نظام خْانْواده در اسلام
7 - استقلال مرد و زن در اسلام
آفرينش انسان برپايه آزادي جان، و براساس اسقلال در امور حيات ، و اختيار در انتخاب است . احدي حق ندارد كسي را به بردگي خود در آورد . و وي را براي خواسته هاي خود به اسارت بگيرد . سلب آزادي و حريّت ، و استقلال و اختيار از هر انساني گناه كبيره و خيانت عظيم و جيايت بزرگ است .
آزادي و اختيار واستقلال با خمير وجود انسان آميخته است، و سرشت و طبيعت آد مي با اين حقيقت آفريده شده ، آزادي واستقلال از بزرگترين نعمت هاي حق بروجود انسان ، وعاليترين منبع براي رُشد و كمال ورسيدن به مقامات عاليه ظاهري و باطني است .
از موارد بسيار مهم ظلم ستيز ي اسلام ، در همين جهت است ، اسلام با كسي كه بناي استعمار و استثمار دارد و مي خواهد انسانها ي آزاد آفريده شده را در مدار بندگي و بردگي خود قرار دهد جنگي تمام عيار دارد ، و دستورات اكيد اسلام در مسئله جهاد ، براي شكستن ِ شاخ ستم و ستمكاران است ، آنان كه به آزادي و استقلال هجوم دارند.
حرف زور شنيدن و زير بار زور رفتن ، و قبول ستم ، و آزادي و حُريّت خود را فروختن از اعظم گناهان ، و موجب دور شدن از رحمت حق ، و به خطر افتادن منافع مادي و معنويست .
اميرالمؤ منين علي ابن ابيطالب (عليه السلام )مي فرمايد:
« ايها الناس ان آدم لم يلد عبداًو لا امةً و ان الناس كُلّهم احراٌ ــ ميزان الحكمه ، ج٢، ص٣٥۱»
«اي مردم ، آدميزاده برده و كنيز به دنيا نيامده ، به حقيقت كه تمام مردان و زنان آزادند.»
بايد توجه داشت كه منظور از آزادي ، آزادي وجود انسان از قيد بردگي و عبوديت نسبت به هم نوع ، در برابرشهوات و غرائز غلط ، و آلودگي هاي اخلاقي است . انسان وقتي به دنيا مي آيد پاك و. پا كيزه ، و گوهري گرانبها ، و موجودي والا ، و آزاد از بردگي غير ، و داراي كرامت نفس ، و شرافت وجود ، ودر يك كلمه آزاد از رذائل و پليديها ، و داراي اراده و اختيار است .
آنان كه به هر عمل خلافي دست مي زنند ، وبه هر شهوت و گناهي خود را آلوده مي
كنند ، و مطـيع و فرمانـبـرهـر كسـي مي شـوند و نـام اين بي قـيدي و بي بند و باري را
آزادي ، مي گذارند برده اي جاهل ، و غلامي پست و عبدي ذليل و موجودي بيچاره اند.
اميرالمؤ منين علي ابن ابيطالب (عليه السلام )مي فرمايد:
« من ترك الـشهوات كان حُـرّ اً. »
« آنكه خواسته هاي نا مشروع را رها كند آزاداست»
اگر گفته شود ازدواج ضامن حريت و اختيار، يا موجب باز گرداندن آزادي و آزادگي به انسان است مطلبي به گزاف گفته نشده است.
با ازدواج روح خدائي رادر خود حفظ كنيم ، و مقام خلافت از جانب حق را از دستبرد شهوات و مفاسد در امان بداريم ، و بر رشد ايمان و عمل صالح خود بيفزائيم ، و نصف دين خود را دريافته و نصف ديگر آنرا با تقوا و پرهيز از مُحرّمات از آسيب نگاه داريم .
مرد در فضاي ازدواج سهيم در شكوفائي كمالات زن ، و زن شريك رشد مقامات مرد است .
زن موجودي فرزانه و لايق و قابل است ، تا جائي كه بزرگان فرموده اند موجب ظهور حقا يق در وجود مرد است ، ومرد موجودي شريف و اصيل و باكرامت است . تا جائي كه در حق او گفته اند ، باعث رسيدن زن به درجات عاليه است .
مرد در خانه بايد اُسوه و سر مشق خوبي ها براي زن ، و زن براي مرد باشد ، و هردو اُسوه حسنه و سرمشق نيكو براي فرزندان خود باشند.
