
«ایران از تهدیدهای ترامپ نمیترسد. ترامپ همچنان تهدید میکند؛ اما جهان دیگر مرعوب نمیشود». این ارزیابی را روزنامه واشنگتن پست دیروز در حالی منتشر کرد که ترامپ با زبان تهدید حرف میزند اما پس از نزدیک به
160 روز نه تنها هیچ دستاوردی نداشته بلکه متحمل خسارات جبرانناپذیر شده است.
۱۵۹ روز مهملگویی ترامپ درباره تنگه هرمز
ترامپ دیروز گفت: سهشنبه، روز خوبی در مذاکرات با ایرانیها بود و آنها نمیخواهند به این موضوع اعتراف کنند. به نظر میرسد اوضاع خوب پیش میرود و اگر تنگه هرمز باز شود، قیمت بنزین کاهش خواهد یافت. ما مذاکرات بسیار خوبی داریم و امیدواریم که مجبور به حمله بزرگی علیه ایران نشویم. تنگه خیلی زود باز خواهد شد وگرنه ضربه سختی خواهند خورد و تنگه باز خواهد شد. قصد داشتیم بزرگترین حمله را از زمان جنگ جهانی دوم انجام دهیم، اما آنها درخواست مذاکره کردند. البته آنها نمیخواهند برگزاری مذاکرات را بپذیرند.
او ۱۵۹ روز است که خود را به در و دیوار میزند، بمباران میکند، فحش میدهد، خط و نشان میکشد، و ته حرفش، چند جمله متناقض است:
«نام تنگه را به تنگه ترامپ تغییر میدهم و عوارض خواهم گرفت.
تنگه برای من مهم نیست. کشورهایی که استفاده میکنند، خودشان هم آن را باز کنند.
تنگه باز است و کشتیها با حمایت ما میتوانند تردد کنند.
[...]ها! اون تنگه لعنتی را باز کنید وگرنه شما را به عصر حجر برمیگردانم.
اگر تا فلان روز تنگه را باز نکنید، بلایی به سرتان میآورم، آن سرش ناپیدا.
من وقت زیاد دارم بنابراین ضربالاجل تعیین نمیکنم».
تنگه هرمز به این زودی بازگشایی نمیشود
گفتنی است الجزیره دیروز ادعا کرد: تنها یک یا دو موضوع در مذاکرات ایران و عمان حل نشده باقی مانده است. آسوشیتدپرس هم دیروز نوشت: مذاکرهکنندگان ایرانی و عمانی پیشنویس توافقنامهای را برای بازگشایی تنگه هرمز نهائی کردهاند و در حال حاضر منتظر تأیید نهائی رهبر ایران هستند. این توافقنامه ترانزیتی موقت که بر اساس چارچوب تفاهمنامه اسلامآباد ساخته شده است، قرار است راه را برای از سرگیری مذاکرات ایالات متحده و ایران بر سر برنامه هستهای تهران هموار کند.
اما همزمان، خبرگزاری رویترز دیروز به نقل از منابع ارشد ایرانی گزارش داد، با وجود اظهارات دونالد ترامپ مبنی بر قریبالوقوع بودن توافق، انتظار نمیرود توافق برای بازگشایی تنگه هرمز به این زودیها نهائی شود و چندین مسئله مهم هنوز حل نشده است. این منبع گفت مذاکرات هنوز خیلی زود است که بگوییم توافق با عمان نهائی شده است. جزئیات مهم است و یک توئیت از ترامپ میتواند باعث فروپاشی کل ماجرا شود.»
تحت فشار برای پایان دادن به جنگ با ایران
در همین حال الجزیره گزارش داد که ترامپ با فشار فزایندهای برای پایان دادن به جنگ با ایران روبهرو است: رئیسجمهور آمریکا برای دستیابی به توافق با ایران تحت فشار فزایندهای قرار دارد. این جنگ بهشدت نامحبوب شده و نظرسنجیها نشان میدهد ترامپ حتی در میان بخش قابلتوجهی از حامیان سرسخت جنبش «ماگا» نیز در حال از دست دادن حمایت است. بسیاری از آنها اکنون معتقدند این جنگ ارزش هزینههایش را ندارد و خواهان پایان آن هستند.
