نوروز امسال
۱۴۰۴/۰۱/۱۶
محمدهادی صحرایی
ماه رمضان که ماه رحمت بود گذشت. ماهی باشکوه و باعظمت که آمدنش برکت و رفتنش مغفرت را به ارمغان آورد. وقتی آمد، دلهامان پر از شوق بود و وقت رفتنش چشمانمان پر از اشک شد. به او عادت کرده و سحر و افطارش زندگیمان را منظم کرده بود. آرامشش، یادآور آغوش مادرانه بود و مجال بالیدنش به فرصت پدرانه میماند. دلهامان را رقیق و گناهانمان را آب کرد. شبهای قدر را باید از آستان قدسیِ رضوی پرسید که چگونه دست جمعیت بینظیرش را به دست آسمانیان رساند. روز قدساش ماندگار شد و به شهادت آمار و مشاهده انبوه مجاهدانِ روزهدارِ شعارگو، میزان شرکتکنندگان از همه سالهای پیش، بیشتر بود و مشکلات اقتصادی و زوزه دشمنان تهدیدگر نتوانست خیابانهای شهرها را خلوت کند. عید فطر و نمازش همچنان باشکوه بود که بیایند و بپرسند ناباوران که مصلای تهران، چگونه ماه و ستاره زمینیان را به رخ آسمان کشاند.
عید نوروز را به خوبی و خوشی گذراندیم. نفس بهاری آقا که به گوش جان ما مردم میرسد احساس و استعدادها را شکفته و شکوفا میکند و عقلمان قد میکشد. زلف امیدمان را شانه و راه را برایمان روشن میکند. شعار امسال که هفدهمین شعار اقتصادی سالهای اخیر است و پیشنهاد اجرائی آن برای به کارگیری سرمایههای شخصی در تولید به جای خرید ارز و طلا، زشتی «ترجیح منفعت شخصی بر مصلحت جامعه» را بر ما مردم مشخص کرد و راه بهانه و تنبلی را بر متولیان بست. تذکر و تشر به سرمایههای اسرائیلیِ آمریکا و انگلیس در ایران که به نیابت از آنها، کشور خود را به آتش میکشند هم، گوش فتنه گران نفوذی و خلیده را به دست مردم سپرد تا مبادا سودای سرکشی کنند که زیرپا له خواهند شد. معرفی اسرائیل به عنوان نیروی نیابتی جهان سلطه هم از جملات کلیدی نوروزی بود که چهره صهیون قلاده دریده و باند تبهکار را بازتعریف کرد.
آمارها میگویند که سفرهای نوروزی مردم به نقاط مختلف کشور هم، در تاریخمان بینظیر بوده است. خدای قادر متعال، این آرامش و آسایش و امنیت را از مردممان نگیرد و به بازوان مجاهدان خاموش و رزمندگان سلحشورمان برکت و عافیت دهد که در این دنیای پرآشوب و مضطرب، فلات ثبات ایران را حرم امن کردهاند. اقتصاد ما اگرچه کسالت دارد و به خاطر بیتدبیریها و پس از آن تحریمها، حال خوشی ندارد ولی آنچه پلیس راهور از میزان بینظیر سفرهای انجام شده از 25 اسفند تا 15 فروردین اعلام کرده و ثبت مصرف بنزین و... را هرگز نباید دستکم گرفت. مجموعه آمارها و مشاهده مسافران در جادههای بین شهری و ترافیکهای چندساعته ورودی و خروجی شهرها برخلاف آنچه رسانهها معاند و مزدور میگویند است. آنها پیوسته دنبال سیاهنمایی و بدبختنماییاند. هم نباید دلخوش بود و هم نباید دلسرد شد.
