آسیب‌پذیر کرده؛ به طوری که ورشکستگی مزارع رشدی ۴۶درصدی داشته است».اقتصاددانان می‌گویند حتی اگر جنگ به زودی پایان یابد، احتمالاً آمریکایی‌ها تا ماه‌ها تأثیرات مالی آن را احساس خواهند کرد. 
فروش پلاسمای خون 
روزنامه نیویورک‌تایمز هم در گزارش تازه‌ای با انتشار تصویری بدون روتوش از آمریکا، ابعادی از فقر شدید مردم آمریکا را در میانه این جنگ فاش کرده است. نیویورک‌تایمز گزارش خود را این‌گونه آغاز می کند: «نامش ترینیتی گودمن است؛ زنی ۴۴ساله که بانداژی بر دستش، خودنمایی می‌کند. گودمن تنها ۳ دلار و چند سنت در حساب بانکی‌اش دارد و فقط یک راه برای امرار معاش پیش‌روی اوست: فروش پلاسمای خون. او به‌صورت هفتگی با فروش پلاسمای خونش زندگی می‌گذراند. این زن که به‌دلیل مشکلات جسمی و روحی قادر به کار کردن نیست، با یارانه‌های غذا (۲۹۸ دلار در ماه) خود را سرپا نگه می‌دارد، اما نمی‌تواند از این یارانه‌ها برای خرید اقلام بهداشتی از جمله دستمال توالت استفاده کند و به ناچار به خیریه‌های کلیساها مراجعه می‌کند. نیویورک‌تایمز تأکید کرده که از زمان بازگشت دونالد ترامپ به کاخ‌سفید، شرایط بغرنج افراد فقیر در آمریکا با کاهش میزان یارانه‌های غذا، خدمات درمانی از جمله طرح مدیکید(برنامه بهداشتی آمریکا برای خانواده‌ها و افراد با منابع و درآمد کم)، کاهش بودجه سلامت روان کودکان، کم‌شدن برنامه‌های پیشگیری از بارداری و سایر برنامه‌های اجتماعی، و در عین حال، افزایش قیمت بنزین و موادغذایی، تشدید شده است. این رسانه تأکید کرده که شرایط دشوار جمهوری‌خواهان برای دریافت مزایا، فقر را در بین مردم آمریکا تشدید کرده است.
برای جنگ پول هست برای فقرا نه!
خبرنگار «نیویورک‌تایمز» از گفت‌وگو با افراد زیادی خبر داده که در دوره ترامپ، یارانه‌های غذا و سایر مزایای خود را از دست داده‌اند و به‌سختی بدون این مزایا، زندگی خود را می‌گذرانند. این مردم به‌طور فزاینده‌ای ناامید و خشمگین هستند. نظرسنجی اخیر انجام‌شده توسط واشنگتن پست-ایپسوس نشان داد که دوسوم آمریکایی‌ها معتقدند که نمی‌توانند از پس هزینه‌های خرید موادغذایی بربیایند. مردم آمریکا در حالی برای تأمین یک وعده غذایی با چالش‌های متعدد روبه‌رو هستند که ترامپ بیش از ۱۰۰میلیارد دلار از مالیات همین مردم را صرف جنگی بی‌دلیل «نامشروع و انتخابی» در ایران کرده است؛ جنگی که حتی راهی برای خروج از آن هم نمی‌یابد.
به گزارش فارس به نقل از نیویورک‌تایمز، ترامپ به بهانه کاهش مخارج، بسیاری از مزایای تأمین اجتماعی مردمش را قطع کرد، اما از سوی دیگر میلیاردها دلار را صرف جنگی کرد که هنوز دلیل قانع‌کننده‌ای برای شروع آن ارائه نکرده است. به گفته سناتور ایالت جورجیا «جان آساف»، قیمت موادغذایی در آمریکا به بالاترین حد خود رسیده است. «گودمن» یکی از این افرادی است که فشار فقر را بیش‌ازپیش احساس می‌کند. او می‌ترسد تا همین یارانه‌های غذا هم از او گرفته شود و آن‌وقت نمی‌داند چگونه باید زنده بماند. 