در کنگره، برخی جمهوریخواهان در سنا پیشتر با ترامپ مخالفت کرده و قطعنامهای درباره اختیارات جنگی تصویب کردند که از او میخواست عملیات نظامی را متوقف کند یا مجوز کنگره را بگیرد؛ هرچند این قطعنامه ضمانت اجرائی نداشت. ترامپ با نزدیک شدن انتخابات میاندورهای که تنها سه ماه دیگر برگزار میشود، با فشار بیشتری روبهرو خواهد شد. تنها حدود یکسوم مردم آمریکا میگویند همچنان از او حمایت میکنند.
ذخایر جهانی سوخت
به طرز خطرناکی در حال کاهش است
دیروز در حالی که وزیر خارجه آمریکا ادعا میکرد «تنگه هرمز باز است و نفتکشها در حال عبور از این آبراه هستند»، شرکت ردیابی کشتیرانی کپلر گزارش داد تردد کشتیها در تنگه هرمز همچنان بهشدت محدود است و دیروز تنها هشت شناور از تنگه هرمز عبور کردند.
پیش از آغاز جنگ آمریکا و اسرائیل علیه ایران در ۲۸ فوریه و پاسخ ایران با بستن تنگه هرمز، به طور معمول روزانه حدود ۱۳۰ تا ۱۴۰ کشتی از این آبراه عبور میکردند.
کپلر میافزاید: خطر دریایی در تنگه هرمز همچنان در سطح بالایی باقی مانده است. عبور و مرور از تنگه هرمز در ۴ اوت به هشت فروند کاهش یافت که اکثر شناورها در حال خروج از خلیجفارس بودند و مسیرهای آنها حول طرح یکجانبه ایران متمرکز شده است.
همزمان اویل پرایس در گزارشی خاطرنشان کرد: شرکتهای بزرگ نفتی هشدار میدهند که ذخایر جهانی سوخت به طرز خطرناکی در حال کاهش است.
ایران از تهدید نمیترسد
روزنامه واشنگتن پست میگوید: ایران از تهدیدهای ترامپ نمیترسد. ترامپ همچنان تهدید میکند؛ اما جهان دیگر مرعوب نمیشود.
این روزنامه مینویسد: لحن تند و تهدیدآمیز رئیسجمهور آمریکا دیگر رهبرانی را که دیدهاند او درگیر محدودیتهای قضائی، مخالفتهای کنگره و موانع داخلی است، تحت تأثیر قرار نمیدهد. بسیاری از مقامات و کارشناسان معتقدند که بیشتر تهدیدهای ترامپ فقط حرف است و او آخرسر عقبنشینی میکند. به همین دلیل، در بسیاری از کشورها این شوخی رواج پیدا کرده که «ترامپ همیشه جا میزند». از طرفی، ایران حتی وقتی خیلی تهدید شد، تنگه هرمز را نبست. رهبران جهان دیگر از تهدیدهای ترامپ نمیترسند؛ چون دیدهاند که دادگاهها او را محدود کردهاند، کنگره جلویش را گرفته و ایران هم او را پشت سر گذاشته است. قدرت ترامپ برای جنجال در شبکههای اجتماعی و ترساندن مردم در حال کمرنگ شدن است.
