خبرِ ، اسلام ستیزان ضد بشر و جنایتکار و ....
۱۴۰۴/۱۱/۲۲
نتانیاهو دروغ گفته بود توان موشکی ایران سر جایش هست
شبکه صهیونیستی کان، نخستوزیر اسرائیل را به خاطر لاف زدن درباره نابودی توان موشکی ایران، به باد انتقاد گرفت.
مجری این شبکه گفت: پس از جنگ 12 روزه، نتانیاهو مرتب تکرار میکرد توان موشکی ایران از کار افتاده، سالها به عقب برگشته و برای نسلها امنیت ما تضمین شده است. اما مطابق آنچه در خبرها آمده موجودی موشکهای ایران به روزهای قبل از جنگ برگشته است. چرا به ما گفتید برای نسلها و سالها این مسئله حل شده؟! دروغ حساب و شماره ندارد. هر ادعایی خواستید در این رابطه کردید و الان خلاف آن مشخص شده است...ماجرا این است که نخستوزیر، با عجله به واشنگتن رفته، چون از نگاه او یک «تهدید وجودی» در کار است. هدفش از دیدار با ترامپ، تأثیر گذاشتن بر روند گفتوگوهاست و تمرکز اصلی هم روی یک موضوع مشخص است: برنامه موشکهای بالستیک ایران؛ همان چیزی که امروز بیش از هر چیز اسرائیل را نگران کرده است.
میگویند نمیشود زیر سایه تهدید موشکهای بالستیک زندگی کرد و اسرائیل ناچار است این تهدید را از میان بردارد. حتی میگویند موضوع هستهای را فعلاً کنار بگذارید؛ چون طبق همه نشانهها، نتانیاهو در دیدارش با ترامپ روی موشکهای بالستیک ایران متمرکز شده است. این در حالی است که همزمان، مذاکرات میان آمریکا و ایران هم جریان دارد. تهدیدی وجودی که باید رفع شود. اما یک لحظه: مگر ما همین کار را نکرده بودیم؟
جنگ اسرائیل علیه ایران با همین هدف آغاز شد؛ عملیاتی بیسابقه که قرار بود هم به زیرساختهای هستهای ایران ضربه بزند و هم کارخانهها و توان تولید موشکهای بالستیک را نابود کند. گفته شد ایران در حال ساخت انبوهی عظیم از موشکهای بالستیک است و اسرائیل برای حذف دو تهدید مشخص وارد جنگ شد: تهدید هستهای و تهدید موشکی.
بعد به ما گفتند که به تکمیل هدفها «خیلی خیلی نزدیک» شدهایم. گفتند در عملیات ژوئن، علاوهبر برنامه هستهای، تهدید موشکهای بالستیک هم از میان برداشته شده است. حتی گفتند این پیروزی برای نسلها باقی خواهد ماند. گفتند صنعت تولید موشک ایران نابود شده و نیت ایران برای تهدید اسرائیل با دهها هزار موشک خنثی شده است.
اما همینجا تردیدها شروع شد. قبل از جنگ، ایران حدود دو هزار موشک بالستیک داشت. امروز ارزیابی در اسرائیل این است که ایران حدود هزار و هشتصد موشک بالستیک در اختیار دارد؛ یعنی تقریباً همان اعداد قبل از جنگ. پیش از جنگ، ایران حدود پانصد پرتابگر داشت. بیش از نیمی از آنها در حملات آسیب دیدند، اما همچنان صدها سایت پرتاب باقی مانده؛ هم سایتهایی که اصلاً آسیب ندیدند و هم آنهایی که بازسازی شدهاند.
واقعیت ساده نیست: هم موشکها و هم پرتابگرها، بعد از شش ماه تقریباً به همان سطح قبل از حمله بازگشتهاند. این را نه منتقدان رسانهای، بلکه خودِ دستگاه امنیتی میگوید.