به نوشته نیویورک‌تایمز براساس گزارش مرکز اولویت‌های بودجه و سیاست، در سراسر آمریکا، حدود ۱.۵میلیون کودک در سال گذشته تحت برخورد شدید ترامپ، یارانه‌‌های غذای خود را از دست داده‌اند. این مرکز تأکید کرده است که فشار بر ایالت‌ها برای کاهش هزینه‌ها و کاهش نرخ خطا ممکن است منجر به محرومیت‌های نادرست از مزایا شود. علاوه بر این، از ابتدای سال جاری میلادی، پس از آنکه جمهوری‌خواهان یارانه‌های کمک به پرداخت بیمه را کاهش دادند، حدود سه‌میلیون آمریکایی بیمه سلامتی که در دوران اوباما به آنها اختصاص داده شده بود، را از دست داده‌اند.

 

سازمان ملل منتشر کرد
 
گزارشی تکان‌دهنده از جنایات هولناک اسرائیل در لبنان

سازمان ملل متحد در بیانیه‌ای دیگر از «عملیات تخریب و انفجارهای گسترده»‌ای که رژیم آپارتاید اسرائیل در جنوب لبنان انجام می‌دهد، آن هم با وجود آتش‌بس اعلام‌شده! ابراز نگرانی شدید کرد.
تجاوز، اشغال و تخریب زیرساخت‌های غیرنظامی طی دهه‌های گذشته به یکی از شاخص‌ترین ویژگی‌های عملکرد رژیم آپارتاید اسرائیل در منطقه تبدیل شده است. از اشغال جنوب لبنان در سال ۱۹۸۲ و بمباران‌های گسترده این کشور تا جنگ ۳۳روزه سال ۲۰۰۶ و همچنین حملات مکرر به مناطق مسکونی، مراکز درمانی، تأسیسات زیربنایی و اماکن تاریخی، لبنان همواره یکی از اصلی‌ترین قربانیان سیاست‌های توسعه‌طلبانه تل‌آویو بوده است. در کنار این اقدامات، حملات مستمر علیه فلسطین، سوریه و دیگر نقاط منطقه نیز نشان می‌دهد که استفاده از قدرت نظامی علیه اهداف غیرنظامی، بخشی ثابت از استراتژی این رژیم بوده است. تحولات اخیر جنوب لبنان نیز ادامه همین روند ارزیابی می‌شود، روندی که این‌بار نه‌‌تنها جان شهروندان و زیرساخت‌های حیاتی را هدف قرار داده، بلکه میراث فرهنگی و هویت تاریخی لبنان را نیز در معرض نابودی قرار داده است. هشدار رسمی سازمان ملل درباره ابعاد این تخریب‌ها، نشان می‌دهد آن‌چه امروز در جنوب لبنان جریان دارد، صرفاً یک درگیری نظامی محدود نیست، بلکه تهدیدی جدی علیه میراث فرهنگی، حافظه تاریخی و امنیت انسانی این کشور به‌شمار می‌رود.
هشدار سازمان ملل متحد در بیانیه‌ای نسبت به موج انفجارها و عملیات تخریب گسترده رژیم صهیونیستی در جنوب لبنان ابراز نگرانی شدید کرد و اعلام داشت که حجم و ابعاد این اقدامات به‌دلیل آثار ویرانگر آن بر زیرساخت‌های غیرنظامی، میراث فرهنگی و حافظه جمعی ساکنان منطقه، نگرانی عمیقی را برانگیخته است. این سازمان با تأکید بر اینکه تشدید روند تخریب باید هرچه سریع‌تر متوقف شود، یادآور شد که برای حل مسائل باقی‌مانده، مسیرهای دیپلماتیک در دسترس است و نباید اقدامات نظامی جایگزین گفت‌وگو شود.
قلعه تاریخی 
این بیانیه پس از آن منتشر شد که ارتش رژیم صهیونیستی طی پنجشنبه و جمعه‌شب، انفجارهای شدیدی را در اطراف قلعه تاریخی شقیف در جنوب لبنان انجام داد، منطقه‌ای که به‌دلیل ارزش تاریخی و فرهنگی خود از سوی یونسکو در فهرست میراث جهانی در معرض خطر قرار گرفته است. هدف قرار گرفتن اطراف این بنای تاریخی، نگرانی‌ها درباره تلاش رژیم صهیونیستی برای نابودی آثار فرهنگی و تاریخی لبنان را دوچندان کرده و بار دیگر موضوع حفاظت از میراث جهانی در مناطق درگیری را به صدر توجهات بین‌المللی بازگردانده است.