باید منطقی و علمی محاسبه کرد که چرا این اتفاقات خوش و مثبت در ذهنها و ذائقهها نمیماند و چه کسانی پیوسته کام مردم را تلخ میکنند؟ ظاهر منطقی مسافرتهای زیاد مردم به مشهد و شمال و سایر نقاط کشور در شبهای احیاء و نوروز، نشاندهنده تمکن مردم برای سفر است که خدا را بر این تمکن باید بسیار ستود و مسئولین هم هرگز نگذارند که آمارها و این واقعیات شیرین آنها را به نخوت یا رخوت دچار کنند و این موفقیت که در سال گذشته و سال پیش از آن نیز بود را به اسم خود قباله نکنند. بیشک باید برای تسهیل و رفاه بیشتر و نیز احقاق حق شعار امسال، اقدام جهادی کنند. از سوی دیگر، قوه مقننه با وضع قوانین مورد نیاز برای ساماندهی فضای مجازی حرفهای و نظارت مسئولانه برحسن اجرای آن توسط دولت، و قوه قضا هم با همت و مراقبت جهادی از فضای امن رسانهها و فعالین در این عرصه از آرامش روانی جامعه مراقبت کنند تا کسانی با اخبار سیاه و خاکستری، حال خوش رمضانی و نوروزی مردم را ضایع نکنند.
درست است که قیمت دلار و طلا با بیتدبیری افسارگسیخته شده است ولی نباید با ضریب دادن به اخبار بد و یا نادرست، آب به آسیاب نفوذیهایی ریخت که کاسبان افزایش ارز و طلا هستند. غیر از این نیز دولت محترم در به کارگماردن افراد در مناصب اقتصادی، و قوه قضا و نهادهای امنیتی در پیگیریها باید به این نکته مهم توجه داشته باشند همانگونه که «تعارض منافع» ممنوع و فسادآور است، تجانس منافع هم خطرناک و غیرقابل چشمپوشی است. نباید به کسانی کار سپرده شود که سود شخصی خود و خانواده و اطرافیانشان در سیاستهای انقباضی و انبساطی بازار یا انبار یا افت وخیز بازار و اقلام آن باشد. کسی که خود یا نزدیکانش واردکننده و صادرکنندهاند، سود و زیانشان به باز و بسته بودن بازار وابسته است. مدیر و مسئول باید مدافع منافع عموم ملت باشند نه منفعت شخصی و وابستگان. زیان مادی و روانی حضور دوتابعیتیها یا وابستگان آنها نیز نباید از ذهن دور بماند.
در جنگ اقتصادی که در آن به سر میبریم، هدایت هوشمندانه سرمایههای خرد و سرگردان مردم برای تولید میتواند راهگشا باشد نه چاپ پول بیپشتوانه و نه قرض از بانک مرکزی. احتکار ارز و طلا به عنوان سرمایه، نشانه بیماری اقتصادی است. اگرچه غیر از کاسبان این تجارت زشت، که چرخه هراسافکنی رسانهای و ایجاد نیاز کاذب را مدیریت میکنند باید این نکته را نیز بررسی نمود که کشورهای موفق جهان چگونه توانستهاند در جمع کردن نقدینگیهای خرد موفق باشند؟ چرا زنان اغلب کشورها مثل زنان ایرانی از طلا و جواهر استفاده نمیکنند؟ و دلار، به عنوان یکی از بیارزشترین ارزهای رایج که نماینده بدهکارترین اقتصاد جهان است و به مدد طراحی حرفهای خود، مثل باکتری و ویروس در بدن اقتصادهای بیمار نفوذ و رشد و نمو میکند و او را به مهلکه میاندازد، چرا در کشور ما احتکار خانگی شده و سایر ارزها را متأثر از خود میکند؟ به راستی کشورهای موفق، سرمایههای خرد مردم را چگونه و در کجا بهکار میگیرند؟
در این بلبشوی اقتصادی، هرگز نباید از رسانه و نقش تعیینکننده آن غافل شد و همیشه به این نکته ملتفت بود که یک بال پیشرفت اقتصادی، فضای روانی جامعه است که با رسانهها تأمین میگردد. در شرایط فعلی جامعه ما که حدود سه دهه است در جنگ اقتصادی هستیم، جنگ روانی مهمتر از جنگ سخت و نرم است. ما اگر در سختافزار و جنگ سخت قوی هستیم ولی در نرمافزار و جنگ نرم آسیب پذیریم. این واقعیت است که اگر در جنگ سخت با مشکل مواجه شویم میتوانیم از قدرت نرممان استفاده کنیم ولی در شرایط عکس این، قدرت سختمان نمیتواند به قدرت نرممان کمک کند. تأکید هفده ساله بر شعار اقتصادی نشاندهنده آسیبپذیر بودن ما در این جبهه است که محتاج اقدام فوری، جهادی و عالمانه است و با دیوانسالاری چاق و تنبل مرتفع نمیشود.