در نهایت، این پرسش میماند: اگر همه چیز «برای نسلها» حل شده بود، چرا دوباره از تهدید وجودی حرف میزنند؟ اگر قرار است دوباره به نقطه قبل برگردیم، پس این وعدهها چه بود؟
نشنالاینترست: ۳۱ پایگاه آمریکا در تیررس موشکهای ایران است
محافل رسانهای غربی و عبری میگویند موشکهای قدرتمند ایران و توانایی بستن تنگه هرمز، برگهای برنده ایران و به مثابه کابوس برای اسرائیل و آمریکاست.
نشریه آمریکایی نشنالاینترست در اینباره با تأکید بر اینکه «زرادخانه موشکی ایران، کابوسی برای پایگاههای آمریکا در خاورمیانه است»، نوشت: توان موشکی ایران میتواند تهدیدی جدی برای پایگاههای نظامی آمریکا در خاورمیانه محسوب شود و محاسبات نظامی واشنگتن را تحت تأثیر قرار میدهد. ایران، با زرادخانهای از موشکهای بالستیک و پهپادهای انتحاری، پایگاههای آمریکا را در تیررس خود قرار داده است.
بر اساس گزارشهای تازه، تهران علاوهبر هزاران فروند موشک بالستیک پیشرفته، تعداد اعلامنشدهای از پهپادهای انتحاری از نوع شاهد را نیز تولید کرده است. به گفته کارشناسان، زرادخانه موشکی ایران شامل انواعی چون خرمشهر، سجیل، عماد، قدر-۱۱۰، فتح-۱، حاج قاسم، خیبرشکن است که برد آنها تا حدود 2800 کیلومتر متغیر است. این برد، دستکم ۳۱ پایگاه آمریکایی را در خاورمیانه، شمال آفریقا و اروپا در تیررس خود قرار میدهد. پایگاههایی چون «العُدید» در قطر، عارفجان در کویت و تأسیسات نیروی دریایی در بحرین، در صدر فهرست اهداف احتمالی ایران قرار دارند. همزمان، نگرانی از کاربرد انبوه پهپادهای انتحاری علیه تأسیسات آمریکا افزایش یافته است. مدلهایی چون شاهد-۱۲۹ که پیشتر نیز با نزدیک شدن به ناوگان آمریکا در خلیجفارس باعث ایجاد تنش شده بود، میتوانند در قالب «حملات اشباعی» به کار گرفته شوند. راهبردی که دهها فروند پهپاد ارزانقیمت برای اشباع سامانههای پدافندی شلیک میشوند.
از سوی دیگر و در حالی که داگلاس مکگرگور، مشاور پیشین پنتاگون تأکید کرد «موقعیتِ امروزِ ایران خیلی قویتر و قابلیتهایش به مراتب مرگبارتر و خطرناکتر است»، آوی پازنر، دیپلمات و تحلیلگر ارشد صهیونیست به شبکهi24 گفت: ایران دو کارت مهم و خطرناک روی میز دارد؛ حمله و بیثباتسازی در منطقه و بستن تنگه هرمز و مختل کردن کشتیرانی. به همین علت، اروپا بهشدت نگران جهش قیمت نفت و تبعات جنگ است.
شبکه i۲۴ همچنین گفت: ایرانیها موفق شدهاند کارخانههای موشک را بازسازی کنند، دوباره دستگاههای میکسر را تولید یا تأمین کنند؛ و تولید به هیچوجه متوقف نشده است.
شبکه 12 صهیونیستی هم گزارش داد: در حالی که سالها نگاهها در اسرائیل به سمت مسئله هستهای معطوف بود، در ایران تهدیدی موازی در حال شکلگیری بود. هزاران موشک بالستیک با بردی که به هر نقطهای از اسرائیل میرسد. ارزیابی این است که ایران با سرعتی بیشتر از آنچه پیشبینی میکردیم، خود را بازیابی کرده. در حالی که دقت افزایش مییابد و تعداد بیشتر میشود، موشکها به یک تهدید استراتژیک واقعی برای اسرائیل تبدیل شدهاند. ایران حزبالله یا حماس نیست، این راکت ۴۰ میلیمتری نیست، بلکه موشکی چند تنی است، متأسفانه آنها این توان را بازسازی کردهاند. ایهود ایلام، پژوهشگر سابق وزارت جنگ اسرائیل هم در گفتوگو با بیبیسی اذعان کرد: آمریکا در وضعیت فعلی توانایی ایجاد یک مشکل اساسی برای ایران را ندارد. تنها یک ناو هواپیمابر حضور دارد و برای کشور بزرگی مثل ایران تعداد و نوع تجهیزات کافی نیست، بنابراین توان حمله به ایران و رویارویی با این کشور وجود ندارد.
