.jpg)
به موازات حفظ حاکمیت ایران در تنگه هرمز، فعالسازی کارت «بابالمندب» در کنار انهدام زیرساختهای حیاتی رژیم صهیونیستی و متحدان منطقهای ترامپ چاشنی انفجاری است که تاجر کاخ سفید را خیلی زود به محاسبه و زانو زدن وادار خواهد کرد.
معادله جنگ بین ما و آمریکای تروریست به نقطه «تصاعد هندسی شلیکها» رسیده است. در پی اقدامات تجاوزکارانه پنتاگون علیه برخی از تاسیسات زیرساختی کشورمان، اکنون این نه طرحهای روی کاغذ ژنرالهای واشنگتن، بلکه واقعیت مقتدرانه «موازنه آسیبپذیریها» است که مرزهای نبرد را ترسیم میکند؛ معادلاتی که به وضوح نشان میدهند ابتکار عمل در دستان تهران قرار دارد.
اعلام صریح قرارگاه مرکزی خاتمالانبیا(ص) مبنی بر اینکه «پاسخ زیرساخت را با زدن زیرساخت میدهیم»، یک دکترین عملیاتی است که اجرای فاز نخست آن در روز گذشته (جمعه ۲۶ تیرماه ۱۴۰۵)، هفت کشور میزبان اشغالگران آمریکایی از جمله پایگاههای عینالاسد عراق، العدید قطر، ناوگان پنجم بحرین و آشیانههای پهپادی کویت را به جهنمی از آتش موشکی و پهپادی تبدیل کرد. ارتش متجاوز آمریکا با حمله به زیرساختها، گمان میکرد تهران را در تنگنا قرار میدهد، اما عملاً بزرگترین خطای فرمول استراتژیک خود را مرتکب شد؛ رونمایی از بانک اهدافی که شریانهای حیاتی واشنگتن و متحدان باجبگیرش در منطقه هستند.
تاجرپیشه کاخ سفید با چهار مسئله مهم «قیمت نفت»، «تلفات بالای نظامیان»، «زدن ناوها و هواپیماها» و «هدف قرار گرفتن مستقیم اسرائیل» روبهروست؛ مواردی که اگر تهران روی آنها تمرکز کند، ترامپ ناچار است ماستهایش را یکجا کیسه کند و به قواعد جدید بازی تن دهد!
از جبلعلی تا ینبع شریانهای لجستیک آمریکا زیر خط پرگار موشکی
خطای محاسباتی پنتاگون و دونالد ترامپ در راهبرد تهاجم محدود به تاسیسات ما، نقشه راه و بانک اهداف روشنی را پیش روی دستان پولادین نیروهای مسلح جمهوری اسلامی ایران گذاشت. منطق جنگ حکم میکند بنادر تجاری، پلهای استراتژیک و شریانهای حیاتی بازیگرانی که اسناد همپیمانی و تدارکاتی آنها با فرماندهی تروریستی سنتکام رو شده است، بدون فوت وقت زیر ضربات سنگین بروند. از این پس، عباراتی نظیر «بندر»، «کریدور» و «پل»، دقیقاً خطوط مقدم یک نبرد متقارن و همهجانبه به شمار میروند. پاسخ ایران، نه در شعار، که در ترازوی موازنه آسیبپذیریها رقم خواهد خورد؛ جایی که برتری با کشوری است که خطوط مواصلاتی دشمن را بهتر میشناسد و ارادهای آهنین برای فروپاشی آنها دارد. بررسی دقیق بانک اهداف فعالشده نشان میدهد شبکه بنادر و گلوگاههای کلیدی منطقه، مستقیماً تاوان همراهی با کاخ سفید را خواهند داد.
در صدر این زنجیره، بندر جبلعلی امارات به عنوان بزرگترین هاب کانتینری غرب آسیا با ظرفیت نزدیک به ۱۹ میلیون TEU قرار دارد؛ شاهرگی حیاتی که با میزبانی سالانه از بیش از ۲۰۰ ناو جنگی، پرمصرفترین بندر خارجی برای نیروی دریایی ایالات متحده محسوب میشود و مرکز اصلی انتقال کالا و تجهیزات نظامی به پایگاههای منطقه است. یک جرقه در این هاب، بازرگانی امارات را به عصر پیش از نفت پرتاب کرده و علاوه بر اختلال در زنجیره تأمین آمریکا، کریدور رقیب IMEC را در نقطه اتصال هند به خلیجفارس قطع میسازد.