ایران در حال فرسایش آمریکا در جنگ است
خبرگزاری رویترز به بررسی یک پرسش مهم پرداخته است: ایران چگونه آمریکا را به امتیازدهی وادار میکند؟ ایران بهجای تلاش برای پیروزی نظامی، با افزایش تدریجی هزینههای اقتصادی و امنیتی، واشنگتن را به سمت پذیرش خواستههای خود سوق میدهد. ایران با تشدید کنترلشده تنشها میخواهد هزینه ادامه رویارویی را آنقدر افزایش دهد که واشنگتن ناچار به پذیرش مطالبات تهران، بهویژه درباره تنگه هرمز، شود. مایکل نایتس، پژوهشگر اندیشکده واشنگتن، میگوید ایران از آغاز جنگ تلاش کرده هر هفته با یک ابزار جدید فشارها را بر ایالات متحده افزایش دهد؛ گاهی با گشودن یک جغرافیای تازه، گاهی با استفاده از سلاحی جدید و گاهی با انتخاب اهداف متفاوت تا همواره اهرم تازهای برای فشار داشته باشد. تهران همچنین روی محدودیتهای ترامپ حساب باز کرده است. منابع خلیجفارس به رویترز گفتهاند فرماندهان سپاه معتقدند ترامپ بهدلیل نگرانی از انتخابات میاندورهای کنگره، تمایلی به ورود به یک جنگ گسترده دیگر در خاورمیانه ندارد و همین موضوع فرصت بیشتری برای افزایش فشار بر واشنگتن ایجاد کرده است.
تجربه مذاکراتی ایران
یک مقام ارشد ایرانی به رویترز گفت تجربه مذاکرات گذشته، مقامات ایران را به این جمعبندی رسانده که هرگونه انعطاف پیش از ایجاد اهرم فشار، تنها به افزایش مطالبات آمریکا منجر میشود؛ از اینرو تهران معتقد است ابتدا باید موازنه قدرت را تغییر داد و سپس وارد مذاکره شد. ایران میخواهد قواعد مذاکره را خودش تعیین کند. ری تکیه، مشاور پیشین وزارت خارجه آمریکا و پژوهشگر شورای روابط خارجی، میگوید هدف تهران این است که شرایطی ایجاد کند که اگر مذاکراتی انجام شود، این ایران باشد که چارچوب و دستورکار آن را تعیین کند، نه واشنگتن. راهبرد کنونی ایران بر «فرسایش» استوار است؛ یعنی افزایش تدریجی هزینههای امنیتی، اقتصادی و تجاری برای آمریکا و متحدانش تا جایی که ادامه تقابل پرهزینهتر از پذیرش بخشی از مطالبات تهران شود. در این نگاه، زمان و استمرار فشار، مهمترین سلاح ایران در برابر برتری نظامی آمریکا محسوب میشود.
جنگ با ایران، بدترین اشتباه تاریخ آمریکا
اسکات مورفیلد، روزنامهنگار آمریکایی جمهوریخواه در تحلیلی قابل تأمل به عمق اشتباه ترامپ در جنگ پرداخت و نوشت: جنگ ایران فقط بزرگترین اشتباه محاسباتی دوران ریاستجمهوری ترامپ تاکنون نیست؛ بلکه یکی از بزرگترین خطاهای راهبردی در تاریخ مدرن آمریکا محسوب میشود. بدترین بخش ماجرا این است که دیگر راهی برای بهتر کردن اوضاع وجود ندارد؛ فقط امکان بدتر شدن آن هست و هرچه بیشتر ادامه دهیم، وضعیت بدتر خواهد شد. اینجا اصلاً هیچ شانسی برای پیروزی وجود ندارد. هیچوقت هم وجود نداشت. بهترین سناریو این بود که ناگهان متوقف شویم، زیانها را بپذیریم و بهترین توافق ممکن را برای باز نگه داشتن تنگه هرمز به دستآوریم؛ اما انجام چنین کاری نیازمند شجاعت و عملگرایی زیادی از سوی رهبران ماست. یا شاید تصمیم بگیریم همچنان سرمان را به دیوار بکوبیم و باقی موشکها و بمبهایی را که طی دههها و با صرف تریلیونها دلار انباشته کردهایم، مصرف کنیم. چه فاجعه مطلقی!
توهم ترامپی: پایان جنگ ظرف ۱۰۰ ساعت!
تریتا پارسی، معاون ارشد اندیشکده کوئینسی آمریکا هم میگوید: به نظرم دستکم گرفتن ایران شاید واژه کمی باشد.