در همین حال، رسانههای عبریزبان پس از انتشار تصاویر محدود از موشک خرمشهر۴، اذعان کردهاند ایران صرفاً برد موشکهایش را افزایش نداده، بلکه وارد مرحلهای از جهش کیفی در دقت، قدرت تخریب و بقای عملیاتی شده است.
رسانههای صهیونیستی با طرح این سؤال که چرا موشک خرمشهر۴ کابوس تلآویو است؟، تصریح کردهاند که علت هراس از خرمشهر 4، «برد عملیاتی ۲۰۰۰ کیلومتر، سرجنگی سنگین تا ۱۵۰۰ کیلوگرم، دقت اصابت در حدود ۳۰ متر و زمان کوتاه اصابت (کمتر از ده دقیقه)» است و سرعت ۱۶ ماخ در خارج جو و ۸ ماخ در داخل جو، عملاً زمان هشدار جبهه داخلی اسرائیل را به حداقل میرساند.
از سوی دیگر، شبکه هندی WION گزارش داد: پیام ایران ساده است: «شما شروع میکنید، ما تمامش میکنیم.». ایران، ابزارهای متعددی در اختیار دارد تا هم اسرائیل و هم آمریکاییها را دچار یأس کند. به نظر میرسد ایران برای هر موقعیت و پایگاهی و فارغ از مسافت، موشکی در چنته دارد.
جروزالم پست: آمریکا نمیخواهد وارد جنگی پر هزینه و غیرقابل کنترل شود
روزنامه صهیونیستی میگوید؛ بازگشت آمریکا به میز مذاکره با ایران، نشاندهنده محدودیتهاست.
هرب کینون، تحلیلگر امور خاورمیانه جروزالم پست، نوشت: همزمان با بازگشت آمریکا به مسیر گفتوگو با جمهوری اسلامی، این پرسش مطرح است که چرا دولت آمریکا در مقطعی که تهران زیر فشار قرار دارد، بار دیگر دیپلماسی را جایگرین فشار حداکثری کرده است. این تصمیم، ابهامها و تناقضهای جدی به همراه دارد.
او در ادامه به پیام شش سال پیش رئیسجمهوری آمریکا در شبکه ایکس اشاره کرد (ایرانیها هیچ وقت در جنگ پیروز نشدهاند، اما هیچ وقت هم مذاکرهای را نباختهاند) و نوشت: اگر جمهوری اسلامی در مذاکره شکستناپذیر است، چرا واشینگتن به جای ادامه فشار نظامی و سیاسی، دوباره به دیپلماسی بازگشته است؟ آمریکا در ماههای گذشته بارها ایران را درباره کشتار معترضان تهدید کرد و حتی گفت «کمک در راه است.» این مواضع، این تصور را ایجاد کرد که آمریکا ممکن است فراتر از هشدارهای لفظی عمل کند. اما در عمل، پس از سرکوب اعتراضات، تمرکز آمریکا به تدریج از خیابانهای ایران به میز مذاکره بازگشت. این چرخش بیش از آن که نشانه تغییر نگاه به ماهیت جمهوری اسلامی باشد، بازتاب محدودیتهای راهبردی واشینگتن است. دولت آمریکا تمایلی به ورود به یک جنگ پر هزینه و غیر قابل کنترل در خاورمیانه ندارد. در چنین وضعیتی، دیپلماسی، به عنوان کمهزینهترین مسیر، دوباره در دستور کار قرار گرفت.
