زلال بصیرت (۲۱) - وظایف و حقوق مالی یک مسلمان (بخش دوم و پایانی) - هفت حق واجب برادر دینی۱۳۹۳/۰۳/۲۸
وظایف و حقوق مالی یک مسلمان (بخش دوم و پایانی)
زلال بصیرت
هفت حق واجب برادر دینی
بسم الله الرحمن الرحیم
خداوند بعد از امر به واجبترین واجبات كه اصلاً آفرینش انسان و جن براى آن بود: ما خَلَقْتُ الْجِنَّ وَ الْإِنْسَ إِلاّ لِیَعْبُدُونِ(1)، مىفرماید وَ بِالْوالِدَیْنِ إِحْساناً. یعنی بعد از عبادت خدا كاری واجبتر از احسان به والدین نیست. در مرتبه بعد هم نیكی به ذِیالْقُرْبى وَ الْیَتامى وَ الْمَساكِینِ وَ الْجارِ ذِی الْقُرْبى وَ الْجارِ الْجُنُبِ وَ الصّاحِبِ بِالْجَنْبِ؛ در این میان، قرآن حتی رفیق راه، همنشین و همسفر را هم از قلم نمىاندازد و نیكی به آنها را از جمله كارهایی بر میشمرد كه خدا دوست دارد. در بعضی از روایات از این كارها به عنوان حق واجب یاد شده است. البته منظور از واجب، واجب فقهى نیست؛ بلكه یعنى كاری كه مؤكداً خداوند انجام آن را از ما مىخواهد.
در اینجا مناسب است به بعضی از روایات كه در آنها اموری به عنوان حقوق واجب مسلمانان بر یكدیگر معرفی شده، اشاره شود. در اصول كافى، در باب حقالمؤمن على أخیه؛ روایتى از مُعَلَّى بْنِ خُنَیْس نقل شده است. او مىگوید: خدمت امام صادق(ع) عرض كردم كه حق مسلمان بر مسلمان چیست؟ و اگر من بخواهم حق رفیق مسلمانم را ادا كنم، چه باید بكنم؟ حضرت ابتدا جوابی كلی داده و فرمودند: تقوا داشته باش و ارزشهاى الهى را رعایت كن. مجدداً من با خواهش و تمنا، اصرار كردم كه این حقوق را به من یاد بدهید و از خدا بخواهید كه به من توفیق دهد كه به آن عمل كنم. حضرت در جواب فرمودند: حال كه اصرار مىكنى، بدان! هر مسلمانى بر مسلمان دیگر هفت حق واجب دارد: _البته در بعضى روایات دیگر، تا سى حق شمرده شده است_ أَنْ تُحِبَّ لَهُ مَا تُحِبُّ لِنَفْسِكَ وَ تَكْرَهَ لَهُ مَا تَكْرَهُ لِنَفْسِكَ(2)؛ هر چه براى خودت دوست دارى، براى رفیقت هم دوست داشته باشی و هر چه براى خودت نمىپسندى، براى رفیقت هم نخواهی. حق دیگر این است كه اگر یكى از دو برادر مسلمان، خادمى داشته باشد، حق برادرش بر او این است كه ابتدا خادمش را برای انجام كارهای برادرش بفرستد و بعد كارهاى خودش را به خادم بسپارد. ملاحظه كنید كه امام(ع) چه مواردی را جزو حقوق واجب مسلمان بر مسلمان دانسته است. خداوند خواسته مسلمانها با یكدیگر صمیمى و یگانه باشند و منیت و خودخواهى از میان ایشان برداشته شود. به صورتهاى مختلفى هم برای این كار برنامهریزى كرده، توصیه و سفارش كرده، به ما تعلیم داده تا شاید ما شباهتى به این الگوها پیدا كنیم. از جمله موارد دیگری كه در روایات به عنوان یك امر واجب تأكید زیادی بر آن شده، این است كه اگر شما مال اضافهای دارى كه احتیاجى به آن ندارى و از آن استفاده نمىكنى، اما رفیق تو به آن احتیاج دارد، حق واجب او بر تو این است كه نیاز او را از مال خودت برطرف كنی. البته منظور از «واجب» در این روایت، واجب فقهى نیست كه ترك آن حرام و موجب فسق مىشود؛ بلكه به یك معنا واجب اخلاقى است.