تداوم حملات رژیم با وجود توافق آتش‌بس
در حالی که ماه گذشته با میانجی‌گری آمریکا توافقی میان بیروت و تل‌آویو با هدف پایان دادن به درگیری‌ها حاصل شد، حملات رژیم صهیونیستی نه‌تنها متوقف نشده، بلکه همچنان با شدت ادامه دارد؛ چیزی که منتقدان این توافق به آن استناد می‌کنند تا نشان دهند این توافق یک‌سو نه‌تنها برای تأمین منافع رژیم تنظیم شده است. براساس گزارش‌ها، ارتش اسرائیل طی روزهای اخیر انفجارهای شدیدی در شهرک طلوسه ایجاد کرده، اطراف شهرک حداثا را با گلوله‌های تانک مرکاوا هدف قرار داده، مناطق اطراف قنطره را به رگبار بسته و صدای انفجارهای مهیب از شهرک کونین نیز شنیده شده است. این حملات در شرایطی ادامه دارد که از زمان آغاز تجاوز گسترده رژیم صهیونیستی، بیش از یک میلیون لبنانی آواره شده‌اند و بخش‌هایی از جنوب این کشور همچنان در اشغال نیروهای اسرائیلی قرار دارد. برخی از خبرها نیز حاکی از زخمی‌شدن نظامیان لبنانی در جریان حملات رژیم است.

 

مزدوران آل‌سعود در یمن فعال شدند

منابع خبری گزارش دادند که ارتش و نیروهای مسلح یمن در جنوب‌غرب این کشور به‌شدت با شبه‌نظامیان مزدور عربستان درگیر شده‌اند.
براساس گزارش‌های دیروز (۱۱ مرداد ۱۴۰۵ /۲ اوت ۲۰۲۶) منابع یمنی و خبرگزاری‌های عربی، درگیری‌های شدیدی در محورهای غربی و جنوبی شهر تعز (جنوب‌غرب یمن) میان نیروهای مسلح یمنی و عناصر تحت حمایت رژیم سعودی رخ داده است. منابع نظامی یمنی از نبردهای شبانه و تبادل آتش توپخانه‌ای در جبل‌هان غرب تعز خبر داده‌اند که به مناطق الصلو در جنوب‌شرق و محور البرح نیز کشیده شده و حدود دو ساعت ادامه یافته است. این درگیری‌ها پس از تلاش عناصر وابسته به دولت مستعفی (تحت پشتیبانی ریاض) برای پیشروی یا نفوذ به مواضع نیروهای یمنی آغاز شد و با پاسخ قاطع ارتش و نیروهای مسلح یمن همراه بوده که منجر به عقب‌نشینی طرف مقابل و تلفات در صفوف آنان شده است. رسانه‌هایی مانند اسپوتنیک و منابع محلی یمنی این رویدادها را بخشی از تداوم مقاومت در برابر فشارهای خارجی توصیف کرده‌اند که در سایه تشدید تنش‌های اخیر میان صنعا و ریاض (از جمله حملات متقابل به تأسیسات نفتی و بنادر) شدت گرفته است. همچنین برخی از خبرهای تأییدنشده حاکی از ترور فرمانده تیپ چهارم نیروهای درع الوطن وابسته به رژیم سعودی، به همراه تعدادی از همراهانش است.
این درگیری‌ها بار دیگر نشان‌دهنده نقش مخرب مداخلات آل‌سعود در یمن است، مداخلاتی که بیش از یک دهه با حمایت از گروه‌های محلی، تأمین مالی و تسلیحاتی عناصر وابسته و تحمیل محاصره هوایی و دریایی، به تداوم جنگ داخلی و رنج مردم یمن دامن زده است. نیروهای تحت حمایت ریاض که به عنوان مزدوران سعودی توصیف می‌شوند، بارها در جبهه‌هایی مانند تعز، الضالع و ساحل غربی برای پیشبرد اهداف سعودی به کار گرفته شده‌اند، در حالی که رژیم سعودی با حملات هوایی، حمایت لجستیکی و تلاش برای کنترل منابع و بنادر استراتژیک، به جای کمک به ثبات، به پیچیده‌تر شدن بحران و تضعیف حاکمیت یمن ادامه داده است. گزارش‌های دیروز از جبهه تعز، در کنار تصاعد اخیر درگیری‌ها و عملیات‌های متقابل، بیانگر آن است که سیاست‌های مداخله‌جویانه آل‌سعود نه‌تنها نتوانسته است به حل بحران کمک کند، بلکه با تداوم حمایت از نیروهای وابسته، زمینه‌ساز درگیری‌های تازه و تلفات بیشتر شده و مقاومت یمنی را در برابر این دخالت‌های خارجی تقویت کرده است.