این دیپلماسی بار دیگر به پرونده هستهای تقلیل یافته است؛ موضوعی فنی و قابل مذاکره که تهران نیز تنها حاضر است درباره آن گفتوگو کند. بازگشت تمرکز به سانتریفیوژها و غنیسازی، در حالی که سرکوب مخالفان از دستور کار خارج شده، این نگرانی را ایجاد کرده که ایران از دل یکی از خونینترین بحرانهای داخلی، با نوعی بازسازی سیاسی و اقتصادی بیرون بیاید. بازگشت آمریکا به میز مذاکره بیش از آن که نشانه قدرتنمایی باشد، قمار سیاسی پرخطری است؛ که اگر به توافقی محدود و بدون توجه به رفتار داخلی و منطقهای تهران منجر شود، میتواند به تقویت حکومت ایران بینجامد.
طوری نشده فقط یک تودهنی بزرگ خوردند(!)
در حالی که رسانههای بینالمللی، راهپیمایی باشکوه 22 بهمن در شهرهای مختلف از جمله تهران را به شکل گسترده بازتاب دادند، برخی رسانههای معاند و فارسی زبان، به سانسور این رویداد بزرگ پرداختند.
دیروز شبکهها و خبرگزاریهای بسیاری، مانند رویترز و الجزیره ترجیح دادند تا قدرتنمایی دهها میلیونی ملت ایران در مقابل تهدیدات نتانیاهو و ترامپ را به طور مسقیم پخش کنند. در این گزارشها، علاوه بر انبوه جمعیت راهپیمایان، موشکها و پهپادهای نقطه زن، و تابوتهای نظامیان شرور صهیونیست و آمریکایی خودنمایی میکرد.
رسانههای عربی با پوشش راهپیماییهای ۲۲ بهمن در سرتاسر ایران، بر حضور میلیونی مردم، حمایت بیدریغ از رهبری و انقلاب اسلامی و پیامهای روشن سیاسی آنها تأکید کردند.
شبکههای عربی منطقه از جمله المیادین، المنار، العهد، العربی، قدس و روسیا الیوم، با پوشش خبری گسترده، راهپیماییهای مردم ایران در
۲۲ بهمن را نمایش انسجام ملی و وفاداری به اهداف انقلاب اسلامی دانستند.
شبکه العهد عراق گزارش داد: میلیونها ایرانی در سراسر این کشور چهل و هفتمین سالگرد پیروزی انقلاب اسلامی را گرامی داشتند. این مراسم با نمایش شمار زیادی از موشکها همراه بود.
شبکه المسیره هم تاکید کرد: مردم ایران با حضور گسترده در راهپیماییهای چهل و هفتمین سالگرد انقلاب، بار دیگر با اصول انقلاب اسلامی تجدید پیمان کردند. ایران موشکهای فاتح ۱۱۰، حاج قاسم و فتح را به نمایش گذاشت.
المسیره افزود: این صرفا یک جشن نبود؛ حضور امروز ایرانیها در شرایط حساس منطقه، پیام سیاسی روشنی دارد. جمعیت زیادی در خیابانهای ایران به نمایش بسیج مردمی پرداختند و این، نشاندهنده حضور و اراده مستحکم مردم است.
شبکه فرانس 24 با انتشار گزارش تصویری از این رویداد، راهپیمایی
22 بهمن را نمایش وحدت ملی و حضور فعال مردم ایران در یکی از مهمترین مناسبتهای سیاسی کشور ارزیابی کرد.
شبکه خبری الجزیره، راهپیمایی 22 بهمن را حماسهای ملی و نماد وحدت ملت ایران توصیف کرد و نوشت: میلیونها ایرانی با حضور در خیابانها، حمایت خود از انقلاب اسلامی و نظام جمهوری اسلامی را به نمایش گذاشتند.
خبرگزاری آمریکایی آسوشیتدپرس در گزارشی با اشاره به حضور گسترده مردم در تهران و دیگر شهرها، این راهپیمایی را نمایش همبستگی ملی و حمایت از جمهوری اسلامی دانست.