ترامپ کاملاًً موقعیت ایران را اشتباه درک کرد. او این اطلاعات را از اسـرائیلیها دریافت میکرد که باعث شد وانمود شود این کار اساساً یک پیادهروی ساده است؛ که جـنگ ظرف سه تا چهار روز تمام میشود. او این را به استارمر گفت. او این را به رهبران منطقهای گفت که نباید نگران باشند؛ این کار ظرف ۱۰۰ ساعت تمام میشود و این یک ارزیابی کاملاًً اشتباه از موقعیتی بود که در آن به وضوح ایرانیها خیلی خیلی قدرتمندتر بودند، خیلی خیلی مایلتر به تشدید تنش و وارد کردن خسارت به آمریکا و همچنین همسایگانشان بودند.
ته کشیدن ذخایر آمریکا و دیکته موشکی ایران
منابع آمریکایی اعتراف کردند که حملات ایران به پایگاههای آمریکا در منطقه، باعث خالیشدن ۸۰ درصد ذخایر رهگیر سامانههای پدافندی «تاد» و همچنین نیمی از موشکهای «پاتریوت» شده است. دو منبع آگاه به شبکه خبری سیبیاس گفتهاند که ایالات متحده در جریان جنگ با ایران، تقریباً تمام ذخایر جهانی موشکهای دوربرد دقیق خود را مصرف کرده است. بر اساس این گزارش، آمریکا به طور مشخص تقریباً تمام موشکهای سامانه موشکی تاکتیکی ارتش (ATACMS) و موشکهای تهاجم دقیق خود را در عملیات موسوم به «خشم حماسی» به کار گرفته است.
خبرگزاری رویترز پیشتر گزارش داده بود که آمریکا در این عملیات «تقریباً تمام» موشکهای دوربرد دقیق خود را مصرف کرده است. سیبیاس هم پیشتر گزارش داده بود که ذخایر آمریکا از موشکهای رهگیر دفاعی و موشکهای دوربرد کاهش یافته و این موضوع به یکی از چالشهای داخلی در دولت تبدیل شده است. آمریکا نمیتواند با همان سرعتی که در ابتدای جنگ ایران مهمات دقیق خود را مصرف کرده، این روند را ادامه دهد.
پیت هگست، وزیر دفاع آمریکا، شامگاه سهشنبه گزارش شبکه خبری سیانان درباره مصرف ۸۰ درصد از موجودی موشکهای رهگیر سامانه دفاعی «تاد» ایالات متحده را رد کرد و با انتشار تصویری که تیتر شبکه سیانان در این مورد را نشان میدهد، نوشت: «این تیتر صحیح نیست، سیانان، شرم بر تو»!
همزمان، سرتیپ حنان گفن، فرمانده سابق واحد ۸۲۰۰ اطلاعات اسرائیل هشدار داد: هیچکس از موشکهای بالستیک ایران عامل تعیینکننده این جنگ، در امان نیست؛ ایران اکنون معادلات منطقه را دیکته میکند. استراتژی ترامپ بیهوده است و او هر بار در دام ایران میافتد. اکنون، جایگاه ایالات متحده در خاورمیانه و نفوذش کاهش یافته است.
ایران در خلیجفارس سیادت یافته است
در این میان، اظهارات توام با عجز و ناله منوشه امیر، جاسوس کهنهکار موساد شنیدنی است که میگوید: ایران بر خلیجفارس و تنگه هرمز سیادت پیدا کرده است؛ نتیجه این است که تمام پایگاههای نظامی آمریکا در کویت، امارات، عربستان و قطر خاصیت خودشان را از دست میدهند و نفوذ آمریکا در خاورمیانه به صفر میرسد. یک پیروزی دیگر برای ایران این است که ترامپ پذیرفت حزبالله لبنان نیابتی ایران است؛ در انتخابات حماس خليل الحية پیروز شده؛ این شخص عامل اجرای خواستههای ایران در حماس است! ما به کجا میرویم؟ باور کنید برای من اصلاً مشخص نیست!
