به وب سایت مجمع هم اندیشی توسعه استان زنجان خوش آمدید
 
منوی اصلی
آب و هوا
وضعیت آب و هوای زنجان
آمار بازدیدها
بازدید امروز: 4,892
بازدید دیروز: 10,693
بازدید هفته: 4,892
بازدید ماه: 139,521
بازدید کل: 25,750,082
افراد آنلاین: 50
اوقات شرعی

اوقات شرعی به وقت زنجان

اذان صبح:
طلوع خورشید:
اذان ظهر:
غروب خورشید:
اذان مغرب:
تقویم و تاریخ
شنبه ، ۱۶ فروردین ۱٤۰٤
Saturday , 5 April 2025
السبت ، ۷ شوّال ۱٤٤۶
فروردین 1404
جپچسدیش
1
8765432
1514131211109
22212019181716
29282726252423
3130
آخرین اخبار
سال افتخار ۱۴۰۳/۱۲/۲۷ ۰۳/۱۲/۲۸
(48 بازدید)


نگاهی مستند به بزرگ‌ترین جنایت‌جنگی انگلستان در ایران( ۱۲) - ایران بزرگ‌ترین قربانی جنگ جهانی اول ۲۲ / ۱۲/ ۱۳
نگاهی مستند به بزرگ‌ترین جنایت‌جنگی انگلستان در ایران - ۱۲

ایران بزرگ‌ترین قربانی جنگ جهانی اول

Image result for ‫بزرگ‌ترین جنایت‌جنگی انگلستان در ایران‬‎

 