بی‌فایده است!
همچنین الیعزر ماروم، فرمانده پیشین نیروی دریایی رژیم صهیونیستی و پژوهشگر ارشد مرکز مطالعات استراتژیک بگین- سادات، در جریان گفت‌وگویی با معاریو، اتکا به گروه‌های مسلح جنوب یمن برای مقابله با دولت صنعا را غیرواقع‌بینانه توصیف کرد و یادآور شد عربستان و امارات پیش‌تر با تکیه بر همین گروه‌ها نتوانستند به اهداف خود دست یابند. وی با اشاره به انگیزه ایدئولوژیک نیروهای یمنی گفت: شکست یا از کار انداختن توان نظامی آنها بسیار دشوار است. او با یادآوری این‌که آمریکا نیز در مقطعی حملات خود را متوقف و با یمن به توافق رسید، تأکید کرد: «در شرایط کنونی هیچ راه‌حل مشخصی برای این مسئله وجود ندارد.» وی افزود:یمن اکنون به یک واقعیت میدانی با قلمرو و بنادر تحت کنترل خود تبدیل شده، موضوعی که به گفته او، تاکنون راه‌حل قطعی برای آن یافت نشده است.
هیچ‌کس توان مهار یمن را ندارد
او، در جای دیگری از این گفت‌و‌گو، با اذعان به ناکامی رژیم اسرائیل و کشورهای اروپایی در مقابله با یمن، تأکید کرد: بازدارندگی ایجادشده از سوی یمن در دریای سرخ شکسته نشده و تاکنون هیچ راه‌حل مؤثری برای مهار آن پیدا نشده است. فرمانده پیشین نیروی دریایی رژیم با اشاره به تحولات دریای سرخ، تنگه باب‌المندب و تنگه هرمز مدعی شد اجازه عبور نفتکش‌های چینی از باب‌المندب، نتیجه شکل‌گیری معادله‌ای جدید میان چین، ایران و یمن است. ماروم همچنین اذعان کرد: بندر ایلات [در نتیجه عملیات دریایی یمن] مدت‌هاست عملاً از چرخه فعالیت خارج شده، اما این موضوع آن‌گونه که باید در سطح بین‌المللی بازتاب نیافته است. وی مدعی شد تجارت جهانی با انتخاب مسیر جایگزین از جنوب آفریقا، خود را با شرایط جدید تطبیق داده و افزایش زمان حمل‌ونقل نیز تاکنون تأثیر قابل‌توجهی بر قیمت کالاها نداشته است.
ریاض به‌دنبال سوءاستفاده از فضای مجازی
خبر دیگر آن‌که محمد الفرح، عضو دفتر سیاسی جنبش انصارالله، نسبت به تلاش‌های رژیم سعودی برای جذب تعدادی از تولیدکنندگان محتوا در شبکه‌های اجتماعی با هدف به‌‌کارگیری آنها در جنگ روانی علیه مردم یمن هشدار داده و تأکید کرد که این تحرکات در چارچوب تلاش برای تأثیرگذاری بر افکار عمومی و تضعیف جبهه داخلی از طریق ابزارهای رسانه‌ای و دیجیتال صورت می‌گیرد. الفرح در پستی در صفحه شخصی خود در پلتفرم «ایکس» افزود که برخی از تولیدکنندگان محتوا پذیرفته‌اند که در ازای منافع مالی، به ابزارهایی در خدمت برنامه‌های خارجی تبدیل شوند. وی خاطرنشان کرد که شهرت و تأثیری که آنها در گذشته به دست آورده بودند، اتفاقی نبوده، بلکه نتیجه مواضع‌شان در همسویی با آرمان‌های مردم‌شان و ایستادگی در کنار شهروندان در مراحل دشوار بوده است. وی اشاره کرد که همسویی برخی از اینفلوئنسرها با طرف متجاوز، منجر به کاهش پایگاه مردمی و از دست دادن بخش بزرگی از اعتبارشان شده است؛ به‌ طوری که مخاطبان، اکنون آنها را به چشم ابزارهایی می‌بینند که برای اجرای کمپین‌های رسانه‌ای علیه جامعه به کار گرفته می‌شوند، در حالی که پیش‌تر از اعتماد گسترده دنبال‌کنندگان برخوردار بودند.