پدران و مادران بايد توجه داشته باشند كه حق انتخاب هـمسـر هـمـراه با شرايط مهـمي كه اسلام عزيز فرموده با خود فرزند است.
پدر و مادر حق ندارد درمسئلۀ ازدواج دختري راكه فرزندشان نمي پسندد به او تحميل كنند ، و او را به زور وادار به ازدواج با او كنند .
همچنين پدر و مادر حق ندارند كسي را كه دخترنمي پسندد ، وي را به زور وادار به ازدواج با او كنند ، آنان در انتخاب هـمسـر از جانب حق داراي حريت و استقلال هستند.
در روايت بسيار مهمي از امام صادق (عليه السلام )دربارۀ انتخاب در ازدواج آمده :
« قال: قلت له : اريد ان اتزوج امراة و ان ابوي ارادا غيرها ، قال: تزوج التي هويت ودع التي هوي ابواك ــ بحار ، ج ۱۰۳ ص ۲۳٥»
ابن ابي يعفور مي گويد به حضرت امام صادق (عليه السلام )عرضه داشتم ، من براي ازدواج زني را انتخاب كرده ام وپدر ومادرم ديگري را انتخاب كرده اند ، تكليف من چيست ؟
« امام (عليه السلام )فـرمـود: آن را كه خودت دوست داري اختيار كن ، و آن را كه پدر و مـادر پسـنديـده انــد رها كن .»
در رسالۀ عمليه مراجع بزرگ شيعه در باب ازدواج مي خوانيم : (رساله توضيح المسائل ، آيت الله فاضل لنكراني ، ص۴١۸، مسئله ۲۲۳۶)
اگر هـمسـر مناسبي براي دختر پيدا شود و بخواهد با او شرعا" و عرفـا" كه هم كـفـو او مي باشد ازدواج كند و پدر و جـدّ پدري مانع مي شوند و سختگيري مي كنند ، در اين صورت اجازه آنان لازم نيست .
كـُفـو هم بودن از نظـر اسلام چيست؟
در شرع مقدس اسلام ، آنچه كه معين شده است ، اين است كه دختر و پسر بايد كُـفـو يكديگر باشند . و عمدۀ مسٲ له در باب كفو ، عبارت است از ايمان ، يعني هر دو مؤمن ، هر داراي تـقوا و پرهيز گاري و هردو معتقد به مباني الهي و اسلامي و عامل به آنها باشند ، اينكه تٲ مين شد ، بقيۀچيز ها اهـمـّيّتي ندارد .... وقتي تقوي و پاكدامني و طهارت دختر وپسر معلوم شد ، ساير چيز ها را خداي متعال تٲ مين مي فرمايد .
در اسلام ، ملاك اين همكاري كه اسمش زوجـيّت است، . از دين و تـقوي كه « المؤ من كفو المؤ منه و المسـلم كفو المسـلمه ــ وسائل الشيعه ، ج۲۰، ص۶٧» اين ملاك ديني است.
البته دراين زمينه ، هر كس در راه خدا جلو تر ، پيشـقـدم تر ، فداكار تر ، آگاه تر و به درد بخور تر و براي بندگان خدا نافع تر باشد ، بالا تر و بهتر است ، ممكن است زن در آن حد نباشد ، ايرادي ندارد . زن ، خودش را به سمت او بكشاند . يا زن ممكن است بالا باشد ، مرد به قدر او نباشد ، پس مرد بايد خود را به سمت او بكشاند . (مقام معظم رهبري مد ظله العالي)
بر پدران و مادران است كه هوا و هوس ، و خواسته هاي صنفي و قبيله اي خود را در ازدواج پسران و دختران خود اعمال نكنند ، كه زور گوئي در اسلام حـرام و قبول زور هم حـرام است .
مرد و زن در انتخاب كار مشروع نيز آزاد و مستقل هستند ، و محصول كار آنان از خود آنان است و مالكيت آنان بر درآمد خود يك مالكيت مشروع است ، و زن حقّي به اموال مرد جز با اجازه مرد ، و مرد حقـّي به اموال زن جز با اجازه زن ندارد ، توجه داشته باشيم كه استقلال مرد و زن بايد در تمام جوانب حيات محفوظ بماند.