Image result for ‫ایران بزرگ‌ترین قربانی جنگ جهانی اول‬‎


قحطی بزرگ 1919-1917
گزارش مستند
خشکسالی در 1925 سبب این نگرانی شد که مبادا رویدادهای 1918-1917 تکرار شود و این مسئله والس اس. ماری، شارژدافر آمریکایی را بر آن داشت بنویسد: «ظاهراً اوضاعی مانند آنچه در 18-1917 رخ داد ایران را دست کم تهدید می‏‏کند. در آن زمان در اثر خشکسالی و از میان رفتن محصولات ‏‏به دست ارتش‏های ‏‏مهاجم، قحطی ایران را فراگرفت و آن طور که برآورد می‌شود یک سوم جمعیت ایران را از میان برد.» همان طور که در ادامه در فصل چهارم بیان می‏‏شود جمعیت ایران بلافاصله بعد از قحطی در 1919 بر اساس منابع آمریکایی و انگلیسی حدود 10 میلیون نفر بوده است. بنابراین معنای حرف ماری این است که پنج میلیون ایرانی در اثر قحطی و مرض جان باخته‏اند. باورش بر من سخت بود. با این اعتقاد که اظهارات ماری در 1925 ‏‏باید نادرست باشد، اسناد وزارت خارجه آمریکا درباره ایران در زمان جنگ جهانی اول را به دقت بررسی کردم. این اسناد غنی هستند و پیش از این مورد استفاده قرار نگرفته‌اند. من دریافتم اظهارات ماری درباره این که ایران یک سوم جمعیت خود را از دست داده برآوردی کمتر از واقعیت بوده است. واقعیت حتی بدتر از این بوده است. تحلیل ارقام جمعیتی موجود نشان می‌دهد 10-8 میلیون نفر و شاید بیشتر، جان باخته‏‏اند، و ایران بزرگترین قربانی جنگ جهانی اول بوده و فاجعه‏‏ای در این ابعاد بعد از گذشت یک قرن هنوز ناشناخته است. در این فصل نخست گزارشی مستند درباره قحطی و دوران بروز آن ارائه می‏‏شود. منابع اصلی مورد استفاده اسناد وزارت خارجه آمریکا و گزارش‌های روزنامه‏های ‏‏آن عصر است. همچنین یادداشت‏های ‏‏روزانه شماری از شاهدان ایرانی که مشاهدات خود را در روزنگاشته‏های ‏‏خود ثبت کرده‏‏اند، مورد استفاده قرار گرفته است. منابع «دست دوم» شامل خاطرات و مشاهدات افسران انگلیسی در ایران است که سودمندترین آنها به سرلشگر ال. سی. دنسترویل، فرمانده نیروهای انگلیسی در غرب و شمال ایران در 1918، سرگرد ام. اچ داناهو، افسر اطلاعات مأمور در دنسترفورس، و سرلشگر سر پرسی سایکس، فرمانده قوای شمال ایران در 1919-1916 تعلق دارد. با توجه به این که این گزارش‌ها توسط شاهدان و دست‌اندرکاران دست اول بلافاصله بعد از جنگ نوشته شده، این منابع «دست دوم» نیز در واقع منابع دست اول محسوب می‏‏شود. دیگر پژوهش مهم، گزارش سرلشگر دبلیو. ئی. آر. دیکسون از نیروی اشغالی شرق ایران در 1919-1918 است.
آغاز کمبود ارزاق، پاییز 1916
کنسول آمریکا در تهران، رالف اچ. بیدر نه ماه بعد از آغاز جنگ در اروپا و شش ماه بعد از تهاجم انگلیس و روسیه به ایران، در 20 می 1915 اوضاع ارزاق و مایحتاج عمومی در ایران را گزارش می‏‏دهد. بیدر تأثیر جنگ بر قیمت‏های ‏‏محصولات وارداتی و داخلی را چنین شرح می‌دهد: «با آغاز خصومت‏ها ‏‏در اروپا در اوت گذشته، واردات به ایران عملاً قطع شده است. بنابراین قیمت اقلام خارجی بسیار افزایش یافته است. در عین حال قیمت اقلام داخلی افزایش داشته است. اقلام داخلی چون گوشت گوسفند، گوشت گوساله، آرد ایرانی، مرغ، تخم مرغ، و میوه افزایش قیمت نداشته است. قیمت برنج که در زمین‏های ‏‏پست حاشیه دریای خزر کشت می‏‏شود، به ازای هر پوند از 5 سنت به 6 سنت؛ قیمت هر پوند شکر از 8 سنت به 10 سنت؛ هر پوند قهوه از 30 سنت به 50 سنت؛ چای از 48 سنت به 80 سنت؛ و هر پوند آرد اروپایی از 7 سنت به 12 سنت افزایش یافته است.» بیدر آنگاه چنین نتیجه می‏‏گیرد: «از موارد بالا روشن است که هزینه زندگی برای جمعیت بومی، که قوت غالبشان گوشت گوسفند، برنج و نان گندم است افزایش اندکی داشته است، در حالی که هزینه زندگی خارجی‌ها ‏‏که بیشتر اجناس وارداتی از اروپا را مصرف می‏‏کنند، 30 تا 40 درصد افزایش داشته است. موجودی کالاهای اروپایی در دسترس تدریجاً در حال مصرف است و انتظار می‏‏رود هزینه زندگی افزایش بیشتری یابد.»به این ترتیب روشن است که نه ماه پیش از آغاز جنگ در اروپا، چهار ماه بعد از اشغال مجدد تبریز به دست روس‏ها ‏‏و اشغال اهواز به دست انگلیسی‌ها، ارزاق و آذوقه به اندازه کافی وجود داشته است. از آن پس اوضاع رو به وخامت می‏‏گذارد.