 

معضل بزرگ ترامپ و چرخه فرسایشی تهدید و عقب‌نشینی مقابل ایران

هماهنگ‌کننده سابق کاخ سفید در مقاله‌ای نوشت که ترامپ خودش را در معضلی بزرگ مقابل ایران گرفتار کرده است.
در ادامه تحلیل‌های منطقه‌ای و بین‌المللی در مورد روند جنگ میان ایران و آمریکا، «گری سیمور» مدیر مرکز مطالعات غرب آسیا و هماهنگ‌کننده سابق کاخ سفید برای کنترل تسلیحات در دوران باراک اوباما، رئیس‌جمهور وقت آمریکا، در مقاله‌ای که شبکه الجزیره آن را منتشر کرد، به بررسی معضل و بن‌بست بزرگ دونالد ترامپ، رئیس دولت تروریستی آمریکا در برابر ایران پرداخته که شرح آن به شکل زیر است:
با انجام حملات متقابل میان ایران و آمریکا به نظر می‌رسد هیچ امیدی به راه‌حل دیپلماتیک برای بازگرداندن آتش‌بس مندرج در یادداشت تفاهم اسلام‌آباد و بازگشایی تنگه هرمز وجود ندارد.
شکست زودهنگام اهداف ترامپ در ازسرگیری جنگ با ایران
در این‌جا دونالد ترامپ رئیس‌جمهور آمریکا با یک دوراهی دشوار رو‌به‌رو است: یا منتظر فشار اقتصادی برای تضعیف موقعیت مذاکره ایران باشد یا حملات ایالات متحده را برای وادار کردن ایران به امتیاز دادن تشدید کند.
به گزارش تسنیم، هدف ترامپ در از سرگیری جنگ با ایران دو جنبه داشت:
- نابود کردن دارایی‌های نظامی ایران که ناوبری دریایی را تهدید می‌کنند، مانند سایت‌های پرتاب و ذخیره‌سازی موشک و پهپاد، قایق‌های کوچک تهاجمی متعلق به سپاه پاسداران انقلاب اسلامی ایران و سایت‌های رادار ساحلی. در واقع آمریکا به دنبال از بین بردن توانایی ایران در بستن تنگه هرمز بود.
- آمریکا با حمله به اهداف زیرساختی و تهدید به آسیب رساندن گسترده‌تر به اقتصاد ایران، به دنبال فشار بر ایران برای پذیرش آتش‌بس جدید به جای یادداشت تفاهم بود.
اما با وجود حملات مکرر آمریکا به ایران، هیچ یک از این اهداف محقق نشد و تهران توانایی حمله به کشتی‌ها با استفاده از پهپادها و موشک‌های کروز کم‌هزینه را حفظ کرده است.
در نتیجه، کشتیرانی از طریق تنگه به ​​طور قابل توجهی کند شده است و تاکنون، ایران پیشنهادهای حل و فصل دیپلماتیک با هدف بازگرداندن آتش‌بس و بازگشایی موقت تنگه تا زمان دستیابی به توافق‌های دائمی‌تر را رد کرده است.
همچنین اخیراً، گزارش‌ها حاکی از آن است که ایران پیشنهاد آتش‌بس ایالات متحده را که توسط ترامپ ارائه و توسط علی الزیدی نخست‌وزیر عراق در سفر او به تهران در 23 جولای به مقامات ایرانی ابلاغ شده بود رد کرده است.
طبق گزارشی در نیویورک تایمز، مقامات ایرانی اظهار داشتند که به «توافق موقت» که نتواند اختلافات جاری پیرامون تنگه هرمز را حل کند، علاقه‌ای ندارند.
بنابراین در غیاب هرگونه توافقی، هر دو طرف به تشدید تنش‌ها روی آوردند و هنگامی که آمریکا به سایت‌های نظامی و زیرساختی ایران حمله کرد، این کشور هم با حمله به نیروهای آمریکایی در بحرین، کویت و اردن و افزایش حملات به کشتی‌های تجاری تلافی کرد.