خبرگزاری اسپوتنیک روسیه هم گفت: میلیونها ایرانی ۴۷ سالگی پیروزی انقلاب را جشن گرفتند. بر اساس گزارشها و ویدئوهای منتشرشده، جمعیت گستردهای در شهرها و استانهای مختلف کشور در این راهپیمایی حضور یافتهاند.
شبکههای BFMTV و LCI فرانسه نیز با پخش تصاویر زنده، از برگزاری راهپیمایی گسترده در چهلوهفتمین سالگرد انقلاب ایران خبر دادند و با اشاره به فشارهای واشنگتن گفتند ایران با این راهپیمایی نشان داد تضعیف نشده است.
شبکه روسی «راشاتودی» هم گزارشی از راهپیمایی ۲۲ بهمن مردم ایران را منتشر کرد.
با وجود بازتاب گسترده راهپیمایی 22 بهمن در رسانههای مهم بینالمللی، برخی رسانههای بدنام معاند و فارسی زبان مانند بیبیسی و اینترنشنال و دویچه وله، اصول بیطرفی و اطلاعرسانی رویدادهای مهم را کنار گذاشتند و به سانسور مطلق قدرتنمایی ملت ایران پرداختند. اینها همان رسانههای وابسته به یگان عملیات روانی آمریکا و اسرائیل و انگلیس بودند که اغتشاشات چند ده نفره یا چند صد نفره اغتشاشگران جنایتکار و اشرار تروریست را «ملت ایران» جا زده بودند و حالا که از خود ملت ایران تودهنی جانانه خورده بودند، ترجیح دادند صورت سیلیخورده خود را به سمت دیگری بچرخانند و چنین القا کنند که طوری نشده است!
پولپاشی امارات اینبار در اتیوپی رویترز: هدف آموزش تروریستهای سودانی
منابع آگاه به «رویترز» گفتهاند اتیوپی، با پشتیبانی مالی امارات، پایگاهی محرمانه برای آموزش نیروهای «واکنش سریع» سودان ایجاد کرده است، اقدامی که میتواند دامنه جنگ سودان را گسترش دهد.
خبرگزاری «رویترز» گزارش داد، اتیوپی میزبان یک اردوگاه پنهانی برای آموزش هزاران نیروی وابسته به «نیروهای واکنش سریع» سودان است، گروهی شبهنظامی که در سودان درگیر نبرد مستقیم با ارتش این کشور است و حمایت همهجانبه امارات را دارد که در سودان به دنبال طلا و زمین است! براساس گزارش «ایسنا»، این اردوگاه نخستین مدرک روشن از دخالت مستقیم اتیوپی در جنگ
داخلی سودان است، رخدادی که میتواند تحولی خطرناک تلقی شود،
زیرا در شرایط شدت گرفتن نبردها در جنوب سودان، امکان تأمین شمار
زیادی نیروی تازهنفس برای تروریستها را فراهم میکند. هشت منبع
مطلع، از جمله یک مقام بلندپایه دولت اتیوپی، به رویترز گفتهاند امارات هزینه ساخت این اردوگاه را پرداخته و افزون بر آن، مربیان نظامی و پشتیبانی لجستیکی در اختیار این پایگاه قرار داده است.
روزنامه اقتصادی کالکالیست نوشت: اقتصاد اسرائیل زیر فشار سنگین هزینههای نظامی و تهدیدهای منطقهای خم شده و زیان سالانه این رژیم، قابل پنهان کردن نیست.
به گزارش خبرگزاری فارس؛ تازهترین آمارهای اقتصادی اسرائیل نشان میدهند که وضعیت مالی این رژیم همچنان شکننده باقی مانده است.
دولت اسرائیل در ماه گذشته میلادی مازاد بودجه ثبت کرده است؛ یعنی درآمدها بیشتر از هزینهها بودهاند اما بررسی کل سال نشان میدهد که کسری مالی سالانه هنوز رو به افزایش است و اکنون حدود چهار و 9 دهم درصد از تولید ناخالص داخلی گزارش شده. به بیان سادهتر این یعنی دولت برای هر ۱۰۰ واحد پولی که اقتصاد اسرائیل تولید میکند، حدود پنج واحد کم آورده و مجبور شده برای جبران این کمبود، یا قرض بگیرد یا منابع خود را از آینده برداشت کند.