ایران چگونه دکترین نظامی آمریکا را از هم پاشاند؟
نشریه تخصصی فارن افرز ضمن طرح این سؤال که «ایران چگونه اجزای محور مقاومت را به نیروهایی خودکفا بدل کرد و با رستاخیز محور مقاومت، موجب فروپاشی دکترین نظامی واشنگتن شد؟»، خاطر نشان کرد: با گذشت پنج ماه از جنگ ویرانگر، تابآوری حیرتانگیز شبکه منطقهای تهران خطای بنیادین دکترین نظامی ایالات متحده و اسرائیل را بهطور کامل عریان کرده است. تئوری «قطع سر اختاپوس» که بر این فرض استوار بود که با درهمکوبیدن اقتصاد ایران، بازوهای نیابتی آن نیز نابود خواهند شد، اکنون با واقعیتی بهشدت تلخ در تضاد است. این محور دیگر یک سیستم ساده و متمرکز نیست، بلکه به شبکهای درهمتنیده، پیچیده و خودتکثیرشونده ارتقا یافته که در آن مهارتها و تصمیمگیری به صورت موازی توزیع شدهاند.
با وجود ضربات ویرانگر شامل ترور حسن نصرالله در سپتامبر ۲۰۲۴، سقوط دولت اسد و بمبارانهای سهمگین «عملیات خشم حماسی» در ژوئن ۲۰۲۵، این شبکه به سرعت بازسازی شده است. حزبالله در جنوب لبنان مقاومتی سرسختانه نشان میدهد، شبهنظامیان عراقی پایگاههای آمریکایی را بیوقفه زیر آتش گرفتهاند و حوثیها با از سرگیری حملات در دریای سرخ، بنادر سعودی را در محاصرهای نفسگیر قرار دادهاند.
امید بستن به سراب براندازی آمریکا را در باتلاق دفن خواهد کرد
نشریه آمریکایی میافزاید: سپاه پاسداران با مهندسی معکوس استراتژیک، گروههای چریکی را به پایگاههای صنعتی و نظامی کاملاًً مستقل تبدیل کرده که دیگر نیازی به دریافت مستقیم سلاح از تهران ندارند. امروز حوثیها، حماس و حزبالله با بهرهگیری از شبکهای بینالمللی از تاجران و مهندسان، بهطور مستقل تسلیحات مرگبار خود را تولید میکنند. به لطف بازارهای آزاد چین، تولید پهپادهای انتحاری دوربرد نظیر «ابابیل-تی» تنها با ۱۵۰۰ دلار هزینه و با استفاده از قطعات تجاری غیرنظامی ممکن شده است. استراتژی تحریمهای واشنگتن در برابر این شبکه هوشمند، کاملاًً فلج شده است. گذار قاطع به استقلال تاکتیکی، گلوگاههای حیاتی تولید پهپادها را برای همیشه از کنترل نهادهای امنیتی آمریکا خارج کرده است. واقعیت هولناک این شبکه کاملاًً خودکفا، واشنگتن را ناگزیر میسازد تا استراتژی شکستخورده فشار حداکثری نظامی را کنار بگذارد، چرا که اصرار بر این مسیر تنها به چرخههای بیپایان درگیری و غرق شدن مجدد در جنگ فرسایشی ختم میشود. دستیابی به پیروزی قاطع دیگر گزینهای واقعبینانه در خاورمیانه نیست و مهار این تهدید فزاینده، نیازمند پذیرش ضرورت تعامل جامع سیاسی است. امید بستن به فروپاشی جمهوری اسلامی یک سراب استراتژیک بیش نیست و پافشاری بر دکترینهای پوسیده گذشته، واشنگتن را در باتلاق خاورمیانه دفن خواهد کرد.