همان‌طور که در فصل دو اشاره شد، در آوریل 1915، انگلیسی‌ها بعد از شکست ترک‏ها ‏‏در شعیبه در حوالی بصره، از عراق به سوی خوزستان یورش بردند و به سرعت خوزستان و میدان‏های ‏‏نفتی را اشغال کردند. همچنین در می‏‏1915، روس‏ها ‏‏در انزلی گیلان نیرو پیاده کردند و به سوی تهران حرکت کردند. در ژوئن 1915، روس‏ها ‏‏از تبریز به سمت جنوب حرکت کردند و ارومیه و بیشتر آذربایجان را اشغال کردند. گزارشی در روزنامه رعد با تاریخ 5 اکتبر 1915 (شماره 10) و با عنوان «درباره اوضاع نان»، به کمبود نان در پایتخت اشاره دارد. در این مقاله گزارش شده که محمدخان، که اخیراً به جای متین‌السلطنه به ریاست اداره خبازخانه منصوب شده به منظور اعتراض به بی‏عملی دولت در امور نان از رفتن به محل کارش خودداری کرده است. در همین شماره این روزنامه گزارش شده که وزیر مالیه به عوامل خود در اقصی نقاط کشور تلگرام زده تا برای تهران غله ارسال کنند و این غله در راه است. در رعد 24 اکتبر 1915 (شماره 25)، گزارش شده که دبیرالملک، حاکم تهران، وزیر مالیه را فراخوانده و بر وخامت اوضاع ارزاق و آذوقه تأکید کرده و از وی خواسته است اقدامات فوری برای جلوگیری از قحطی و گرسنگی در تهران به عمل آورد. در رعد 13 دسامبر 1915 (شماره 60)، گزارش شده با وجود خرید گندم از سوی دولت در ولایات، مأموران وزارت مالیه در مناطق مختلف مانع حمل آن به تهران شده‏اند. با وجود این، روزنامه به مردم اطمینان می‏‏دهد که انبارها پر است و برای ارزاق هیچ بحرانی پیش روی نیست.
در پاییز 1915، روس‏ها ‏‏حمله خود را برای اشغال کامل شمال ایران آغاز کردند. در همین زمان، در آغاز مارس 1916، انگلیسی‏ها ‏‏آماده تکمیل اشغال نیمه جنوبی کشور می‏‏شدند. در رعد 16 مارس 1916 (شماره 135)، درست سیزده روز بعداز اشغال کرمانشاه به دست روس‌ها، گزارش شده که دولت جدید محمدولی خان تنکابنی، سپهسالار، اعلام کرده است که ارزاق کافی در تهران وجود دارد و روزانه مقدار معتنابهی نیز از راه می‏‏رسد. دولت جدید به مردم اطمینان می‏‏دهد که در عید نوروز هیچ کمبودی وجود نخواهد داشت. جالب اینجاست که در همین شماره این روزنامه گزارش شده که در طول چند روز گذشته، نانوایی‌های سمنان (100 مایلی شرق تهران) به خاطر نبود آرد عملاً بسته‏اند ‏‏و مردم سمنان در نگرانی جدی به سر می‏‏برند. این روزنامه همچنین گزارش می‏‏کند که بخش شرقی کشور با کمبود غله مواجه شده و گندم در خراسان احتکار شده است. در روزنامۀ نوبهار 10 ژوئن 1916 (شماره 1) گزارش شده که اوضاع اقتصادی و سیاسی رو به وخامت است. این روزنامه می‏‏نویسد که شرایط اصلاً رضایتبخش نیست و از هر گوشه کشور اخبار ناگوار به گوش می‏‏رسد. فلج دولت با وجود تهاجم بیگانگان و اشغال، تعدیات ارتش روسیه به مردم، نبود امنیت ناشی از نقض قانون و نظم و افزایش راهزنی در جاده‏ها باعث توقف تجارت عادی، خارجی و داخلی شده است. این روزنامه اعلام می‏‏کند که با باران در بهار و حمله آفات، حجم زیادی از ارزاق از کشور خارج شده است (احتمالا به دست ارتش‏های ‏‏اشغالگر). این روزنامه در پایان می‏‏نویسد که شرایط بسیار سختی پیش روی است و کشور در آستانه گرفتار آمدن به چنگ فقر و قحطی است. شارژدافر وقت آمریکا در ژوئیه 1916، حدود دو سال بعد از آغاز جنگ، درباره قیمت‏ها ‏‏در تهران چنین گزارش می‏‏کند: «در این پایتخت قیمت کالاهای وارداتی همیشه بالاست و قیمت محصولات محلی نیز به خاطر شرایط ناشی از جنگ اجباراً افزایش یافته است.» همان طور که گزارش کفری نشان می‏‏دهد، روشن است که تورم قابل توجهی در 1916 وجود داشته و نرخ مبادله ارز افزایش یافته است: «با نرخ فعلی مبادله ارز، یک قران برابر 143/0دلار است. به طور معمول یک قران برابر 0875/0دلار است.» با توجه به این که انگلیسی‏ها ‏‏پرداخت درآمدهای نفتی را از اوایل 1915 (فصل شش) قطع کرده‏‏اند و با توجه به این که تجارت مرسوم خارجی به کلی متوقف شده، افزایش شدید نرخ برابری قران تنها به خاطر افزایش خرید ارزاق از سوی ارتش‏های ‏‏خارجی است. اما با فروش هر پوند جو به دو سنت، در فصل برداشت 1916 وقفه کوتاهی رخ داد. از آن پس اوضاع رو به وخامت گذاشت.
رعد 6 ژوئیه 1916، حاوی گزارش‏هایی درباره آشوب در مقابل نانوایی‌ها ‏‏در اثر اعتراض مردم به کمبود و گرانی نان است. در پاسخ، نانواها دست از پخت کشیده و دکان‏ها ‏‏را بسته‏اند. دولت هم بسیاری از آنها را بازداشت کرده است، اما این روزنامه گزارش می‏‏کند که با وجود اقدام دولت، «خبازها از باز کردن دکان‏ها ‏‏و از سر گرفتن پخت نان سر باز زده‏اند.» این روزنامه دلیل افزایش قیمت ارزاق، به ویژه برنج و روغن، را دلالان و کاروان‌داران می‏‏داند. این روزنامه اشاره می‏‏کند که در پاسخ به کمبود جدی نان، «خبازها موقعیتی حسدبرانگیز یافته‏‏اند، جمعیت فراوان در مقابل خبازی‏ها ‏‏جمع می‏‏شوند و دولت هیچ اقدامی برای بهبود اوضاع نمی‏‏کند.»