زكات ظاهر و زكات باطن
در روایت دیگرى از امام صادق(ع) سؤال شد: زكات واجب چه مقدار است؟ حضرت فرمود: زكات ظاهر را مىگویى یا زكات باطن را؟ آن شخص عرض كرد: هر دو را بفرمایید. امام(ع) فرمود: زكات ظاهر آن است كه اگر ندهی، اصلاً جزو مسلمانان به حساب نمىآیی. چون كسى كه از پرداخت زكات ابا داشته باشد، طاغى بر حكومت اسلامى است. قرآن هم برای معرفی مشركین و كافرین مىفرماید: الَّذِینَ لا یُؤتُونَ الزَّكاهًْ(3)، كسانی كه زكاتشان را پرداخت نمىكنند. امام(ع) در ادامه مىفرماید: اما زكات باطن این است كه فَلَا تَسْتَأْثِرْ عَلَى أَخِیكَ بِمَا هُوَ أَحْوَجُ إِلَیْهِ مِنْكَ(4)؛ اگر مالی دارى كه برادر مسلمانت به آن احتیاج دارد، آن را براى خود ذخیره نكنى و خودت را بر او ترجیح ندهى.
فقر و تنگدستی، نتیجه بیتوجهی به نیازمندان
اگر ما اندكى از این تعالیم اهل بیت (ع) را عمل كنیم، جامعه ما نمونه یك جامعه بهشتى مىشود؛ جامعهای كه روابط صمیمانه و صفا و محبت، آنچنان در آن حاكم است كه اگر كسی متوجه نیاز رفیقش شد، مال خودش را حتی به صورت ناشناس در اختیار او مىگذارد. اسلام مىخواهد مؤمنین، بخصوص شیعیان نسبت به یكدیگر اینگونه مهربان باشند. نه اینکه بین افراد جامعه رابطه گرگ و میش حاكم باشد و هر كسى به دنبال این باشد كه به صورتهای مختلف رفیقش را فریب بدهد. چنین جامعهای هیچ وقت مورد پسند اسلام و بهخصوص اهل بیت و بالأخص در این زمان مورد توجه حضرت ولى عصر _ ارواحناه فداه_ قرار نمىگیرد. ما اگر بخواهیم به گونهاى باشیم كه آنها هم، مشكلات دنیایى ما را حل كنند، علاوه بر اینكه براى رسیدن ما به كمالات معنوى توجه و عنایت بفرمایند و ما را دعا كنند، باید كارى كنیم كه آنها بپسندند. این مسئله كه انسان دیگران را به نحوى در مال خودش شریك بداند، یك ارزش انسانى است و اختصاص به صاحبان ادیان هم ندارد. اگر لحن آیات قرآن را ملاحظه بفرمایید، در آیاتى كه اوایل بعثت نازل شده، زمانی كه هنوز به جز چند نفر، كسى ایمان نیاورده، بخصوص آیاتی كه در مقام نكوهش كفار و مشركین است، به این مطلب اشاره شده است: فَأَمَّا الْإِنْسانُ إِذا مَا ابْتَلاهُ رَبُّهُ فَأَكْرَمَهُ وَ نَعَّمَهُ فَیَقُولُ رَبِّی أَكْرَمَنِ * وَ أَمّا إِذا مَا ابْتَلاهُ فَقَدَرَ عَلَیْهِ رِزْقَهُ فَیَقُولُ رَبِّی أَهانَنِ(5)؛ آدمیزاد اینگونه است كه وقتى خدا به او نعمت مىدهد، مىگوید خدا ما را مورد عنایت قرا داده، ما را دوست داشته و به ما احترام كرده است؛ وَ أَمّا إِذا مَا ابْتَلاهُ؛ اما وقتى بهخاطر مصلحت یا امتحان، روزیاش را تنگ كنیم، فَیَقُولُ رَبِّی أَهانَنِ؛ مىگوید خدا به من اهانت كرده، من را خوار كرده. خداوند مىفرماید: اینطور نیست و بعد به یكى از اسبابى كه موجب تنگى روزى مىشود اشاره مىكند: كَلاّ بَلْ لا تُكْرِمُونَ الْیَتِیمَ * وَ لا تَحَاضُّونَ عَلى طَعامِ الْمِسْكِینِ(6)؛ آنچه باعث مىشود روزیتان تنگ شود این نیست كه خدا شما را خوار و ذلیل كرده، بلكه این، عقوبت كارهایى است كه انجام مىدهید: لا تُكْرِمُونَ الْیَتِیمَ؛ یتیم