در 7 جولای، ایالات متحده معافیت‌هایی را که تحریم‌های صادرات نفت ایران را به حالت تعلیق درآورده بود، لغو کرد و در 13 جولای محاصره دریایی را بر کشتی‌های ایرانی دوباره اعمال کرد. حملات علیه زیرساخت‌های داخل ایران، مانند جاده‌ها، راه‌آهن و پل‌ها، از 17 جولای آغاز شد. در پاسخ، ایران شروع به هدف قرار دادن تأسیسات زیرساختی در خلیج‌فارس کرد و یک نیروگاه برق و یک کارخانه آب شیرین کن را در کویت هدف قرار داد.
در تاریخ 20 جولای، یمن محاصره خود علیه کشتیرانی عربستان در دریای سرخ و تنگه باب‌المندب را اعلام کرد و در 25 جولای دو طرف شروع به حمله به اهدافی در داخل خاک یکدیگر کردند.
در این میان ترامپ تصور می‌کند که محاصره دریایی آمریکا علیه ایران، در نهایت این کشور را مجبور به پذیرش آتش‌بس خواهد کرد؛ زیرا درآمدهای نفتی آن کاهش می‌یابد، اما عیب اصلی این گزینه این است که فشار اقتصادی دو طرفه عمل می‌کند. احتمالاً ماه‌ها طول می‌کشد تا اثرات محاصره، که هدف آن محروم کردن ایران از درآمدهای نفتی است، محقق شود.
در همین حال، با بسته شدن تنگه هرمز، قیمت نفت و گاز افزایش خواهد یافت، به خصوص از آنجایی که ذخایر نفت بین‌المللی از زمان آخرین بسته شدن تنگه کاهش یافته است.
همچنین با نزدیک شدن به انتخابات میان‌دوره‌ای ایالات متحده، ایران انگیزه زیادی برای مقاومت دارد، زیرا معتقد است که قیمت‌های بالاتر بنزین به دموکرات‌ها کمک می‌کند تا کنترل کنگره را به دست بگیرند و شاید حتی به تأمین مالی ادامه جنگ رأی منفی بدهند.
عواقب خطرناک تشدید نظامی برای آمریکا
اما گزینه بعدی، تشدید درگیری است و طی هفته‌های اخیر آمریکا حضور نظامی خود در منطقه، از جمله هواپیماها، نیروهای ویژه و پرسنل پزشکی را تقویت کرده و ترامپ هم مدعی شده بود در حال بررسی یک «حمله گسترده» است.
اما مسلماً این گزینه خطرات زیادی دارد؛ زیرا اگر آمریکا بمباران‌های خود را تا زیرساخت‌های انرژی و نیروگاه‌های ایران گسترش دهد، ایران هم قطعاً زیرساخت‌های انرژی در کشورهای خلیج‌فارس را هدف قرار خواهد داشت که این امر عواقب بالقوه ویرانگری برای قیمت‌های جهانی انرژی خواهد داشت.
ایران همچنین تهدید کرده است که حملات خود را به اسرائیل (فلسطین اشغالی)- جایی که بیشتر هواپیماهای آمریکایی که از پایگاه‌های زمینی فعالیت می‌کنند، مستقر هستند- گسترش خواهد داد. از طرف دیگر، اگر بخواهیم به گزینه جنگ زمینی فکر کنیم، ایالات متحده نیروهای کافی در منطقه برای حمله تمام عیار به ایران ندارد و حتی اگر بتواند حملات کماندویی علیه اهداف اقتصادی مانند جزیره خارک یا اهداف نظامی در سواحل و جزایر ایران در امتداد تنگه هرمز انجام دهد، مشخص نیست که آیا چنین حملات محدودی تأثیر قابل توجهی بر توانایی‌های نظامی یا عزم سیاسی ایران خواهد داشت یا خیر.
علاوه‌ بر این، عملیات زمینی- مانند یک کمپین هوائی فشرده- خطر تلافی‌جویی ایران علیه زیرساخت‌های انرژی در خلیج‌فارس و حملات علیه اسرائیل را به همراه دارد و ذخایر رو به کاهش مهمات حیاتی مانند موشک‌های دفاع هوائی پاتریوت را از بین می‌برد.