اگر جهان امروز را جهان ارادهها بنامیم، بیشک باید عرصه مقابله ارادهها را در اقتصاد و رسانه دید. کار رسانهها ترغیب یا ترساندن، زمینهسازی و جنگ روانی است تا قدرتها بتوانند سوار بر این امواج، حاکم بر اقتصاد و مدیریت اقتصاد کشورها شوند و آنها را به بند کشند. همه سیاستهای پرشتاب ترامپ را نباید از بلاهت و حماقتش دانست. او به صورت جدی منافع کشورها را متأثر از خواست خود کرده است. او کارش را با ارعاب و تهدید و جوّ روانی پیش میبرد نه با جنگ سخت. همه میدانند که آمریکا و ناتو توان راه انداختن نبرد دیگر را ندارند. آنها و ائتلافشان در مواجهه با یمن که فقیرترین کشور عربی است، ناتوان و درمانده و شکست خوردهاند، چگونه میتوانند جبهه جدیدی آن هم با ایران را بگشایند؟ هرگز. ولی دل به ارعاب و تهدید و خالی کردن دل برخی مسئولین یا بیخبرها بستهاند.
شعار انتخاباتی ترامپ، برخلاف شعار بایدن که «آمریکای نخست» بود، شعار « نخست، آمریکا» بود. مأموریت او که توانست سیستم رهبری آمریکا را به این نتیجه برساند که با بازگشتش موافقت کنند، تولید ثروت و سرمایه با تجمیع هزینهها و دوشیدن کشورها و تعریف تعرفههای جدید به زور جنگ روانی و تهدید رسانهای است. اقتصاد آمریکا و ناتو پس از جنگ اکراین و طوفانالاقصی بسیار تحلیل رفته و ضعیف شده است. کار این قمارباز شرور، اینگونه است که وقتی تدبیرش ثمر ندهد، به تیرهای در تاریکی دل میبندد که شاید به هدف بخورد. چاره کار با او مقابله است و نهراسیدن از لافهای قلدر. همان گونه که در نظامیگری مشتمان پرقدرت است و به بازدارندگی رسیدهایم، در اقتصاد هم باید همینگونه بود و باید به بازدارندگی برسیم. و این «باید برسیم» با کار جهادی، هماهنگ و حمایت واقعی و صادقانه از تولید میسر است. نمیشود شعار داد و اقدام را جدی نگرفت یا در ظاهر تأیید کرد و در عمل، دست و پای تولیدکننده را با قوانین زاید گچ گرفت.
و نکته آخری که در نوروز امسال، ذائقه ما را تلخ کرد، ازسرگیری حملات اسرائیل به اماکن عمومی و به ظاهر امن نوار غزه و فلسطینیان با سلاحهای جدید است. وقتی امام ما 30 اردیبهشت سال 59، اسرائیل را غده سرطانی نامید شاید کسی باور نمیکرد که این سخن او پس از 43 سال به باور بسیاری از مردم جهان تبدیل و در دانشگاههای مهم آمریکا و اروپا و خیابانهای آنها فریاد زده شود. حمله اسرائیل به لبنان و سوریه و غزه، حکایت از شرارت این رژیم جعلی و رفتنی دارد که همچون سرطان، پخش میشود. چاره این غده بدخیم، همین مقاومت و همین حضور مردم جهان است تا راه نفس این رژیم منحوس، بسته و شرایط زندگی در امن و امان و آسایش برای بشریت فراهم شود. بعون الله وفضله.