را اكرام نمىكنید. وَ لا تَحَاضُّونَ عَلى طَعامِ الْمِسْكِینِ. نمىفرماید «لاتطعمون المسكین»؛ بلكه لا تَحَاضُّونَ عَلى طَعامِ الْمِسْكِینِ؛ یعنى وظیفه شما این است که یكدیگر را برای رسیدگی به فقرا تشویق كنید. ممكن است هر كدام جداگانه خدمتى انجام دهید، یا فقیرى را سیر كنید؛ اما آنچه در این آیه مىگوید این نیست؛ بلكه مىفرماید: وَ لا تَحَاضُّونَ عَلى طَعامِ الْمِسْكِینِ؛علت اینکه شما به فقر و گرفتارى مبتلا مىشوید، روزیتان تنگ مىشود و به گرانى و تورم مبتلا مىشوید این است كه همدیگر را به اطعام تهیدستان تشویق نمىكنید. این آیات خطاب به چه كسانى است؟ این از سورههاى كوچكى است كه اوایل بعثت نازل شده است. همچنین در سوره بلد میفرماید: فَلاَ اقْتَحَمَ الْعَقَبَهًْ * وَ ما أَدْراكَ مَا الْعَقَبَهًْ * فَكُّ رَقَبهًٍْ * أَوْ إِطْعامٌ فِی یَوْمٍ ذِی مَسْغَبَهًْ * یَتِیماً ذا مَقْرَبَهًْ * أَوْ مِسْكِیناً ذا مَتْرَبهًٍْ(7)؛ ابتدا میفرماید: كسانی كه گرفتار عذاب الهى مىشوند، به این دلیل است كه از گردنه نگذشتهاند. بعد ادامه مىدهد: مىدانید گردنه چیست؟گردنه و عقبه این است: فَكُّ رَقَبَهًٍْ، اگر اسیرى را آزاد كنید، از گردنه مىگذرند؛ أَوْ إِطْعامٌ فِی یَوْمٍ ذِی مَسْغَبَهًْ، در روز تنگدستى، قحطى و گرفتارى به دیگران رسیدگى كنند؛ یَتِیماً ذا مَقْرَبَهًٍْ، یا به یتیمى از نزدیكان و خویشاوندان رسیدگی كنند؛؛ أَوْ مِسْكِیناً ذا مَتْرَبَةٍ، یا به گداى خاك نشینى كمك كنند. وقتى به چنین كسانی كه نیازمند رسیدگی هستند، توجهی نمىكنید، به این بدبختىها مبتلا مىشوید.
ادای حقوق مالی، مظهر خداپرستی
رمز خداپرستى و تقرب به خدا در این است كه انسان بفهمد از خود هیچ ندارد و همه چیز از خداست و یكی از مظاهر خداپرستى این است كه اموالى را كه خدا در اختیار ما قرار داده و همه، ملك خدا و امانتى است از جانب او در دست ما، در راهی كه مورد رضایت اوست صرف كنیم، گو اینكه براى تحصیل بعضى از آنها زحمتى هم كشیدهایم؛ اما این زحمت هم با دستى بوده كه خدا داده، با سلامتى و نیرویى بوده كه خدا عنایت كرده، شرایط آن را هم خدا فراهم كرده و در نتیجه اموالى به دست ما رسیده است. حال اگر ما عبدیم و در مقام بندگى هستیم، نباید ادعاى مالكیت آنها را داشته باشیم و طبعاً نباید حرص به جمعآوری این اموال داشته باشیم؛ نباید برای اینکه از این اموال به دیگران بدهیم بخل داشته باشیم و بترسیم كه مبادا كم شود. رستگارى در این است كه انسان تنگ نظرى را از خود دور كند: وَ مَنْ یُوقَ شُحَّ نَفْسِهِ فَأُولئِكَ هُمُ الْمُفْلِحُونَ(8)؛ اینکه كسی تمام فكرش این باشد كه دائماً اموالی را برای خودش جمع كند، اول بدبختى اوست. این نشانه ،مرتبهاى از كفر است؛ یعنى من خودم را مالك مىدانم، نه خدا را. البته نه اموال ما بىنهایت است و نه نیازهای افراد جامعه آنقدر محدود است كه بتوانیم مشكل همه را حل كنیم، به ناچار باید اولویتها را رعایت كنیم. اولین اولویت هم خویشانِ نزدیك است و در رأس آنها پدر و مادر و بعد از آن سایر خویشاوندان هستند.