مقایسه با سال گذشته نشان میدهد که کسری مالی در سال قبل حدود چهار و هفت دهم درصد از تولید ناخالص داخلی بوده و اکنون با وجود درآمدهای خوب ماه گذشته یعنی ژانویه، همچنان رو به افزایش بوده است.
به نوشته گزارش روزنامه عبری اقتصادی کالکالیست، در ژانویه، درآمدهای دولت اسرائیل حدود 59 میلیارد و 700 میلیون شِکل (حدود ۱۹ میلیارد دلار)
بوده است. این رقم بالاترین درآمد ماهانه از ژانویه ۲۰۲۵ تاکنون به حساب آمده است، اما تحلیلگران هشدار دادهاند که این رقم فقط ظاهر وضعیت را بهتر نشان داده و تصویر واقعی از اقتصاد شکننده اسرائیل را پنهان کرده است، چرا که هنوز بودجه رسمی تصویب نشده و دولت با بودجه موقت اداره شده است.
واقعیت غیرقابل کتمان اسرائیل
هزینههای دولت اسرائیل در همان ماه ژانویه حدود 42 و هشت دهم میلیارد شِکل (حدود
13 و هفت دهم میلیارد دلار) بوده است؛ به عبارت دیگر این میزان حدود هشت میلیارد شِکل کمتر از ژانویه سال گذشته بوده است، یعنی دولت توانسته کمتر خرج کند، اما دلیل آن محدودیت در خرج کردن با بودجه موقت بوده است، نه کاهش واقعی نیازهای مالی.
به همین دلیل، با وجود ثبت مازاد حدود 16میلیارد و 900 میلیون شِکل (معادل پنج و چهار دهم میلیارد دلار)، این مازاد نسبت به ژانویه سال گذشته حدود شش میلیارد شِکل کمتر بوده است. سال گذشته مازاد ژانویه نزدیک به 22 و هشت دهم میلیارد شِکل گزارش شده بود.
بودجه موقت اجازه میداده دولت ماهانه تا 50 میلیارد و 500 میلیون شِکل خرج کند، اما عملاً تنها 42 و هفت دهم میلیارد شِکل خرج شده است، که نشاندهنده اختلال در نظم مدیریت منابع مالی به حساب
آمده است. اما مشکل اصلی این است که این دادههای مثبت ماهانه، وضعیت واقعی اقتصاد را پنهان کردهاند. کسری مالی سالانه چهار و 9 دهم درصدی نشاندهنده تداوم تضعیف اقتصاد و شکنندگی بودجه بوده است. یکی از دلایل اصلی این بحران، هزینههای ناشی از جنگ غزه و تنشهای نظامی با ایران بودهاند.
هزینههای سنگین نظامی در سالهای اخیر، به ویژه درگیریهای غزه، بار مالی زیادی بر بودجه تحمیل کرده و بخش بزرگی از منابع مالی را به خود اختصاص داده است. برای مثال، در سالهای اخیر اسرائیل بیش از ۳۰ میلیارد دلار صرف جنگ غزه کرده و این هزینه برابر با تقریباً نیمی از درآمد سالانه دولت بوده است.
تحلیلهای این روزهای رسانههای عبری نشان میدهند که ادامه تنشها با ایران و تهدید به درگیری نظامی، فشار مالی بر دولت را بیشتر کرده و احتمال افزایش کسری بودجه در ماههای آینده وجود داشته است.
جنگها و تنشهای منطقهای باعث کاهش رشد اقتصادی، محدود شدن سرمایهگذاری و اختلال در بخشهای تولیدی و خدماتی اسرائیل شدهاند و در نتیجه منابع درآمدی دولت کاهش یافتهاند.
به همین دلیل، مازاد ماه ژانویه تنها ظاهر مثبت اقتصاد را نشان داده است و نتوانسته واقعیت کسری بودجه و وضعیت شکننده مالی اسرائیل را پنهان کند.