متمم این استراتژی، ضربه به شاهرگ انرژی عربستان یعنی بندر صنعتی ملک فهد در ینبع ساحل دریای سرخ است؛ پایگاهی که نقطه اتکای آلسعود برای دور زدن تنگه هرمز و ارسال نفت به بازارهای جهانی بود تا بار صادرات روزانه ۷ میلیون بشکهای نفت ریاض (ثبت شده در بهمن ۱۴۰۴) را به دوش بکشد، اما اکنون در تیررس مستقیم موشکهای بالستیک ایران، به بنبست استراتژیک غربیها بدل خواهد شد. همزمان بندر مینا سلمان بحرین به عنوان مقر اصلی ناوگان پنجم آمریکا، بندر الشعیبه و کمپ عریفجان کویت به عنوان گره لجستیکی زمینی و بندر حمد قطر زیر ضربه خواهند رفت.
علاوه بر بنادر، فعالسازی بانک اهداف برای قطع دالانهای ارتباطی متحدین آمریکا و رژیم صهیونیستی شامل فهرستی از ۹ پل استراتژیک منطقه است که فلجشدن آنها لجستیک دشمن را نابود میکند. پل ۳۶ کیلومتری شیخ جابر الاحمد الصباح کویت به عنوان یکی از طولانیترین پلهای دریایی جهان و مسیر اصلی اتصال به شمال این کشور، پل ۲۵ کیلومتری ملک فهد به عنوان محور حیاتی ارتباط زمینی میان عربستان و بحرین، و سازههای کلیدی ابوظبی نظیر پل شیخ خلیفه به طول ۱۴۰۰ متر، پل شیخ زاید به طول ۸۴۲ متر و پل تاریخی المقطع، مستقیماً زیر خط پرگار موشکی ایران قرار دارند.
همچنین پلهای راهبردی اردن همچون پل آلنبی (ملک حسین) به طول ۸۰ متر و پل دامیا (آدام) به طول ۱۲۰ متر در دره اردن که کرانه باختری را متصل میکنند، به همراه پل ۴۲۵ متری جسر عبدون در امان، ظرفیت ترانزیتی محور سازش را کور خواهند کرد.
چاشنی انفجار پاشنه آشیل ترامپ در اراضی اشغالی
سرانجام، این موازنه وحشت به بندر حیفا و پل آریک به طول ۸۰ متر روی رود اردن در شمال سرزمینهای اشغالی متصل میشود. بیش از ۹۰ درصد تجارت خارجی رژیم صهیونیستی از طریق دریا انجام میشود و بندر حیفا به عنوان دروازه اتصال غرب آسیا به اروپا، نقش محوری در طرح کریدوری IMEC دارد. عملکرد کانتینری این بندر که پس از طوفانالاقصی از حدود ۳ میلیون TEU به کمتر از ۷۴۰ هزار TEU سقوط کرد، نشان از شکنندگی شدید آن دارد. ایران با هدف قرار دادن حیفا و بنادر و پلهای لجستیکی همسایگان، عملاً کریدور رقیب را در گلوگاه پایانی خود مسدود کرده و طرح راهآهن صلح و پیمان ابراهیم را برای همیشه بیاثر میسازد.
از سویی، ساختار انرژی صهیون به شدت منزوی و وابسته به واردات روزانه ۲۶۷ هزار بشکه نفت از بنادر عسقلان، حیفا و اشدود است که انهدام آنها، توان نظامی ارتش تروریست اسرائیل را قفل میکند. همزمان، وابستگی ۷۰ درصدی برق رژیم به میادین گازی لویاتان، تامار و کاریش، پاشنه آشیل دیگر آنهاست؛ شلیک به این سکوها مضاف بر قطع زنجیره تولید شرکتهای بزرگ برق IEC، دالیا و او.پی.سی، تصفیهخانههای نمکزدایی آب شرب را تعطیل، مراکز داده هوش مصنوعی را نابود و صنایع پدافندی رافائل و البیت را کاملاً فلج خواهد کرد. این فوران آسیبپذیری، ترامپ را پیش از نتانیاهو به غلط کردن میاندازد.