سخنرانی آیتالله مصباح یزدى(دامت بركاته) در دفتر رهبر معظم انقلاب ؛ قم ؛ 24 /6 / 1387.
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
1. ذاریات / 56. 2. الكافی، ج 2، ص 169، باب «حق المؤمن على أخیه و أداء حقه».
3. فصلت / 7. 4. الكافی، ج 3، ص 500، باب «فرض الزكاهًْ و ما یجب فی المال من الحقوق».
5. فجر /15-16 6. فجر / 17-18 7. بلد / 11-16 8. حشر / 9.
در اینجا مناسب است به بعضی از روایات كه در آنها اموری به عنوان حقوق واجب مسلمانان بر یكدیگر معرفی شده، اشاره شود. در اصول كافى، در باب حقالمؤمن على أخیه؛ روایتى از مُعَلَّى بْنِ خُنَیْس نقل شده است. او مىگوید: خدمت امام صادق(ع) عرض كردم كه حق مسلمان بر مسلمان چیست؟ و اگر من بخواهم حق رفیق مسلمانم را ادا كنم، چه باید بكنم؟ حضرت ابتدا جوابی كلی داده و فرمودند: تقوا داشته باش و ارزشهاى الهى را رعایت كن. مجدداً من با خواهش و تمنا، اصرار كردم كه این حقوق را به من یاد بدهید و از خدا بخواهید كه به من توفیق دهد كه به آن عمل كنم. حضرت در جواب فرمودند: حال كه اصرار مىكنى، بدان! هر مسلمانى بر مسلمان دیگر هفت حق واجب دارد: _البته در بعضى روایات دیگر، تا سى حق شمرده شده است_ أَنْ تُحِبَّ لَهُ مَا تُحِبُّ لِنَفْسِكَ وَ تَكْرَهَ لَهُ مَا تَكْرَهُ لِنَفْسِكَ(2)؛ هر چه براى خودت دوست دارى، براى رفیقت هم دوست داشته باشی و هر چه براى خودت نمىپسندى، براى رفیقت هم نخواهی. حق دیگر این است كه اگر یكى از دو برادر مسلمان، خادمى داشته باشد، حق برادرش بر او این است كه ابتدا خادمش را برای انجام كارهای برادرش بفرستد و بعد كارهاى خودش را به خادم بسپارد. ملاحظه كنید كه امام(ع) چه مواردی را جزو حقوق واجب مسلمان بر مسلمان دانسته است. خداوند خواسته مسلمانها با یكدیگر صمیمى و یگانه باشند و منیت و خودخواهى از میان ایشان برداشته شود. به صورتهاى مختلفى هم برای این كار برنامهریزى كرده، توصیه و سفارش كرده، به ما تعلیم داده تا شاید ما شباهتى به این الگوها پیدا كنیم. از جمله موارد دیگری كه در روایات به عنوان یك امر واجب تأكید زیادی بر آن شده، این است كه اگر شما مال اضافهای دارى كه احتیاجى به آن ندارى و از آن استفاده نمىكنى، اما رفیق تو به آن احتیاج دارد، حق واجب او بر تو این است كه نیاز او را از مال خودت برطرف كنی. البته منظور از «واجب» در این روایت، واجب فقهى نیست كه ترك آن حرام و موجب فسق مىشود؛ بلكه به یك معنا واجب اخلاقى است.
زكات ظاهر و زكات باطن
در روایت دیگرى از امام صادق(ع) سؤال شد: زكات واجب چه مقدار است؟ حضرت فرمود: زكات ظاهر را مىگویى یا زكات باطن را؟ آن شخص عرض كرد: هر دو را بفرمایید. امام(ع) فرمود: زكات ظاهر آن است كه اگر ندهی، اصلاً جزو مسلمانان به حساب نمىآیی. چون كسى كه از پرداخت زكات ابا داشته باشد، طاغى بر حكومت اسلامى است. قرآن هم برای معرفی مشركین و كافرین مىفرماید: الَّذِینَ لا یُؤتُونَ الزَّكاهًْ(3)، كسانی كه زكاتشان را پرداخت نمىكنند. امام(ع) در ادامه مىفرماید: اما زكات باطن این است كه فَلَا تَسْتَأْثِرْ عَلَى أَخِیكَ بِمَا هُوَ أَحْوَجُ إِلَیْهِ مِنْكَ(4)؛ اگر مالی دارى كه برادر مسلمانت به آن احتیاج دارد، آن را براى خود ذخیره نكنى و خودت را بر او ترجیح ندهى.