درگیریها و تهدیدهای نظامی علاوهبر فشار مالی، باعث افزایش هزینههای دفاعی، کاهش ارزش پول و افزایش استقراض دولت شدهاند، که همه اینها کسری بودجه را بیشتر کرده است.
بنابراین وضعیت مالی اسرائیل نشان میدهد که حتی با ثبت مازاد ماهانه، کسری سالانه بالا باقی مانده و اقتصاد تحت فشار جدی قرار دارد.
از طرفی بدون اصلاحات ساختاری و مدیریت دقیق بودجه، بحران مالی ادامه خواهد داشت و تنشهای منطقهای به ویژه جنگ غزه و سایه رویارویی با ایران میتواند اقتصاد این رژیم را بیش از پیش آسیبپذیر کند.
اعتراف روزنامه آمریکایی به ترس ترامپ از توقیف نفتکشهای ایرانی
روزنامه والاستریت ژورنال گزارش داد که دولت آمریکا از توقیف نفتکشهای ایرانی به دلیل نگرانی از واکنش متقابل ایران و تبعات آن بر بازار جهانی نفت، منصرف شده است.
به گزارش خبرگزاری فارس؛ روزنامه آمریکایی «والاستریت ژورنال» اخیرا گزارش داد که دولت «دونالد ترامپ» رئیسجمهور آمریکا، موضوع توقیف نفتکشهای ایرانی را بهعنوان ابزاری برای وادار کردن تهران به دستیابی به توافق، مورد بررسی قرار داده است اما نسبت به پیامدهای احتمالی
این اقدام و تأثیر آن بر بازارهای جهانی نفت ابراز نگرانی کرده است.
این روزنامه مدعی شد که دولت ترامپ در حال حاضر از اجرای گزینه توقیف نفتکشهای ایرانی خودداری کرده است.
والاستریت ژورنال افزود: «در صورت اقدام آمریکا به توقیف نفتکشهای ایرانی، احتمال دارد ایران در واکنش، نفتکشهایی را که حامل نفت متحدان آمریکا در منطقه هستند توقیف کند یا حتی در تنگه هرمز مینگذاری انجام دهد.» تنگهای که بنا به گفته این روزنامه آمریکایی تا ۲۵ درصد از عرضه جهانی نفت از آن عبور میکند. این روزنامه تأکید کرد که هر یک از این سناریوها، چه توقیف نفتکشهای ایرانی از سوی آمریکا و چه اقدام متقابل علیه نفتکشهای آمریکایی یا متحدان واشنگتن، میتواند به افزایش شدید قیمت نفت منجر شود و برای کاخ سفید پیامدهای سیاسی گستردهای به همراه داشته باشد.
بر اساس این گزارش، تردد دریایی در تنگه هرمز تاکنون تحت تأثیر قرار نگرفته است. با این حال وزارت حملونقل آمریکا به تازگی به کشتیهای تجاری درباره آنچه «تهدیدهای ایران در تنگه هرمز» خوانده، هشدار داده است.
این وزارتخانه مدعی شده است که کشتیها «همواره در معرض خطر بازجویی، بازرسی، توقیف یا مصادره از سوی نیروهای ایرانی بودهاند» و به آنها توصیه کرده با ارتش آمریکا هماهنگ باشند.
والاستریت ژورنال همچنین گزارش داد که ایالات متحده از ماه دسامبر گذشته (دی ماه) کارزاری را برای توقیف نفتکشهای مرتبط با ونزوئلا در چارچوب آنچه «ناوگان پنهان» خوانده میشود آغاز کرده و گسترش این کارزار میتواند شامل نفتکشهای مرتبط با ایران نیز بشود تا به گفته این روزنامه، بر مهمترین منبع درآمد تهران فشار وارد شود. در پایان این گزارش آمده است که چین بزرگترین واردکننده نفت ایران به شمار میرود و با کاهش دسترسی به نفت ارزان ونزوئلا، اهمیت عرضه نفت ایران برای پکن افزایش یافته است.