دستان بسته ترامپ
تحلیلگران بینالمللی و رسانههای جریان اصلی غرب نیز به بنبست قمارباز اعتراف دارند. نشریه انگلیسی اکونومیست اخیراً در تحلیلی با عنوان «دستان بسته ترامپ در تنگه هرمز» صراحتاً فاش کرد که رئیسجمهور آمریکا هیچ گزینه معتبر و کارآمدی برای بازگشایی این آبراه و مهار ایران در اختیار ندارد. اکونومیست تأکید میکند که لفاظیهای ترامپ توخالی است؛ چرا که حتی اگر آمریکا دست به بمباران مقطعی بزند، ایران به دلیل برخورداری از موشکها و پهپادهایی با برد بیش از ۱۰۰۰ کیلومتر، قادر است از عمق خاک خود، کل پهنه خلیجفارس و دریای عمان را مدیریت کند.
به اذعان این نشریه، بیش از ۳۰۰ حمله آمریکا در طول پنج شب نتوانسته رفتار تهران را تغییر دهد و شب شصتم نیز تفاوتی ایجاد نخواهد کرد.
امروز واقعیت میدان، خود را در آمارها تحمیل میکند: طبق آمارهای رسمی شرکتهای ردیابی کشتی مانند کلپر و ویندوارد، جریان خروج نفت از تنگه هرمز به پایینترین سطح خود در هفتههای اخیر رسیده و به میانگین ۱۰روزه تاملبرانگیز ۷.۵ میلیون بشکه در روز (یعنی تقریباً نصف اوج اواخر ژوئن) سقوط کرده است.
علاوه بر این، بر اساس گزارش اداره اطلاعات انرژی آمریکا (EIA)، حجم ذخایر اضطراری به رقم وحشتناک ۳۱۹.۵ میلیون بشکه کاهش یافته که پایینترین سطح ازآوریل ۱۹۸۳ (۴۳ سال گذشته) است؛ یعنی فاصهای ۴۰۵ میلیون بشکهای با حداکثر ظرفیت (۷۱۳.۵ میلیون بشکه) که نشان میدهد ترامپ عملاً بدون بنزین وارد مسابقه سرعت با ایران شده است!
حتی جان مرشایمر، تئوریسین بزرگ روابط بینالملل نیز اعتراف میکند: «در نردبان تشدید تنش، این ایران است که دست بالا را دارد. ایران توان تحمل حجم عظیمی از فشار را دارد و آمریکا ناچار به توقف جنگ هوائی خواهد شد.»
کارت استراتژیک بابالمندب
آمریکا و متحدانش باید بدانند هر غلط اضافی، با فاکتور سنگین و پرهزینهای تسویه میشود. اگر ترامپ جنایتکار بخواهد به لجاجت بر سر حمله به زیرساختهای ایران ادامه دهد، تهران نه تنها خلیج فارس، بلکه دریای سرخ را برای او و هم کاسههایش جهنم خواهد کرد. فعال شدن کارت استراتژیک انسداد تنگه بابالمندب در کنار تنگه هرمز، یعنی قطع همزمان دو آبراه از شاهرگ مواصلاتی انرژی جهان. در این موازنه وحشت، قمارباز به خوبی میداند که نه تابآوری اقتصادی تحمل نفت بالای ۱۲۰ دلار را دارد، نه ذخایر ته کشیده نفت، توان کنترل بازار را داراست و نه افکار عمومی آمریکا جنازههای سربازان سنتکام را در آستانه انتخابات برمیتابد. وقت آن است که به اتاق فرمان غربیها تفهیم شود: «زیرساخت در برابر زیرساخت». اگر دست از پا خطا کنید، ماشین جنگی صهیونیستی-آمریکایی در منطقه بدون سوخت و سیگنال، زانو خواهد زد.