شکست محاسباتی ۴۷ ساله
روزنامه نیویورک تایمز هم میگوید: آمریکا با داستان شکست محاسباتی ۴۷ ساله در مقابل ایران روبهرو است. رئیسجمهور آمریکا که خود را استاد شناخت و مهار رقبایش میداند، در برابر ساختار پیچیده قدرت در تهران بارها غافلگیر شده است؛ از امید به توافقی بزرگ با ایران تا تهدیدهای نظامی و فشار حداکثری، هیچکدام نتوانستهاند نتیجهای را که ترامپ میخواهد برای او رقم بزنند. رهبران ایران دهههاست که رؤسایجمهور آمریکا را سردرگم کردهاند؛ اما شاید هیچکدام به اندازه ترامپ در تلاش برای فهم رفتار تهران ناکام نمانده باشد. اظهارات خشمگینانه ترامپ که ایران را «بهشدت دورو» خواند، تازهترین نشانه از دشواری او در درک رقبایش در تهران بود؛ رقبایی که بارها محاسبات رؤسایجمهور آمریکا را برهم زدهاند. به نظر میرسد این ناکامی و سرخوردگی ترامپ ممکن است ادامه پیدا کند. مقامهای دولت میگویند توافقی جدید برای بازگشایی تنگه هرمز ممکن است در آستانه نهائی شدن باشد، اما ایران همچنان بر دریافت هزینههایی در این آبراه حیاتی تأکید دارد.
ناتوانی ترامپ در رسیدن به توافقی مطلوب با ایران، تنها هزینه سیاسی برای او در میان رأیدهندگان خسته از جنگ به همراه نداشته؛ بلکه ادامه تنشها باعث نوسان شدید قیمت نفت شده و هزینه آن را مصرفکنندگان آمریکایی پرداختهاند.
با این حال، ترامپ نخستین رئیسجمهور آمریکا نیست که در برابر ایران دچار مشکل شده است. تمامی رؤسایجمهور آمریکا پس از انقلاب اسلامی ۱۹۷۹، به نوعی تلاش کردهاند ساختار جمهوری اسلامی و ذهنیت رهبران آن را رمزگشایی کنند. اما بیشتر آنها شکست خوردهاند؛ برخی نیز هزینه سنگینی پرداخت کردهاند.
زیرکی ایرانیان و نفهمی مزمن مقامات آمریکا
کنت پولاک، تحلیلگر پیشین سازمان سیا و مقام سابق شورای امنیت ملی که دههها درباره ایران مطالعه کرده، به نیویورک تایمز میگوید ترامپ شاید رئیسجمهوری باشد که کمترین درک را از رهبری ایران داشته است. از بسیاری جهات، ترامپ اوج سرخوردگی از ایران را نمایندگی میکند. پس از آغاز جنگ با حمله هوائی که به کشته شدن رهبر عالی ایران انجامید، ترامپ از مردم ایران خواست علیه حکومت خود قیام کنند او حتی گفت که خودش رهبر بعدی ایران را انتخاب خواهد کرد. اما برخلاف انتظار او، هیچ خیزشی شکل نگرفت. ایران به جای عقبنشینی، مواضع سختگیرانهتر اتخاذ کرد. در ماه مارس، تهران رهبر جدید را معرفی کرد: آیتالله سید مجتبی خامنهای، پسر رهبر پیشین ایران. مقامهای آمریکایی او را حتی سختگیرتر از پدرش ارزیابی میکنند.
سوزان مالونی، معاون رئیس مؤسسه بروکینگز در واشنگتن هم میگوید:«برای دههها، سیاستگذاران آمریکایی به شکل مداوم تعهد ایدئولوژیک و ساختار قدرت عمیقاً نهادینهشده در جمهوری اسلامی را دستکم گرفتهاند. جنگ اخیر هم، قدرت جریانهای مذهبی و نظامی ایران را تقویت کرده و هیچ مرکز قدرت جایگزین قابل اتکایی باقی نگذاشته است.
دنیس راس، دیپلمات باسابقه آمریکایی میگوید: «به نظر میرسد ایرانیها ما را بهتر از آن چیزی که ما آنها را میشناسیم، درک میکنند.» از نگاه دنیس راس، ایران همچنان در حال پیشی گرفتن از واشنگتن در بازی دیپلماتیک است.