در نهایت، عملیات زمینی خطر افزایش تلفات آمریکایی‌ها را به همراه دارد که مخالفت عمومی با جنگ را بیشتر می‌کند و پایگاه سیاسی ترامپ را خشمگین می‌کند، پایگاهی که انتظار دارد او به وعده خود برای اتمام جنگ‌های بی‌پایان آمریکا در منطقه غرب آسیا عمل کند.
بنابراین در سایه خطرات فزاینده هر دو گزینه، ترجیح واضح ترامپ، رسیدن به یک توافق دیپلماتیک است و میانجی‌های پاکستانی و قطری همچنان در این مسیر فعال هستند و یک هیئت عمانی آخر هفته گذشته برای مذاکره در مورد ترتیبات جدید برای بازگشایی تنگه هرمز وارد تهران شد.
بر این اساس، ترامپ دستور توقف موقت حملات روزانه آمریکا به ایران را داده است و بنا به گزارش‌ها تصمیم گرفته است که هرگونه تشدید عمده تنش را فعلاً به تعویق بیندازد.
سؤالی که در این‌جا مطرح می‌شود این است که آیا احتمال رسیدن به توافق جدید وجود دارد. در شرایطی که هم ایالات متحده و هم ایران ترجیح می‌دهند از بازگشت به درگیری تمام‌عیار جلوگیری کنند، چالش دیپلماسی این است که به نظر نمی‌رسد هیچ یک از طرفین حاضر به مصالحه در مورد موضع اصلی خود در مورد ناوبری باشند.
ایران بر کنترل کشتیرانی از طریق تنگه هرمز و شرایطی که این کنترل تحت آن اعمال می‌شود (از جمله هزینه‌های ترانزیت) اصرار دارد، در حالی که ایالات متحده بر آزادی آشکار ناوبری، همان‌طور که قبل از جنگ بود، اصرار دارد.
یادداشت تفاهم اسلام آباد حاوی زبانی مبهم و دوپهلو بود که نتوانست این مسئله را در طول آتش‌بس 60 روزه حل کند، که در آن آمده بود «جمهوری اسلامی ایران با سلطان‌نشین عمان برای تعیین مدیریت آینده و خدمات دریایی در تنگه هرمز، با مشورت سایر کشورهای خلیج‌فارس، مطابق با قوانین بین‌المللی قابل اجرا و حقوق حاکمیتی کشورهای ساحلی تنگه هرمز، وارد گفت‌وگو خواهد شد».
بنابراین هر توافقی شبیه توافق مذکور احتمالاً به شکل یک آتش‌بس کوتاه‌مدت خواهد بود تا امکان مذاکره در مورد چارچوبی برای مدیریت ناوبری در تنگه فراهم شود.
در این میان ایده‌های متعددی برای ایجاد یک سازمان منطقه‌ای متشکل از ایران، عمان و کشورهای خلیج‌فارس، مسئول نظارت- اما نه کنترل- بر ترافیک از طریق تنگه و جمع‌آوری هزینه‌های داوطلبانه برای خدمات ارائه شده، پیشنهاد شده است.
با این حال، برخلاف تفاهم‌نامه اسلام آباد، توافق جدید باید به صراحت عبور امن و بدون مانع کشتی‌ها در تنگه هرمز را در طول دوره آتش‌بس تضمین کند تا از ابهامی که منجر به فروپاشی تفاهم‌نامه شد، جلوگیری شود.
اما مشخص نیست که آیا ایران با این شرط موافقت خواهد کرد یا خیر. از سوی دیگر ایرانی‌ها ممکن است استدلال کنند که ایران نیازی به امتیاز دادن ندارد، زیرا از آخرین دور حملات ایالات متحده جان سالم به در برده است و می‌تواند منتظر فشار اقتصادی برای تضعیف موقعیت ترامپ باشد.
در این وضعیت، ترامپ باز هم به همان چرخه معیوب و معضل بزرگ خود مقابل ایران برمی‌گردد: یعنی یا باید صبر کند یا به تشدید درگیری‌ها متوسل شود که عواقب نامعلومی دارد.

 

تاریخ خبر: ۱٤۰۵/۰۵/۱۲، ۰۶:٤٤:٤٤       بازدیدها: 77