فقر و تنگدستی، نتیجه بیتوجهی به نیازمندان
اگر ما اندكى از این تعالیم اهل بیت (ع) را عمل كنیم، جامعه ما نمونه یك جامعه بهشتى مىشود؛ جامعهای كه روابط صمیمانه و صفا و محبت، آنچنان در آن حاكم است كه اگر كسی متوجه نیاز رفیقش شد، مال خودش را حتی به صورت ناشناس در اختیار او مىگذارد. اسلام مىخواهد مؤمنین، بخصوص شیعیان نسبت به یكدیگر اینگونه مهربان باشند. نه اینکه بین افراد جامعه رابطه گرگ و میش حاكم باشد و هر كسى به دنبال این باشد كه به صورتهای مختلف رفیقش را فریب بدهد. چنین جامعهای هیچ وقت مورد پسند اسلام و بهخصوص اهل بیت و بالأخص در این زمان مورد توجه حضرت ولى عصر _ ارواحناه فداه_ قرار نمىگیرد. ما اگر بخواهیم به گونهاى باشیم كه آنها هم، مشكلات دنیایى ما را حل كنند، علاوه بر اینكه براى رسیدن ما به كمالات معنوى توجه و عنایت بفرمایند و ما را دعا كنند، باید كارى كنیم كه آنها بپسندند. این مسئله كه انسان دیگران را به نحوى در مال خودش شریك بداند، یك ارزش انسانى است و اختصاص به صاحبان ادیان هم ندارد. اگر لحن آیات قرآن را ملاحظه بفرمایید، در آیاتى كه اوایل بعثت نازل شده، زمانی كه هنوز به جز چند نفر، كسى ایمان نیاورده، بخصوص آیاتی كه در مقام نكوهش كفار و مشركین است، به این مطلب اشاره شده است: فَأَمَّا الْإِنْسانُ إِذا مَا ابْتَلاهُ رَبُّهُ فَأَكْرَمَهُ وَ نَعَّمَهُ فَیَقُولُ رَبِّی أَكْرَمَنِ * وَ أَمّا إِذا مَا ابْتَلاهُ فَقَدَرَ عَلَیْهِ رِزْقَهُ فَیَقُولُ رَبِّی أَهانَنِ(5)؛ آدمیزاد اینگونه است كه وقتى خدا به او نعمت مىدهد، مىگوید خدا ما را مورد عنایت قرا داده، ما را دوست داشته و به ما احترام كرده است؛ وَ أَمّا إِذا مَا ابْتَلاهُ؛ اما وقتى بهخاطر مصلحت یا امتحان، روزیاش را تنگ كنیم، فَیَقُولُ رَبِّی أَهانَنِ؛ مىگوید خدا به من اهانت كرده، من را خوار كرده. خداوند مىفرماید: اینطور نیست و بعد به یكى از اسبابى كه موجب تنگى روزى مىشود اشاره مىكند: كَلاّ بَلْ لا تُكْرِمُونَ الْیَتِیمَ * وَ لا تَحَاضُّونَ عَلى طَعامِ الْمِسْكِینِ(6)؛ آنچه باعث مىشود روزیتان تنگ شود این نیست كه خدا شما را خوار و ذلیل كرده، بلكه این، عقوبت كارهایى است كه انجام مىدهید: لا تُكْرِمُونَ الْیَتِیمَ؛ یتیم را اكرام نمىكنید. وَ لا تَحَاضُّونَ عَلى طَعامِ الْمِسْكِینِ. نمىفرماید «لاتطعمون المسكین»؛ بلكه لا تَحَاضُّونَ عَلى طَعامِ الْمِسْكِینِ؛ یعنى وظیفه شما این است که یكدیگر را برای رسیدگی به فقرا تشویق كنید. ممكن است هر كدام جداگانه خدمتى انجام دهید، یا فقیرى را سیر كنید؛ اما آنچه در این آیه مىگوید این نیست؛ بلكه مىفرماید: وَ لا تَحَاضُّونَ عَلى طَعامِ الْمِسْكِینِ؛علت اینکه شما به فقر و گرفتارى مبتلا مىشوید، روزیتان تنگ مىشود و به گرانى و تورم مبتلا مىشوید این است كه همدیگر را به اطعام تهیدستان تشویق نمىكنید. این آیات خطاب به چه كسانى است؟ این از سورههاى كوچكى است كه اوایل بعثت نازل شده است. همچنین در سوره بلد میفرماید: فَلاَ اقْتَحَمَ الْعَقَبَهًْ * وَ ما أَدْراكَ مَا الْعَقَبَهًْ * فَكُّ رَقَبهًٍْ * أَوْ إِطْعامٌ فِی یَوْمٍ ذِی مَسْغَبَهًْ * یَتِیماً ذا مَقْرَبَهًْ * أَوْ مِسْكِیناً ذا مَتْرَبهًٍْ(7)؛ ابتدا میفرماید: كسانی كه گرفتار عذاب الهى مىشوند، به این دلیل است كه از گردنه نگذشتهاند. بعد ادامه مىدهد: مىدانید گردنه چیست؟گردنه و عقبه این است: فَكُّ رَقَبَهًٍْ، اگر اسیرى را آزاد كنید، از گردنه مىگذرند؛ أَوْ إِطْعامٌ فِی یَوْمٍ ذِی مَسْغَبَهًْ، در روز تنگدستى، قحطى و گرفتارى به دیگران رسیدگى كنند؛ یَتِیماً ذا مَقْرَبَهًٍْ، یا به یتیمى از نزدیكان و خویشاوندان رسیدگی كنند؛؛ أَوْ مِسْكِیناً ذا مَتْرَبَةٍ، یا به گداى خاك نشینى كمك كنند. وقتى به چنین كسانی كه نیازمند رسیدگی هستند، توجهی نمىكنید، به این بدبختىها مبتلا مىشوید.
ادای حقوق مالی، مظهر خداپرستی
رمز خداپرستى و تقرب به خدا در این است كه انسان بفهمد از خود هیچ ندارد و همه چیز از خداست و یكی از مظاهر خداپرستى این است كه اموالى را كه خدا در اختیار ما قرار داده و همه، ملك خدا و امانتى است از جانب او در دست ما، در راهی كه مورد رضایت اوست صرف كنیم، گو اینكه براى تحصیل بعضى از آنها زحمتى هم كشیدهایم؛ اما این زحمت هم با دستى بوده كه خدا داده، با سلامتى و نیرویى بوده كه خدا عنایت كرده، شرایط آن را هم خدا فراهم كرده و در نتیجه اموالى به دست ما رسیده است. حال اگر ما عبدیم و در مقام بندگى هستیم، نباید ادعاى مالكیت آنها را داشته باشیم و طبعاً نباید حرص به جمعآوری این اموال داشته باشیم؛ نباید برای اینکه از این اموال به دیگران بدهیم بخل داشته باشیم و بترسیم كه مبادا كم شود. رستگارى در این است كه انسان تنگ نظرى را از خود دور كند: وَ مَنْ یُوقَ شُحَّ نَفْسِهِ فَأُولئِكَ هُمُ الْمُفْلِحُونَ(8)؛ اینکه كسی تمام فكرش این باشد كه دائماً اموالی را برای خودش جمع كند، اول بدبختى اوست. این نشانه ،مرتبهاى از كفر است؛ یعنى من خودم را مالك مىدانم، نه خدا را. البته نه اموال ما بىنهایت است و نه نیازهای افراد جامعه آنقدر محدود است كه بتوانیم مشكل همه را حل كنیم، به ناچار باید اولویتها را رعایت كنیم. اولین اولویت هم خویشانِ نزدیك است و در رأس آنها پدر و مادر و بعد از آن سایر خویشاوندان هستند.
سخنرانی آیتالله مصباح یزدى(دامت بركاته) در دفتر رهبر معظم انقلاب ؛ قم ؛ 24 /6 / 1387.
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
1. ذاریات / 56. 2. الكافی، ج 2، ص 169، باب «حق المؤمن على أخیه و أداء حقه».
3. فصلت / 7. 4. الكافی، ج 3، ص 500، باب «فرض الزكاهًْ و ما یجب فی المال من الحقوق».
5. فجر /15-16 6. فجر / 17-18 7. بلد / 11-16 8. حشر / 9.